بهنام در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۰ - شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدن:
مرگ و جسک ای اهل انکار و نفاق
عاقبت خواهد بدن این اتفاق
چشمتان تر باشد از بعد خلاص
که شوید از بهر شهوت دیو خاص
با توجه به ادامهی شعر در "تصورات مرد حازم" یعنی:
مرگ و بلای ناگهانی ناچار خواهد رسید، تو که بعد از خلاص شدن هنوز آب چشمت خشک نشده دوباره غفلت و عصیان میکنی، این آه و زاری چیست؟
گزارهی منطقی (از دید شیطان):
تو با این بلا یا میمیری یا میمانی، اگر بمیری که کار تمام است. اگر بمانی دوباره گناه میکنی. پس چرا تضرع و دعا میکنی؟
HRezaa در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۰۶ در پاسخ به سوره صادقی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴ - آمرزش خواستن:
درود دوست عزیز
من که کمترینی بیش نیستم، بنظرم تفسیر خودتا کاااملا درست است
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۷۶:
در «همکُف» احتمالا واژۀ «کُف» (kof) به معنی «سخن» و «صحبت» باشد.
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ صامت بروجردی » کتاب القطعات و النصایح » شمارهٔ ۱ - کتاب القطعات و النصایح:
مصرع دوم بیت پایانی، یعنی «کلوخ اندار را پاداش سنگ است»، برگرفته از بخش 63 خسرو و شیرین نظامی گنجوی است.
رضا از کرمان در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۱:
درود
بیشترین شمس دین در این غزل آمده ، یعنی 37 بار این کلمه تکرار شده است. ودر مواردی کنایه از خداوند میباشد.
محسن جهان در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷۲:
تفسیر ابیات ۱ و ۲ بالا:
خداوند انسان را مخاطب قرار داده و میفرماید:
ای جان من تا کی در این برهوت ذهن گمگشته ای و به این ویرانکده فانی دلبسته شدی. به سوی من بازگرد تا از پریشانی نجات یابی.
بارها برایت نشانی فرستادم و راهها را نشانت دادم. پس بدلیل مشغولیات دنیوی یا راه را نمیدانی و یا به علامات و اشارات من بی توجه هستی.
منظور از اشارات همان رخدادها و مصائبی است که در گذشته هر انسانی پیش آمده مانند فوت عزیزان، از دست دادن بخشی از سلامت جسم یا مال، ترک نزدیکان، حوادث و یا بلایای طبیعی و .. که تمامی جهت هشیاری و به صدا درآمدن زنگ بیداری انسان است که به این سرای فانی تعلق نداری.
کاوه در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۴:
انصاف می دهم که لطیفان و دلبران
بسیار دیده ام نه بدین لطف و دلبری
سوره صادقی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان:
در نجوم (هیات) قدیم، خورشید در فلک چهارم است. بیت معمور هم که در متون اسلامی برابر و در امتداد کعبه در آسمان و معادل آن است در آسمان چهارم گفتهاند قرار دارد. همچنین (بیربط در اینجا) مسیح را میگویند که نمرده بلکه به آسمان چهارم عروج کرده تا زمان ظهور.
در ادبیات فارسی بنابر این ارتباطات و تناسبهای متعدد و بسیار شاعرانه و زیبایی بین این مفاهیم (آسمان چهارم- فلک یا خانه خورشید- مقام مسیح) برقرار میشود.
احمدرضا کلانتری در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش چهارم » (۵) حکایت پیرمرد هیزم فروش و سلطان محمود:
با درود
بیشتر آنچه که با استفاده از هوش مصنوعی و تحت عنوان برگردان به زبان ساده درج شده است، کاملا اشتباه بوده و علاوه بر آنکه از لحنی عامیانه و سطحی استفاده می نماید، از نظر معنا و مفهومی نیز مخاطبینی را که آشنایی کمی با ادبیات کهن فارسی دارند گمراه می کند. گنجور، سایتی وزین و فاخر و حاصل زحمات ارزشمند بانیان فرهیخته آن است و بهتر آنست تا حد ممکن از هوش مصنوعی کمتر استفاده شده و در عوض از نقد و تفسیرهای ادیبان و صاحب نظران این عرصه بهره بیشتری گرفت.
سوره صادقی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان:
هفت کشور و نه چرخ تناسب معنایی دارند و به نحوی معادل دو مفهوم متضاد در برابر هم قرار داده شدهاند و با اشاره شاعر به تحت فرمان داشتن این هر دو، قدرت سلطان را میستاید.
هفت کشور: هفت اقلیم یا بخشهای جهان در تقسیمبندی کهن جغرافیایی
نه چرخ یا نه فلک: نه آسمان یا افلاک در کیهانشناسی بطلمیوسی و اسلامیهفت کشور بیشتر به تجربه انسانی و درونی اشاره دارد، در حالی که نه چرخ به ساختار هستی و سرنوشت بیرونی مربوط میشود. یکی از زمین میگوید، دیگری از آسمان.
سر در چنبر (= حلقه، طوق) آوردن کنایه از در فرمان خویش آوردن. رام خود کردن.
ساکن خرابات در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۴۰ در پاسخ به منصور دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۸:
به گمان حقیر همان نسکلد صحیح است. همان گونه که در فیه مافیه میفرماید: من اگر از اجزا، خود را فروسکلم از لطف بینهایت و ارادت ِ قفلگشایی و بیچونی ِفتّاحی او خواهد بود. (فیه مافیه ص ۱۳۸ فصل سی و چهارم) نقل از فرهنگ معین
شیلا راد در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۲۸ در پاسخ به مهدی رفیعی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲۰:
به مصر ربط نداره اولا انسانهای نیای مشترک دارن پس رسوم مشترک هم میتونن داشته باشند بدون کپی کردن از هم یعنی این رسم خیلی خیلی قدیمی تر از این حرفا به اقوام مختلف ارث رسیده یعنی قبل از اینکه اقوام دسته دسته بشن و قومیت ها بوجود بیاد دوما بعضی کارها و رسوم نیاز به ایده گرفتن از قوم دیگه ای نداره به ذهن هر کسی و قومیی میتونه برسه بدون اینکه از دیگری کپی یرداری کنند
یار در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:
بیت
گر رنج پیشآید و گر راحت ای حکیم
نسبت مَکُن به غیر که اینها خدا کند
نسبت مکن به غیر که اینها خدا کند را میتوان به دو صورت خواند و هر صورت معنی تفاوت پیدا میکند که این از معجزات شعر حافظ است
گر رنج پیشآید و گر راحت ای حکیم
نسبت مَکُن به غیر ،که اینها خدا کند
یعنی رنج ها و راحتی ها را به دیگری نسبت نده ، چرا که در اصل اینها را خدا میرساند
گر رنج پیشآید و گر راحت ای حکیم
نسبت مَکُن به غیر که اینها خدا کند ( بدون وقفه )
یعنی رنج و راحتی که به سراغت می آید را ای حکیم به غیر ( به خلاف ) آنها را به خدا نسبت نده
علی f در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۸ - عزم وی ، بر ایجاد گری ، درین ابیات شرح یافته ::
موی به مویش به هنر بیختم
علی f در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۵ - چنان بهنظر میرسد که آن سلطان عشرتطلب و هردمخیال، به این کتاب توجه نکرد و آن همه زر را که وعده کرده بود به امیر خسرو نداد، مگر امیر خسرو ازینکه مثنوی دلانگیزی گماشته است، خرسند بود::
ناز پی >>>>>> نَز پیِ
بیت ۲) آین>>>>>این
تا جور >>>>>>> تاجوَر
کاب >>>>> کآب
علی f در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۴ - اینک شاعر بیان می کند که چسان قران السعدین را به نظم آورد::
داد و دود🛑 >>>> داد دود
HRezaa در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:
می بده تا دهمت آگهی از سر قضا....
روانت شاد ای ابرررررشاعر و ابررررعارف کل تاریخ
که هر غزل را چنان سرودهای که هرکس به تناسب آن می (آگاهی و سلیقه و پندار) که در سر دارد میتواند به ظن خود یار تو شود.....
HRezaa در ۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۱۰ در پاسخ به arash دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:
درود بر شما و سپاس از اندیشهی بینهایت زیبای شما
مایا سپیدهدم در ۱ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۴ در پاسخ به شیرازی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود:
منظور اینه که غصه نخور پسته بخور☺️ در ادامه بیت هم فردوسی خودشون سرودند که از تلاش روی گردان نباشید و از رنج ها خم به چهره نایآورید انگار که بعد از سختی آسانی است پس شایسته جشن گرفتن و قدردانی از نعمت هاست که شامل خوردن و خوشی هم میشه.
کوروش در ۱ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۷۸ - مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعتگری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی أَنا أَعْلَمُکُمْ بِاللَّهِ وَ أَخْشیکُمْ لِللَّهِ وَ قالَ اللهُ تَعالی إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ: