امین مروتی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۴:
قطعه ای از غزل شمارهٔ ۱۹۱۴(مرا چون نی درآوردی به ناله)
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
محمدامین مروتی
در این غزل مولانا خود را به دف و نی و چنگ تشبیه می کند که آوازش خوششان حاصل زخمه و ضربه هایی است که می خورند.
مرا چون نی درآوردی به ناله
چو چنگم خوش بساز و بانوا کن
می گوید ای نوازنده(شمس یا خدا) ناله و نوای من همه از توست.
اگر چه می زنی سیلیم چون دف
که آوازی خوشی داری صدا کن
چو دف تسلیم کردم روی خود را
بزن سیلی و رویم را قفا کن
گویی چون دف به صورتم سیلی می زنی و رویم را برمی گردانی. من هم تسلیم توام که سیلی ام زنی.
همیزاید ز دف و کف یک آواز
اگر یک نیست از همشان جدا کن
این صدا هم از دف است هم از کف. هم از صورت من و هم از دست تو که قابل جدا کردن نیستند.
شدی ای نی، شکر ز افسون آن لب
ز لب ای نیشکر رو شُکرها کن
ای نی تو هم از دمیدن آن لب شیرین، مثل شکر شیرین شده ای و لازم است با آوای خود، شکرگزار این شیرینی باشی.
نه شُکر است این نوای خوش که داری؟
نوای شکرین داری ادا کن
البته خود این نوای خوشت عین شکرگزاری است که ادایش می کنی.
3 بهمن 1403
رضا از کرمان در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۹ در پاسخ به سیاوش دربارهٔ نورعلیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » بخش اول » شمارهٔ ۱۹۷:
سلام سیاوش جان
ممنونم که اشتباه بنده را گوشزد فرمودید بنده به جای محقق کرکی اشتباها علامه مجلسی نوشتم که متن خودم را اصلاح مینمایم ضمن اینکه از نقطه نظر تفکرات تند مذهبی وافراطی گری ایشان باهم فرق آنچنانی ندارند .
دکتر مهدی فراهانی منفرد در کتابی با عنوان " مهاجرت علمای شیعی از جبل عامل به ایران در عهد صفوی" به واکاوی، چرایی وتبعات بعدی این مهاجرت جمعی علمای لبنانی به ایران وچگونگی پیوند ایشان با حکام صفوی در ارتباط باقدرتگیری حکومت شیعی صفویه وتقویت مهدویت وموعود گرایی در آن دوره پرداخته است ،که خواندش خالی از لطف نیست .
باز هم از شما ممنونم شاد باشی عزیز
فاطمه زمانی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۶ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
ممنون بابت وقت و دقتی که در تفسیر اشعار میذارین. ما قدردان شماییم
پریا فرد در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:
شرابِ تلخ میخواهم که مردافکن بُوَد زورش
که تا یک دَم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
از بیت های مورد علاقه منه 🌱🕊
Raz.zaR در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۶:
بیت اول، ز نوبهخانه تنهایی درست است نه توبهخانه، سرای نوبتیان بوده
مهدی زارعی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱:
درود بی پایان بر شما گرامیان
در بیت
جهان پهلوان سام بر پای خاست
چنین گفت کای خسرو داد راست
خسرو داد راست چه معنی می دهد؟
امین مروتی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۹:
شرح غزل شمارهٔ ۷۵۹ (دل من رای تو دارد)
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
محمدامین مروتی
این غزل هم در فراق و هوای دیدار شمس سروده شده است.
دل من رای تو دارد، سر سودای تو دارد
رخ فرسوده زردم، غم صفرای تو دارد
دلم هوایت را کرده و دیوانه توست. اگر رویم زرد است به خاطر غم توست.هم سودا دارد و هم صفرا. صفرا و سودا از مزاج های چهارگانه اند.
سر من مست جمالت، دل من دام خیالت
گهر دیده نثار کف دریای تو دارد
سرمست زیبایی توام. خیالت همیشه با در دل من است و گوهر اشکم را نثار کف دریای وجودت می کند. منظور مولانا این است که گوهر من به فدای کف تو. در حالی که ارزش دریا به گوهر است نه کف آن.
ز تو هر هدیه که بردم، به خیال تو سپردم
که خیال شکرینت، فر و سیمای تو دارد
هرچه از تو گرفتم به خیالت پس دادم، زیرا که خیالت هم به زیباییِ خودت است.
غلطم گرچه خیالت، به خیالات نماند
همه خوبی و ملاحت ز عطاهای تو دارد
اشتباه گفتم. خوبی و زیبایی خیال تو هم از هدیه های خود توست و ربطی به من ندارد.
گل صدبرگ به پیش تو فروریخت ز خجلت
که گمان برد که او هم رخ رعنای تو دارد
گل پر برگ که به زیبایی اش می نازید و گمان می کرد مثل تو زیباست، از شرمساری در مقابل تو کم آورد و پرپر شد.
سر خود پیش فکنده، چو گنه کار تو عرعر
که خطا کرد و گمان برد که بالای تو دارد
درخت عرعر هم که به قد و بالایش می نازید، مثل گنهکاران در پیش تو سرش را پایین انداخت.
جگر و جان عزیزان، چو رخ زهره فروزان
همه چون ماه گدازان که تمنای تو دارد
جگر و جان عاشقان، در تمنای وصال تو مثل زهره و ماه می گدازد.
دل من تابه ی حلوا، ز بر آتش سودا
اگر از شعله بسوزد نه که حلوای تو دارد
دل من مثل حلوا بر آتش عشق تو می سوزد چرا که سودای چشیدن حلوای تو را دارد.
هله چون دوست به دستی، همه جا، جای نشستی
خنک آن بیخبری کو خبر از جای تو دارد
وقتی دوست دم دست است همه جا، جای نشستن است چون کنار اوست. خوش به حال کسی که از جای تو باخبر است. این باخبری عین بی خبری و حیرانی است.
اگرم در نگشایی، ز ره بام درآیم
که زهی جان لطیفی که تماشای تو دارد
اگر راهم ندهی از راه بام می آیم تا مثل جان های لطیف، به تماشایت بنشینم و حالم خوش شود.
به دو صد بام برآیم، به دو صد دام درآیم
چه کنم آهوی جانم سر صحرای تو دارد
هر جا لازم باشد به هوای دینت می آیم چه از بام بیایم و چه در دام بیفتم. آهوی جان من می خواهد در صحرا و هوای وجود تو مقیم شود.
خمش ای عاشق مجنون، بمگو شعر و بخور خون
که جهان ذره به ذره غم غوغای تو دارد
مولانا به خود می گوید ای عاشق دیوانه، لازم نیست دیگر چیزی بگویی که همه کائنات با تو غمگساری می کند.
سوی تبریز شو ای دل، بر شمس الحق مفضل
چو خیالش به تو آید، که تقاضای تو دارد
ای دل من به تبریز نزد شمس پر فضیلت برو. زیرا وقتی خیالش به ذهن تو وارد می شود، به این دلیل است که تو را خواسته است.
3 بهمن 1403
امیر عباس طیبی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:
بیت آخرش منو یاد این رباعی از خود خاقانی انداخت
سوزی که در آسمان نگنجد دارم
وان ناله که در دهان نگنجد دارمگفتی ز جهان چه غصه داری آخر
آن غصه که در جهان نگنجد دارم
sezafa در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۹۲:
با سلام . "گر دَهی پروانه ای" درست است به همین سادگی که پروانه دور شمع میگردد و نه شمع، گرد پروانه که بخواد عبارت "گِرد هر پروانه ای' درست باشه...
محمد سلماسی زاده در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹۰:
هندو در اینجا نماد نفس و ناآگاهی است.
( هرچند در اشعار دیگر مولوی به معنای معنوی و خموشی هم به کار رفته است )
یزدانپناه عسکری در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:
تابش خورشید ازل و توأمان پروردن جان و آموختاری و قصد شخصی به تداوم ادراک دنیای روزمره در قصد دل دانا و نادان (صبحدم سرد نفس).
حافظ : دفتر دانش ما جمله بشوئید به می - که فلک دیدم و در قصد دل دانا بود
برمک در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۵۹ در پاسخ به بابک چندم دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزج » پاره ۲:
اندرز اوشنر داناگ
حمید زارعیِ مرودشت در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹:
من واقعا درک نمیکنم این چه کاری بوده که گنجور انجام داده و هوش مصنوعی رو برای شرح ابیات به کار گرفته. اکثر ابیات رو نه تنها اشتباه معنا کرده که ممکنه دچار کژتابی در برخی مخاطبان هم بشه. درسته که جای ویرایش داره ولی کی فرصت داره بشینه توهمات هوشمصنوعی رو رفع کنه.
مثلا ببینید این بیت حافظ رو چقدر مسخره معنا کرده
تازیان را غمِ احوالِ گرانباران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
نوشته عربها نگران حال کسانی که مشکلات زیادی دارند نیستند، بلکه انسانهای خوب و پرهیزگار کمک کنند تا من با خوشحالی و راحتی پیش بروم.
در حالی که تازیان یعنی افرادی که تند رو و سریع هستند و مشخصا میگه سواره از پیاد هخبر نداره. حالا بین تازی و پارسا یک ایهام تناسب عرب و ایرانی هم هست ولی اصلا ربطی به معنای اصلی نداره. کاش بیخیال این تبِ هوشِ مصنوعی میشدید. واقعا چهره ی سایت رو زشت و مخدوش و غیر حرفه ای کرده. مخصوصا که فورا بدون فاصله گذاشتیدش بعد از شعر. حد اقل میخواید حفظش هم کنید بذاریدش پایین صفحه بعد از حواشی مردم.
سیاوش در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۰ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ نورعلیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » بخش اول » شمارهٔ ۱۹۷:
سلام و عرض ادب
علامه مجلسی (چه مجلسی اول و چه مجلسی دوم)، ایرانی بودند (در اصفهان متولد شدند و در اصفهان نیز فوت کردند) و لبنانی نبودند.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۶ در پاسخ به جلیل دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکرده است از انتظار تو دوشم
معنی خیلی واضح است
امروز بیا با من آتشی باش و امشب به کنار من بیا چون دیشب چشمم از انتظار تو بیدار بوده و نخوابیده است.
هر توضیحی که نوشته شود فقط سخن خداوندگار را بیارزش میکند؛ از بس روان و شیرین است.
افسانه چراغی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ ابن عماد » روضة المحبین » بخش ۶۲ - در نصیحت فرماید:
ابن عماد بزرگوار بسیار تاثیرپذیرفته از حکیم نظامی گنجوی و لیلی و مجنون اوست.
افسانه چراغی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ ابن عماد » روضة المحبین » بخش ۶۲ - در نصیحت فرماید:
به قول حافظ:
میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
افسانه چراغی در ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ ابن عماد » روضة المحبین » بخش ۶۱ - در خاتمت کتاب:
عِقد: گردنبند
ستاره پروین که به شکل خوشه است، به گردنبند تشبیه شده است.
میثم هدا در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۴:
عشقِ تو تا در دل است منعِ فغانم مکُن
دیگ نیفتد ز جوش تا (ننشیند) شرار
لطفا اصلاح شود
محمد علیپور در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۵ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳: