گنجور

حاشیه‌ها

خلیل شفیعی در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

✅ نگاه دوم: عناصر برجستهٔ غزل ۲۶۶

 

1 ـــ بیت اول: «دلم رمیدهٔ لولی‌وَشیست شورانگیز...»

 

تصویرپردازی از دلِ بی‌قرار که گرفتار دلبری کولی‌وش و فریبنده شده؛ صفات «دروغ‌وعده»، «قتّال‌وضع» و «رنگ‌آمیز» تضاد میان جذابیت ظاهری و خطر باطنی را می‌نمایاند.

 

2 ـــ بیت دوم: «فدایِ پیرهنِ چاکِ ماهرویان باد...»

 

ایثار جامهٔ تقوی در برابر زیبایی دلفریب؛ تصویر «پیرهن چاک» نماد شوریدگی و بی‌پروایی عاشقانه، در برابر «خرقهٔ پرهیز» به‌عنوان نماد زهد و پارسایی.

 

3 ـــ بیت سوم: «خیالِ خالِ تو با خود به خاک خواهم برد...»

 

جاودانگی یاد محبوب حتی پس از مرگ؛ «خال» به‌عنوان نشانهٔ زیبایی، که با خاک شدن عاشق به «عبیر» (مشک و عطر) آمیخته می‌شود.

 

4 ـــ بیت چهارم: «فرشته عشق نداند که چیست، ای ساقی...»

 

بیگانگی فرشتگان با رنج و لذت عشق انسانی؛ تصویر «گلاب به خاک آدم ریختن» یادآور پیوند عشق با سرشت آدمی و تفاوت انسان و فرشته.

 

5 ـــ بیت پنجم: «پیاله بر کفنم بند، تا سحرگه حشر...»

 

آرزوی همراهی شراب تا قیامت؛ «زدودن هول رستاخیز با می» نشانگر نگاه رندانه و بی‌پروا به معاد و ترس‌های اخروی.

 

6 ـــ بیت ششم: «فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی...»

 

تصویر درماندگی کامل عاشق در برابر معشوق؛ « محبت محبوب» تنها دست‌آویز و پناهگاه عاشق.

 

7 ـــ بیت هفتم: «بیا که هاتفِ میخانه دوش با من گفت...»

 

الهام غیبی از سوی «هاتف میخانه»؛ توصیه به مقام رضا و تسلیم در برابر قضا، آمیزه‌ای از عرفان و رندی.

 

8 ـــ بیت هشتم: «میانِ عاشق و معشوق هیچ حائل نیست...»

 

تأکید بر وحدت عاشق و معشوق؛ «تو خود حجاب خودی» بیانگر مانع بودن نفس و خودخواهی در راه وصال، با خطاب مستقیم به حافظ.

⬅️ خلیل شفیعی(مدرس زبان و ادبیات فارسی)

پیوند به وبگاه بیرونی

خلیل شفیعی در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

👈 نگاه اول: شرح مختصر غزل ۲۶۶ دیوان حافظ

دلم رمیدهٔ لولی‌وشیست شورانگیز

دروغ وعده و قتال وضع و رنگی آمیز

دل بی‌قرار و رمیده‌ام شیفتهٔ چهرهٔ لولی‌وشی شده که در فتنه‌انگیزی و آشوبگری شهره است؛ با وعده‌های دروغین و نیرنگ‌آمیز دلبری می‌کند.

فدای پیرهن چاکِ ماهرویان باد

هزار جامهٔ تقوی و خرقهٔ پرهیز

هزاران لباس تقوا و پرهیزکاری را فدای پیرهن‌چاکی و بی‌پروایی زیبارویان ماه‌چهره می‌کنم؛ زهد صوری در برابر شور عشق ارزشی ندارد.

خیالِ خالِ تو با خود به خاک خواهم برد

که تا ز خالِ تو خاکم شود عبیرآمیز

تصویر خال چهرهٔ تو را با خود در گور می‌برم، تا خاک تنم با بوی خوش آن خال معطر شود.

فرشته عشق نداند که چیست، ای ساقی

بخواه جام و گلابی به خاکِ آدم ریز

فرشته معنای عشق را نمی‌داند، ای ساقی! جامی از شراب و قطره‌ای و به جای گلاب  بر خاک آدم بریز تا بوی محبت در آفرینش انسان جاری شود.

پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر

به می ز دل ببرم هولِ روزِ رستاخیز

بر کفنم جام شراب ببند تا در روز رستاخیز، با نوشیدن آن، هراس حساب و قیامت را از دل بیرون کنم.

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای توام نیست هیچ دست‌آویز

فقیر و خسته‌دل به آستانت آمده‌ام، بر من رحم کن؛ که جز مهر و دوستی تو هیچ پناه و تکیه‌گاهی ندارم.

بیا که هاتفِ میخانه دوش با من گفت

که در مقامِ رضا باش و ز قضا مگریز

بیا که پیام آور میخانه دیشب به من گفت: در جایگاه رضایت قرار گیر و از سرنوشت حتمی  گریزان مباش.

میانِ عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

تو خود حجابِ خودی، حافظ از میان برخیز

میان عاشق و معشوق فاصله‌ای نیست؛ تو خود مانع خودی، حافظ! برخیز و این حجاب خودساخته را بردار.

⬅️ خلیل شفیعی(مدرس زبان و ادبیات فارسی)

پیوند به وبگاه بیرونی

HRezaa در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۴ - سبب نظم کتاب:

چقدر لحن گفتارت دوست داشتنیه استاد

و چقدر من لذت میبرم از خوندن اشعارت.....

دکتر حافظ رهنورد در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:

از سر پیمان برفت تلویحن اشارت به این دارد که او(زاهد خلوت‌نشین) پیش از این هم باده‌گسار بوده و‌ توبه نموده و حالا آن توبه را شکسته

صوفی مجلس (در بعضی نسخ واعظ مجلس آمده) که جام‌وقدح(دربعضی نسخ جام‌وسبو) می‌شکست، جرعه‌ای می‌ نوشید و عقلش سر جایش آمد.

در ابیات بعد نیز خواجه‌حافظ از برداشته شدن  پرده‌های ریا که صوفی و زاهد بر گذشته‌ی خود افکنده‌اند سخن می‌گوید؛ اما به‌ناگهان در بیت ششم از گریه‌های شبانه‌اش می‌گوید که جواب داده و ارزشمند بوده؛ انگار از ته دل خواسته بوده که خدا واقعیت وجودی زاهد و صوفی را عیان کند و اینگونه شده

 

یار در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۴ در پاسخ به حمید رضا سجادی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:

درود بر ادب دوستان گرامی

این غزل در اصل از حیدر شیرازی است و متعلق به حافظ نیست

HRezaa در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۱۵ در پاسخ به علی زینلی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۹ - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلی‌الله علیه و سلّم بتَسخر خواند:

درود بر شما

سپاس فراوان

HRezaa در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش:

شاهکاری دگر

غیر قابل وصف

بهرام چگینی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

منظور از بیت هفتم چیه؟

افسانه چراغی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۷ - پاسخ دادن شیرین خسرو را:

هوادار‌ی مکن شب را چو خفاش چو ...

باز جُرّه: بازِ نر

افسانه چراغی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۷ - پاسخ دادن شیرین خسرو را:

شَعیر‌ی ز‌آن شَعار نو ...

شَعار: درخت در هم پیچیده

افسانه چراغی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۷ - پاسخ دادن شیرین خسرو را:

بُدی دیلم‌، کیایی برگزیدی  ...

دیلم: نگهبان

HRezaa در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۵۸ در پاسخ به کتایون فرهادی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست:

درود بر شما

 

سپاس بیکران از تلاش و قلم توانای شما

HRezaa در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۴۷ در پاسخ به یاقوت دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست:

سپاس بیکران

HRezaa در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۴۴ در پاسخ به حامد کهن دل دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست:

سپاس بیکران

HRezaa در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۲ در پاسخ به مهدی کاظمی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست:

سپاس فراوان

یار در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:

سلام

گفتم که بسی خط خطا برتو کشیدند

این ضبط در نسخه‌های حافظ است ( این غزل به اشتباه در برخی از نسخه‌های دیوان حافظ آمده است )

در چاپ استاد عباسعلی وفایی صفحه‌ی ۳۳۳ به این صورت آمده است

گفتم که ز بس خط خطا بر تو کشیدند

 

همچینین است مصراع

گفتم که چرا مهر تو را ماه بگردید؟

که در کتاب مذکور به صورت

گفتم چرا مهر تو ای ماه بگردید؟

عبدالملکی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۶ - تزییف سخن هامان علیه اللعنة:

شعر اینطور درست تر نیست؟👇

لطفا بزرگواران نظر بدهند

 

نردبان این جهان ما و منی است

عاقبت این نردبان افتادنی است

لاجرم هر کس که بالاتر نشست

استخوانش سخت تر خواهد شکست

بهرام چگینی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰:

واقعا اشعار حکیم خاقانی فوق‌العاده اند . حیف که ایشون به اندازه‌ای که باید شناخته نشده

سام در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

کنگره. [ ک ُ گ ُ رَ / رِ ] ( اِ ) بلندیهای هر چیز را گویند عموماً و آنچه بر سر دیوار حصار و قلعه و دیوارهای دیگر سازند خصوصاً و عربان شرفه خوانند.

 

کنگره. [ ک ُ گ ِ رِ ] ( فرانسوی ، اِ ) مجمعی از سران دول ، نمایندگان ممالک یا دانشمندان که در باره مسائل سیاسی ، اقتصادی ، علمی و غیره بحث کنند.

افسانه چراغی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۰:

توضیح تصویر: 

خط نستعلیق میرعلی هروی، خوشنویس برجستۀ دورۀ تیموریان در سدۀ شانزدهم میلادی

۱
۲۲۷
۲۲۸
۲۲۹
۲۳۰
۲۳۱
۵۷۲۵