گنجور

 
رودکی سمرقندی
 

پیشم آمد بامداد آن دلبر از راه شکوخ

با دو رخ از شرم لعل و با دو چشم از سحر شوخ

آستین بگرفتمش، گفتم که: مهمان من آی

داد پوشیده جوابم: مورد و انجیر و کلوخ

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

میلاد در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۲ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۱۸ نوشته:

حاشیه ندارد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد میلاد رحمت ابادی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۲ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۹ نوشته:

البته داره شما هیچی حالیتون نیس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید حسن فیروزآبادی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۹ نوشته:

شکوخ: لغزیدن پا و سر خوردن و افتادن
مصرع آخر:
مر مرا گفتا به تازی: مورد و انجیر و کلوخ
گیاه مرود به تازی: آس
انجیر به تازی: تین
کلوخ به تازی: مَدَر
مر مرا گفتا به "تازی"٬ باید این سه واژه را پشت سر هم ترجمه کنیم: "آستین مدر" یا همان آستینم را پاره نکن و «رهایم کن»

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.