گنجور

 
سعدی شیرازی
 

چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام

ز توبه خانه تنهایی آمدم بر بام

نگاه می‌کنم از پیش رایت خورشید

که می‌برد به افق پرچم سپاه ظلام

بیاض روز برآمد چو از دواج سیاه

برهنه بازنشیند یکی سپیداندام

دلم به عشق گرفتار و جان به مهر گرو

درآمد از درم آن دلفریب جان آرام

سرم هنوز چنان مست بوی آن نفس است

که بوی عنبر و گل ره نمی‌برد به مشام

دگر من از شب تاریک هیچ غم نخورم

که هر شبی را روزی مقدر است انجام

تمام فهم نکردم که ارغوان و گل است

در آستینش یا دست و ساعد گلفام

در آبگینه‌اش آبی که گر قیاس کنی

ندانی آب کدام است و آبگینه کدام

بیار ساقی دریای مشرق و مغرب

که دیر مست شود هر که می خورد به دوام

من آن نیم که حلال از حرام نشناسم

شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام

به هیچ شهر نباشد چنین شکر که تویی

که طوطیان چو سعدی درآوری به کلام

رها نمی‌کند این نظم چون زره درهم

که خصم تیغ تعنت برآورد ز نیام

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | غزلیات قدیم | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سالار عقیلی » هوای آفتاب » آواز راک

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 551 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 808

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید صابر موسوی در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۴ نوشته:

سلام
آخرین زحاف این وزن مقصور است که به اشتباه محذوف درج شده
"مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان" که به اشتباه رکن آخر فعلن ثبت گردیده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

روفیا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۴۲ نوشته:

بیت آخر به زیبایی از کارکردهای نظم و زیبایی و هارمونی در جهان هستی می گوید .
که همچون زره در هم تنیده ای کارکرد محافظتی دارد . و به خصم که آهنگ عیبجویی دارد اجازه شمشیر کشیدن نمی دهد .
دهکده ایست زیبا و اراسته با خیابان های پاکیزه و خانه هایی دوست داشتنی با بالکن هایی اذین بسته به گلهای رنگارنگ ...
ایا کسی به خود اجازه می دهد زباله های متعفن و بد منظر را در این خیابان رها کند ؟
ولی اگر این زره نظم و زیبایی در نقطه ای سوراخ شود مثلا کسی لباس هایش را در بالکن اویزان کند همین سوراخ در زره به خصم زشتی و ناهماهنگی اجازه شمشیر کشیدن می دهد تا در پایان قلب زیبایی را نشانه بگیرد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

روفیا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۳ نوشته:

من آن نیم که حلال از حرام نشناسم
شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام
:
در مذهب ما باده حلال است ولیکن
بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عبدالرضا موسوی در ‫۱ سال قبل، شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۰ نوشته:

این بیت منتسب به حافظ است و در برخی از نسخ به نام سعدی نوشته شده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شهلا در ‫۱ سال قبل، شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۱ نوشته:

بیت سوم عالیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کوروش در ‫دیروز سه شنبه، ساعت ۰۰:۳۳ نوشته:

منظور از آب و آبگینه چیه در این بیت  ؟؟؟

در آبگینه‌اش آبی که گر قیاس کنی

ندانی آب کدام است و آبگینه کدام

؟؟؟

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

میثم ططری در ‫دیروز سه شنبه، ساعت ۰۱:۳۴ پاسخ داده:

آبگینه به «شیشۀ می» اشاره دارد. در اینجا استعاره از تَن یا پوست درخشان و بلورینِ یار است. آب نیز به «شادابی، خرمی، درخشندگی» اشاره دارد. 

یعنی در تَنِ او شادابی و درخشندگی ای هست که اگر بسنجی، نمی توانی پی ببری که آب (= می) کدام است و آبگینه (= شیشۀ می) کدام.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

میثم ططری در ‫دیروز سه شنبه، ساعت ۰۱:۵۵ نوشته:

توبه خانه چمار روشن و آشکاری ندارد و باید «نوبه خانه» باشد که همسو با معنای بیت و جناسِ آن با «نوبَت» در مصراع نخست است. در واژه نامۀ دهخدا نیز «نوبت خانه» و «نوبه خانه» را می بینیم که به چم «پاسدارخانه» می باشد. شیخ خانۀ خود را در جدایی از یار، به پاسدارخانه و کشیک تنهایی، یعنی محل بیداری و شب زنده داری همانند کرده است.

چمار این بیت، با بیت پسین همراه است: هنگامی که بلبلِ سحری با آوازخوانیِ بامداد به روی بام رفت، کشیکِ تنهایی من نیز پایان یافت و روی بام رفتم. به پیش آمدنِ پرچمِ خورشید نگاه می کنم که پرچمِ سپاۀ تاریکی را به گوشۀ افق می رانَد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.