گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۱

 
حافظ شیرازی
حافظ » غزلیات
 

شب وصل است و طی شد نامه هجر

سلام فیه حتی مطلع الفجر

دلا در عاشقی ثابت قدم باش

که در این ره نباشد کار بی اجر

من از رندی نخواهم کرد توبه

و لو آذیتنی بالهجر و الحجر

برآی ای صبح روشن دل خدا را

که بس تاریک می‌بینم شب هجر

دلم رفت و ندیدم روی دلدار

فغان از این تطاول آه از این زجر

وفا خواهی جفاکش باش حافظ

فان الربح و الخسران فی التجر

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر 117 دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 128 دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر 190 دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر 300

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حسام در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۱ نوشته:

با سلام و عرض ادب
تصور می کنم در بیت ما قبل آخر به جای "زجر" ، "ضجر" درست باشد.
---
پاسخ: «زجر» درست است. اتفاقاً این بیت یکی از شاهدهای لغتنامۀ دهخدا ذیل زجر است.

 

نوید در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۰۰:۴۱ نوشته:

به نظر میرسد وزن عروضی این غزل "مفاعلین مفاعیلن مفاعیل" باشه
---
پاسخ: این دو وزن هم‌ارزند.

 

حسین در ‫۸ سال قبل، سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۳۲ نوشته:

میشه معنای مصرع های عربی رو هم بنویسید؟

 

امین کیخا در ‫۸ سال قبل، سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۵۴ نوشته:

سلام فیه ...... یعنی تا بامداد در ان درود و سلام است
و لو أذیتنی..... یعنی اگر مرا با سنگ و نیز دوری ازرده سازی
فان الربح .... یعنی سود و زیان در بازرگانی است

 

شهسوار در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۸ نوشته:

با سلام و عرض خسته نباشید و تشکر ویژه از بابت سایت مفیدتان.
درست است که در نسخه ای که اشعار از آن برداشت شده بیت اول ((شب وصل...)) است اما با توجه به معنی ادامه ی بیت مبتنی بر این که ((نامه ی دوری وفراق نوشته شد))درست است که بگوییم:((شب قدر است و...))تا مفهوم شب وصل با شروع هجران تضاد نداشته باشد.
چنان که اساتیدی همچون استاد علی موسوی گرمارودی و استاد دکتر سید محمد جعفر محبوب هم بر همین عقیده اند.(گنجینه ی صوتی حافظ با صدای استاد گرمارودی و صوت جلسات دکتر محبوب به سال 76 توسط موسسه ی ماهور)
مارا هم از این شک رهایی بخشید.
سپاسگزارم. 

 

سیروس در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۱ نوشته:

با سلام
تصور می کنم مصرع دوم از بیت اول عین آیه شریف از سوره فجر باشد "سلام هی حتی مطلع الفجر" و بعید می دانم حضرت حافظ در نقل عینی آیه در تعریف از شب قدر "هی را به "فیه" تغییر داده باشد.

 

دکتر ف. ق در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۰ نوشته:

سلام دوستان . در پاسخ آقای حسام کلمه ی زجر درست است . چرا که ضجر که در آن ض . ج هر دو با فتحه خوانده می شود به معنای نالیدن می باشد و زجر به معنای راندن و طرد کردن و شکنجه و آزار .اگر عبارت عربی بیت قبل را به دیده ی تعقل بنگرید متوجه می شوید که عبارت زجر با آن بیشتر مناسبت دارد چرا که شاعر بزرگوار بیان داشته اند که اگر مرا از این کار ( توبه از رندی ) منع نموده به هجران و فراق مبتلا سازی باز هم رندی را رها نمی کنم و ره توبه در پیش نمی گیرم حال در بیت مورد نظر جنابعالی می فرماید ... آه از این ظلم و تعدی ( هجر : دور کردن ) و آه از این منع کردن و شکنجه دادن ( حجر : با فتح ح به معنای منع کردن و شکنجه )

 

.... در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۶ نوشته:

میشه درباره ی آیه های موجود در این شعر نظر بدین وارتباط اون با سایر رو برسی کنید؟

 

روفیا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۰ نوشته:

کل غزل گسترده ضرب المثل no pain no gain است .

 

روفیا در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۳۱ نوشته:

"غم و شادی"
بعضی گویند شادی از غم عظیمتر است،
بعضی گویند چنین نیست بلکه غم بر شادی چیرگی دارد.
اما من با تو می‌گویم که غم و شادی از هم جدایی ناپذیرند.
آنها با هم نزد تو می‌آیند
و هنگامی که یکی از آن دو در کنارت نشسته است، بیاد آر که آن دیگری نیز در بستر تو به خواب رفته است.
و همانا که تو چون دو کفه‌ی ترازو میان شادی و غم آویخته‌ای
و تنها هنگامی که به کلی تهی باشی دو کفه در حال توازن کنار هم خواهند بود.
اما وقتی که خزانه دار هستی تو را برمی‌دارد تا زر و نقره‌ی خویش را بسنجد، در آن هنگام بناچار دو کفه‌ی غم و شادی تو بالا و پایین می‌رود.
جبران خلیل جبران
""On Joy And Sorrow
Some of you say, “Joy is greater than sorrow,”
and others say, “Nay, sorrow is the greater.”
But I say unto you, they are inseparable.
Together they come, and when one sits alone with you at your board,
remember that the other is asleep upon your bed.
Verily you are suspended like scales between your sorrow and your joy.
Only when you are empty are you at standstill and balanced.
When the treasure-keeper lifts you to weigh his gold and his silver, needs must your joy or your sorrow rise or fall.
"Kahlil Gibran"

 

روفیا در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۳ نوشته:

گاهی ما انسان ها می پنداریم قانون no pain no gain یا نابرده رنج گنج میسر نمی شود را دور بزنیم .
زهی خیال باطل . سارقین بانک می پندارند با یک نقشه هوشمندانه یک شبه ره صدساله را طی خواهند کرد . ولی کارمای دزدی از همان لحظه ارتکاب شروع می شود . از ان لحظه به بعد از سایه خودشان هم می هراسند . به یاد دارم پوارو می گفت گناهان قدیمی سایه های بلندی دارند !حتی یابنده گنج هم از لحظه یافتن ان باید در پی پنهان کردن ان و امنیت جانی خود باشد . حتی یک فرد زیبارو هم بهای زیباییش را با در معرض سوئ استفاده بودن و با رنج مشاهده زوال ان می پردازد .
مکبث پس از به قتل رساندن شاه میگوید :
I wish when it was done , it was done ولی افسوس اگر دستان خون الودم را با اب هفت دریا بشویم هفت دریا شنگرفی خواهد شد ولی دستان من پاک نخواهد شد !
بسیاری از مردم در رنج و اندوه روزگار میگذرانند چون خیال میکنند دنیا پر از هرج و مرج است و هرکس هر چه کرد کرد و دائم می نالند که فلان کس مال مردم را خورد و هیچ گزندی ندید یا کسی ادمیی را از هستی ساقط کرد و اب از دماغش نیامد .!
زهی ساده لوحی !!
وقتی از انان می پرسم از کجا میدانی که هیچ گزندی ندید میگویند بهترین امکانات در اختیارش است و سفر خارج و بساط عیشش هم به راه ! گیر هم که نیفتاد !
شگفتا !
حقیقتا نمیدانم به اینان چه بگویم !
ایا ما امده ایم که خوب بخوریم و خوب بپوشیم و عیش و عشرت کنیم و بعد هم خداحافظ ؟!
ایا گمان نمی کنید با هر نادرستی که در حق مردم انجام میدهیم قدری از درجه انسانی نزول می کنیم ؟!
بهایم هم که عیش و عشرتشان را در حد کمال به جا می اورند . پس خط فصل ما و انها کجاست ؟!

 

بیگانه در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۸ نوشته:

به به... عالی... مثل همیشه...

 

تماشاگه راز در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۸ نوشته:

تفسیر عرفانی
1.شب وصال است و دوره ی فراق به پایان رسیده و این شب تا سپیده دم سرشار از آرامش و سلامتی است شبی که عاشق به وصال معشوق می رسد، شبی سرشار از آرامش و زیبایی است.(اشاره ی به آیه 5 سوره ی قدر).
2.ای دل!در کار عشق، محکم و استوار باش که در این راه، هیچ کاری بی اجر و پاداش نیست.
3.ای یار!حتی اگر با دوری و جدایی و منع کردن از دیدار خود مرا بیازاری، من از این رندی و لاابالی گری که شیوه ی عاشقان و آزادگان است، دست بر نخواهم داشت.عاشق واقعی از سختی ها و آزارها نمی هراسد.
4.ای صبح تابان و روشن وصل!به خاطر خدا طلوع کن که شب هجران را بسیار تاریک می بینم.
5.عاشق و شیدا شدم و دلم از دست رفت، اما روی زیبای معشوق را ندیدم.فریاد از ستم بی وفایی و از زجر فراق که بر من روا می دارد.عاشق همیشه در رنج و عذاب دوری از معشوق خواهد سوخت.
6.ای حافظ!اگر خواهان مهر و وفا هستی، جفای معشوق را تحمل کن.به درستی که در تجارت، سود و زیان، هر دو وجود دارد.عاشق، دوری از معشوق و سختی های این راه را عاشقانه باید بپذیرد.
منبع مقاله :
باقریان موحد، رضا؛ (1390)، شرح عرفانی دیوان حافظ بر اساس نسخه دکتر قاسم غنی و محمد قزوینی، قم: کومه، چاپ اول

 

احمد ترکمان در ‫۴ ماه قبل، شنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۰ نوشته:

لحظه تحویل سال 1400 هستیم
ایشالا سال خوبی برای همه ملت ایران باشه سال پر خیرو برکت و سلامتی را شروع کنیم.

 

وفا-ع در ‫۳ ماه قبل، دو شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۶ نوشته:

با عرض سلام و ادای احترام و رخصت از اهل ادب و دانش و فضیلت، ضمن سپاس، با نظر روفیای گرامی موافقم و از باب یادآوری بیت های پایانی غزلی از شیخ اجل سعدی شیرازی را بازنویسی و تقدیم میکنم:
جور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوست
گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند
غم دل با تو نگویم که تو در راحت نفس
نشناسی که جگرسوختگان در المند
تو سبکبار قوی حال کجا دریابی
که ضعیفان غمت بارکشان ستمند
سعدیا عاشق صادق ز بلا نگریزد
سست عهدان ارادت ز ملامت برمند

 

احمد ترکمان در ‫۳ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۲۰ نوشته:

شب وصل است و طی شد نامه ی هَجر
سلامٌ فیه حتی مَطلَعِ الفجر
جناب حافظ سر ذوق خاصی بودند و یا به وصالی رسیدند!که این غزل را سروده اند
معنی:شب وصال است و دورهء فراق به پایان رسیده و این شب تا سپیده دم سرشار از آرامش و سلامتی است شبی که عاشق به وصال دل می رسد،شبی سرشار از آرامش و زیبایی است.(این بیت به سوره مبارک قدر اشاره دارد)
(که عشق اول نمود آسان ولی افتاده مشکلها!)
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کار بی اجر
در عشق اول همه چی راحت بنظر میرسد ولی پیشروی که میکنید مشکلات کم کم نمایان میشوند.مشکلات عشق همان سختگیری های عاشق و معشوق به یکدیگر است.و دخالت دیگران است.
معنی:در کار عشق محکم و ثابت قدم باش و از نیتی که در سر داری اصلا کوتاه نیا.که این کار بی اجرو پاداش نخواهد بود.
من از رندی نخواهم کرد توبه
وَلو آذَیتَنی بِالهَجر و الحَجر
معنی:ای دلبر اگر با جدایی و دوری و منع کردن از دیدار خود مرا بیازاری،من از این رندی و سرکشی کردن که شیوه عُشاق و آزاده دلان است،دست بر نخواهم داشت.عاشق واقعی از سختی ها و آزارها هراسی ندارند !
بازآی ودل تنگ مرا مونس و جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
برآی ای صبح روشندل خدا را
که بس تاریک می بینم شب هجر
معنی:دل از هجران کله دارد از ندیدن روی معشوق.و مانند شبی تاریک این دوری را میبیند.واز خدا میخواهد که هرچه زودتر صبح شود و روی معشوق را ببیند.
به کام تا نرساند مرا به روی او
نصیحت همه عالم به گوش من بادست
دلم رفت و ندیدم روی دلدار
فغان از این تطاول آه ازین زجر
معنی:عاشق و شیدا شدم و دلم رفت اما روی زیبای معشوق را ندیدم.فریاد زبی وفایی و از فراقی که بر من روا می دارد..عاشق همیشه در فراق معشوق است حتی اگر هر روز یکدیگر را ببینند باز هم برای دیدار فردا لحظه شماری میکنند!که در اکثر شعرهای جناب حافظ کاملا این موضوع هویداست!بخاطر همین است همه عاشقان حافظ خوان هستند!
وفا خواهی جفا کش باش حافظ
فَانَّ الرَّبْحَ وَ الخُسران فی التَّجر
ای دل!اگر خواهان مهر و وفا هستی،جفای معشوق را تحمل کن و پذیرا باش!عاشق باید دوری از معشوق و سختی های این راه را عاشقانه بپذیرد!(علی برکت اله)
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی!

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.