حسین خسروی در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۳۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۸:
بدو گفت لختی نبید کَهُن
ابا مغز بادام بادام بریان بکن
کلمهی نبید مناسب این داستان نیست و پنیر درست است. (پنیر کهن)
من احتمال میدهم کاتبان و نسخهپردازان از کلمهی «کهن» دچار تردید و تخلیط شدهاند و چون معمولا صفت کهن برای نبید آورده میشود، واژهی پنیر با صفت کهن برایشان غریب بوده و آن را به نبید تغییر دادهاند.
اساسا اینجا بهرام نبید نخواسته. دل درد داشته و تقاضای پنیر و بادام و مرغ کرده.
اصل ابیات چنین است:
بدو گفت لختی پنیر کَهُن
ابا مغز بادام بریان بکن
بکن مغز بادام بریان و گرم
پنیر کهن ساز با نان نرم
که از تو پنیر کهن خواستم
زبان را به خواهش بیاراستم
خریدی گر او را به دانگی پنیر
بُدی با من امروز چو شهد و شیر
البته من نمیدانم چرا بهرام برای رفع دل درد این سه مادهی خوراکی را درخواست کرده و نیز نمیدانم عامل دل دردش چه بوده.
اگر عامل دل دردش پرخوری بوده، شاید خواسته با این ترکیبِ سهگانه معدهاش را وادار به استفراغ کند چون در طبِ غذایی مصرف پنیر با بادام توصیه نمیشود.
بادام یکی از مواد غذایی است که اگر با پنیر مصرف شود، باعث بروز مشکلات گوارشی میشود.
ضمنا باید گفت که اگرچه بهرام نبیدنوش قهاری بوده، ولی این جا قصد میگساری ندارد. فعلا بیمار است. دلش بد جور درد میکند و یادش آمده که طبیبِ دربار در اینگونه موارد این معجون خاص را توصیه میکرد.
از طرفی چون بازرگان، دلیل مصرف سهگانهی پنیر، بادام و مرغ را نمیدانسته، فکر کرده بهرام گرسنه است، بنابراین برایش مرغ بریان تهیه کرده.
HosseinKhosravi
t.me/abshartalaee
baran1222.blogfa.com
حسین خسروی در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۲۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۸:
هنر نیز ز ایرانیان است و بس
ندارند کرگِ ژیان را به کس
معنای بیت:
یعنی ایرانیان چنان شجاع و زورمند هستند که کرگدنِ خشمگین را عددی به حساب نمیآورند.
کرگدن را به چیزی نمیشمرند.
از کرگدن بیم و هراسی ندارند.
#HosseinKhosravi
t.me/abshartalaee
baran1222.blo
حسین خسروی در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۱۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۹:
اگر بدکنش بُد پدر یزدگرد
به پاداش آن داد کردیم گرد
همه دل ز کردار او خوش کنید
به آزادی آهنگ آتش کنید
ببخشد مگر کردگارش گناه
ز دوزخ به مینو نمایدْش راه
آزادی: شادی، خُرّمی، خشنودی، رضا، سپاس
در این جا بهرام به مخاطبانش میگوید:
اگر پدرم یزدگرد با شما بدرفتاری کرد، من برای جبران بدیهای او با شما نیکویی کردم.
پس انتطار دارم شما او را ببخشید و حلال کنید و هنگام دعا در آتشکده از او راضی و خشنود باشید
بلکه به واسطهی آن که خلق او را بخشیدند خالق نیز او را ببخشاید و از دوزخ به بهشت ببرد.
با خوشدلی از او، به درگاه خداوند بروید، بلکه...وقتی به آتشکده میروید از او راضی و خوشدل باشید و برایش دعا کنید، بلکه...
وقتی در پیش آتش به ذکر گفتن و دعا میپردازید، از پدرم خشنود باشید و در حق او دعا کنید تا خدا هم از او خشنود گردد و او را از دوزخ به بهشت ببرد.
#HosseinKhosravi
t.me/abshartalaee
baran1222.blogfa.com
عباس جنت در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴۰:
در این غزل مولانا مقام والای انسان را نشان میدهد و از ما میخواهد که خود را ارزان نفروشیم. انسان میتواند؛ مانند پیامبران دریا را بشکافد ماه را دونیم کند مرده زنده کند خاتم را از دیو پس بگیرد آب حیات بنوشد.
به قول کتاب مقدس خداوند انسان را به مثال خودش آفریده؛ ولی باید مثل شمشیر ذوالفقار از غلاف نفس هوای بیرون بیاید.
روباه @ در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:
متوجه این شدید که این غزل حافظ خیلی بوی خیام میده مخصوصاً این رباعی
قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم از آن که بانگ آید روزی
کای بی خبران راه نه آن است و نه این
حسین ملکی در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹:
خداوندگار آواز استاد محمدرضا شجریان کبیر این غزل را چنان خوانده اند که با شنیدنش روح از کالبد خاکی به پرواز در می آید.
روح این دو بزرگ شاد .
ع.ر.گوهر در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » تحفةالاحرار » بخش ۱ - آغاز:
تحفه الاحرار کلا در بحر سریع مسدس مطوی مکشوف سروده گردیده است و چون به نام خواجه ناصرالدین عبیدالله نقشبندی مشهور به خواجه ی احرار سروده اند آن را تحفه الاحرار نام نهاد .
داود شبان در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۰ - کاندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی:
مصرع جا افتاده میتونه گر طالبی که مبرا شوی زنار باشه
غلامحسین مرادی قرقانی در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » در دستگاه ماهور:
و چقدر جالب بود وقتی خوانندگان چینی این تصنیف زیبای ایرانی را به زبان فارسی در نوروز ۱۴۰۴ اجرا کرده و اجرای آنها از رادیو تلویزیون کشور چین هم پخش شد
سفید در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش شانزدهم » بخش ۴ - الحکایه و التمثیل:
چو بادی عمر شد، بیداریات کو...
سفید در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش نهم » (۸) حکایت شیخ ابوبکر واسطی با دیوانه:
چو دل اینجا ز عشق او فروزی
کجا در آتش دوزخ بسوزی...
سفید در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش نهم » (۸) حکایت شیخ ابوبکر واسطی با دیوانه:
به بحر سینهٔ خود شو زمانی
که تا در خویش گم بینی جهانی...
چو باشد صد جهان در دل نهانت
کجا در چشم آید صد جهانت...
زمین و آسمان آنجا بدانی
که تو هم این جهان هم آن جهانی...
AliKhamechian در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
سلام!
خوانش درست اشعار بیدل در درک صحیح مفاهیم اون بسیار حائز اهمیته و این خوانشی که در سایت گنجور هست بسیار مغلوطه و باعث اشتباه در درک و تفسیر شعر میشه، لطفا دست کم قابلیتی قرار بدین که خوانشهای غلط رو بشه حذف کرد از سایت. برای بخصوص شخص بیدل هم که خوانش بسیار خوبی داریم، تمام غزلیات بیدل رو سید حسن حسینی بطور صحیح خوانده و قابل قرار دادن در سایته.
AliKhamechian در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹ - بتا با تو کجم؟:
سلام!
این شعر در تصحیح انتشارات امیرکبیر بیت آخر مصرع اول هم همینگونه درج شده که خواهش ز تو بوس است و کناری نخوهم.
منتهی از لحاظ وزنی ممکن نیست به این صورت باشه، ازین جهت من احساس میکنم بابد باشه: خواهشم از تو بود بوس و کناری نخوهم، که از نظر وزنی هم صحیحه
مِهتی در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۸ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:
ممنون از لطف شما، با بیت زیبای حافظ به شدت موافقم.
اما اینکه راهی برای رسیدن به رستگاری هست، گمان میکنم باید تجدید نظری بشه. انسان در اجتماع، انسان است و به خودی خود، معنایی ندارد. ما چیز هایی از مولانا، حافظ، سعدی و امثال این بزرگان میخوانیم و به قطع با زندگی زیسته انها بسیار متفاوته. درسته که انسان های خوبی بودن اما اینکه اسمشونو رستگار بگذاریم، یه جورایی چشم بستن بر واقعیته.
این عزیزان، با اگاهی نسبت به ناپایداری دنیا و مرگ، تونستن بهتر زندگی کنن و علم زندگی رو داشته باشن. اما باز تافته جدا بافته نبودن و اسیر همین زندگی شدن، مثل همه ما، و در اخر هم اسیر مرگ.
من نمیگم که زندگی بده، اما باید قبول کنیم که طبیعتی که داخل زندگی میکنیم چیز خاصی هم نیست. از ارمان که بیرون بیایم و بفهمیم که هیچ تر از هیچ پی هیچ دویدیم، اونوقت ساده تر زندگی میکنیم و کمتر به خودمون اسیب میزنیم.
همیرضا در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:
در شرح صوتی استاد ضیاء به نقل از مهدی اخوان ثالث در کتاب «در حریم سایههای سبز» و همینطور برنامهٔ رادیویی به حکایتی از تذکرهٔ نتایجالافکار اشاره شده است.
تصویر حکایت در این نشانی قابل مشاهده است و متن آن (به انضمام کلمهای که آن را نتوانستم بخوانم) به شرح زیر است:
«آخر کار در سنهٔ اثنین و تسعین و سبع مائه ۷۹۲ به جنتالمأوا خرامید و در خاک مصلای شیراز آسوده گردید. خواجه که به حسب ظاهر رندانه زندگانی مینمود بعد رحلت وی بعض اشخاص به نماز جنازه متأمل بودند تا آن که ابیات فصاحت (سنانش؟) را که اکثر بر حذف ریزه و کاغذپارها نوشته در سبوی میانداخت به کودکی اشاره کردند که از آن برآرد. سردست این بیت برآمد:
قدم دریغ مدار از جنازهٔ حافظ
اگر چه غرق گناه است میرود به بهشت»
امید زمانی در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۲۱:
«تیز» شاید همان روستای باستانی تیس باشد نزدیک چابهار امروزی که کوه و غارهایی هم دارد
رضا از کرمان در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۴۳ در پاسخ به سیدسینا حسینی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:
درود بر شما
آقا سینای گرامی واقعا یعنی شما فرقی بین امت اسلامی وگستره آن , وملیت ایرانی با تعریف محدوده مشخص جغرافیایی آن , قایل نیستی چطور تفاوت بین اونها را متوجه نمیشید
احمد رحمتبر در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۸:
ادوارد براون، ایرانشناس بزرگ در کتاب معروف خود «یک سال در میان ایرانیان»، بیتی از این غزل را -با ذکر این نکته که شیرازیها بسیار شهر خود را دوست دارند- از قول شیرازیهایی که در تهران آنها را دیدار کرده است میگوید:
خوشا تفرج نوروز خاصه در شیراز
که برکند دل مرد مسافر از وطنش
احمد رحمتبر در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۰۲ دربارهٔ یغمای جندقی » دیوان اشعار » سایر اشعار » رباعی در وصف حاج میرزا آقاسی: