ملیکا رضایی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۷:
آهنگ علیرضا قربانی با نام غم هجران با همین مطلع غزل بسیار زیباست ...
عجیب هست که آهنگ شعله ور و یک نفس آروزی تو همایون شجریان در لیست آثار وی در گنجور هست و اما مثلا آلبوم دلبرانه اش نه یا مثلا برای علیرضا قربانی آهنگ کیمیا و لیلا هست ولی غم هجران نه
جهن یزداد در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۱۸:
این بسیار زیباست
سر اگر بر من گران باشد ز سر وا میکنم
درد دندن هر که نتواند کشد دندان کشد
فرید فریدی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » تواریخ » شماره ۲۴ - تاریخ وفات خواجه بسحاق:
جای اشعار بسحاق اطعمه در گنجور خالی است.
یگانه یگانی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
در خوانش شعر فارسی درست است که حرف ربط را وُ بخوانیم، نه وَ
مثلاً در فایل صوتی اول میگوید تو پرده پیش گرفتی وَ ز اشتیاق جمالت. درست است بگوییم تو پرده پیش گرفتی وُ (اُ) ز اشتیاق جمالت. در تلفظ صحیح خوانش اشعار فردوسی، واو اول بیت را هم اُ میخوانند، حتی اگه شده یک کرسی ی زیر آن بگذاریم. مثلاً این مصراع سعدی مرا به هیچ بدادی یُ من هنوز بر آنم...
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:
مصراع «فتنه عشاق کند آن رخ چون روز تو را» در واقع چنین است: «آن رخ چون روز، تو را فتنة عشاق کند.»
یعنی روی زیبا و روشن تو مایة آزمایش و پختگی عاشقان است.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:
در این بیت
حسن غریب تو مرا کرد غریب دو جهان................فردی تو چون نکند از همگان فرد مرا
دو جناس تام دارد، غریب اول به معنی شگفتانگیز و غریب دوم به معنی تنهامانده و بیآشنا است.
فرد اول به معنی یگانه و بیهمتا بودن و فرد دوم به معنی تنها بودن است.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:
هر کی ز تو نیست جدا هیچ نمیرد به خدا..........آنگه اگر مرگ بود پیش تو باری صنما
در مصراع اول میگوید: کسی که با توست نمیمیرد و اگر هم مرگ دریابد، فقط در محضر تو او را در میرباید.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:
در بیت
هر نفسی تشنه ترم بسته جوع البقرم
جوع البقر، نوعی جوع یا گرسنگی است که شکم سیر است اما سایر اعضاء گرسنهاند. ظاهراً مصداق نشخوارکردن گاو است که معدهاش پر از علف است اما وقت استراحت آن را به دهان میآورد تا به جویدن، هضم شود.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:
مولانا در این بیت به موضوع سایه و نور پرداخته است.
سایه زده دست طلب سخت در آن نور عجب...............تا چو بکاهد بکشد نور خدایش به خدا
براساس این بیت، رابطة سایه با آنچه سایة آن است، چنان است که گویی دست نیاز(دست طلب) به سوی او دراز کرده است. صبحگاهان سایهها بلندند و هرچه به ظهر نزدیک میشوید سایه کوتاهتر میشود تا آنجا که در صلات ظهر، گویی سایه با سایهانداز یکی میشود. گویی در آن محو و با آن یکی میشود. در مصراع دوم مولانا میگوید وقتی سایه، کوتاه میشود گویی نور، سایه را به سوی خدا میکشاند.
البته غزل دشواری است.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:
به نظر میرسد این غزل در وصف بزرگی و شاید دربارة شمس تبریزی است، زیرا در بیت 5 او را سایة خدا معرفی میکند. این فرد همان است که از نبودن دوشینة او در حلقه یاران سخن میگوید. پس کسی است که مصاحب مولانا است پس به احتمال زیاد جناب شمس است.
در بیت
سایه نوری تو و ما جمله جهان سایه تو....................نور کی دیدست که او باشد از سایه جدا
او شمس را سایة خدا معرفی میکند. در ادامه دو گونه میتوان تعبیر کرد یا «ما و جمله جهان» برداست کرد یا جمله جهان را بدل ما فرض کرد. مولانا میگوید: تو سایة خدا و ما سایة تو هستیم و از آنجایی که سایه هستیاش برگرفته از نور است و از او جدا نیست، شمس را سایه و محو در خدا میداند.
هادی رنجبران در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷۲:
هادی رنجبران در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۲ در پاسخ به سپیده دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷۲:
شفیعی کدکنی تصحیح نکرده! بلکه گزیده ای از غزلیات مولانا را توضیح داده.
احمـــدترکمانی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۱ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
ما و آن دختر شیرین سخن گنجوری
ایراد گرفته از نوشته ام بدجوری
این مطلب که من نوشتم بی این صافی
استاد نپسندید زِ بی انصافی :-)
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:
اومدم بگم صدام رو میشنوی ... ؟ میشه همون کار رو کنی ؟...اشکم ریخت ...گفتم : تو میشنوی ... .
و آن اشک از بهر چه بود ؟
من خود نیز نمیدانم ... .
هادی رنجبران در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۸ در پاسخ به گمنام- دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷۵:
سست! جان گرگان و سگان ازهر یک جداست / متحد جانهای شیران خداست.
هادی رنجبران در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۵ در پاسخ به Seraj Hosseini دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷۵:
هادی رنجبران در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
رضا از کرمان در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱۶:
سلام
برای اولین بار بنده با فعل بروزیدن در این غزل آشنا شدم و معنی آن در لغتنامه دگرگون شدن نوشته شده ولی بنظرم در اینجا معنای دیگری دارد لطفا دوستان راهنمایی بفرمایند (بیت چهارم )
شاد وخرم باشید
هادی رنجبران در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۸ در پاسخ به رامین رحیمی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:
جناب شهرام ناظری حق مطلب را داد کرده اند.
امید نورخواه در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۰: