گنجور

حاشیه‌ها

احسان صبا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

معنی مصرع "اشک لایق‌تر شفیع تو  از آنک" را در صورت امکان توضیح بفرمائید.

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:

علیرضا قربانی در مستندی نیز این را خواند که البته من خودم برای شجریان و بعد نوربخش رو ترجیح میدم:-))

 

ف ب در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶:

سلام و وقت بخیر. در بیت ۳۰ منظور از طمع ، امیدواری هست؟ یعنی در واقع میخواد به مخاطبین بگه که به دروغ درباره وجود امید در جامعه سخن به زبان میارن؟

ابو سعید در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۸ - تضمین غزل خواجه شیراز:

به نظر میرسه مصرع اول بیت پنجم حروف جامونده داره. "اساس دولت مشروطه کرد معجزه‌ای" به وزنش درست تر میاد و هجاهاشو کامل میکنه.

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » غزل:

نامه در ادبیات کلاسیک یعنی مکتوب، نوشته، کتاب

خوبی یعنی زیبایی، نیکویی 

روی سپید و موی سیاه تو کتاب زیبایی است. مانند کتاب که زمینه آن سپید است و خط آن سیاه.

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » آبی ...:

آبی همان میوه بِه است که زردرنگ است.

شاید بِه هم مثل من از غم عشق زردروی شده و مثل شباویز خود را از شاخه درخت آویخته است.

 

غبار ره در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۹:

حق با جناب مجتباست

 

به نظرم از مثنوی هم به چشمم خورده که جز به مابعدش اضافه شده باشد

 

محمد حسن ارجمندی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

من خمشم خسته گلو عارف گوینده بگو..............زانک تو داود دمی من چو کُهم رفته ز جا

خسته در برخی از ابیات مولانا -مانند این بیت- از ریشه خستن به معنی زخم زدن و جراحت ایجاد کردن است و در مصراع نخست این بیت، او به سبب ساکت بودن گلویی خسته و زخمی دارد. اکنون نیز از این واژه استفاده می‌شود وقتی کسی برای آواز نخواندن می‌گوید: گلویم خسته است یعنی مجروح و زخمی است.

 

هادی رنجبران در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۰:

2. کاف و نون: رمزی از «کُن (باش)» سخنی که آغازِ آفرینش جهان است. در ادب صوفیانه، کُن برگرفته از آیاتی است که در آنها به ارادة پروردگار در آفرینش کائنات اشاره شده است و از جمله در آیة 117 سورة 2: «بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِذَا قَضَی أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ / او پدید آورنده آسمان¬ها و زمین است و چون به کاری اراده فرماید فقط می‏¬گوید موجود باش پس فورا موجود می¬شود.» مولانا گاه تعبیر «امرِ کُن» و گاه تعبیر «کُن فَکان» را برای این معنی به کار برده است. در مثنوی: حق، قدم بر وی نهد از لامکان / آنگه او ساکن شود از کُن فَکان (مثنوی، 1/1381) دوتا چون کاف و نون: به شکستگی و خمیدگی حروف کاف و نون اشاره می¬کند. یعنی از هیبت امرِ الهی مانند حرفِ «ک» و «ن» در کلمة کُن دوتا و خمیده¬ام. مفهوم نهایی این دو بیت آنست که مولانا اتّحاد قدیم خود را از دست داده و در آرزوی وصال نخستین خویش خمیده قامت بسر می¬برد.

محمد حسن ارجمندی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

در بیت

آینه‌ام آینه‌ام مرد مقالات نه‌ام...............دیده شود حال من ار چشم شود گوش شما

جناب مولانا خود را آینه‌ای معرفی می‌کند که آنچه حضرت احد در برابرش می‌گوید، می‌گوید. او چیزی از خود برنمی‌سازد. مولانا مرد مقالات نیست یعنی اهل قال و مقال نیست. اهل بحث و مجادله نیست. به عبارتی او مصداق این مصراع از حافظ است:

آنچه سلطان ازل گفت بکن آن کردم

مصراع دوم هم هنجارشکنی زیبایی دارد که گوش و چشم(شنیدن و دیدن) را به زیبایی در کنار هم آورده است.

 

هادی رنجبران در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۱ در پاسخ به کامران کمیلی پور دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۵:

بحر شعار، یعنی: دریا دل.

محمد حسن ارجمندی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

این غزل از معدود غزل‌هایی است که تمام مصراع‌ها، هم‌قافیه هستند.

محمد حسن ارجمندی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:

سغراق(/saqrāq/)  یعنی کوزه شراب که گردنی باریک دارد.

محمد حسن ارجمندی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

در بیت 

گل کرد بلبل را ندا کای صد چو من پیشت فدا..... حارس بدی سلطان شدی تا کی زنی طال بقا

طال بقا زدن عبارتی است که برای آفرین و درود گفتن و ثناگویی دیگران به کار می‌رود. البته معنی آن «بردوام باشید» است اما مجازاً برای خوشایند خاطر ممدوح از این عبارت استفاده می‌شود که در این بیت، گل به بلبلی که به کمال(ظاهری یا باطنی) رسیده است، می‌گوید حالا که از نگهبانی(حارس) به مقام پادشاهی رسیده‌ای، نیاز نیست به خوشآمد دیگران سخن بگویی. 

ساناز ساناز در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:

با سلام

متاسفانه مشخصات دوستان ادیبی که لطف کردند و شعر را دکلمه کردند نوشته نشده. 

خانمی که شعر را خواندند، خانم عندلیب، نامشان چه هست؟ هیچ دسترسی به ایشان نیست متاسفانه.

آیا خانم فیروزه عندلیب هستند؟ 

۱
۱۵۵۳
۱۵۵۴
۱۵۵۵
۱۵۵۶
۱۵۵۷
۵۷۲۹