گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸

 
عطار نیشابوری
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

دم مزن گر همدمی می‌بایدت

خسته شو گر مرهمی می‌بایدت

تا در اثباتی تو بس نامحرمی

محو شو گر محرمی می‌بایدت

همچو غواصان دم اندر سینه کش

گر چو دریا همدمی می‌بایدت

از عبادت غم کشی و صد شفیع

پیشوای هر غمی می‌بایدت

اشک لایق‌تر شفیع تو از آنک

هر عبادت را نمی می‌بایدت

تنگدل ماندی، که دل یک قطره خونست

عالمی در عالمی می‌بایدت

تا که این یک قطره صد دریا شود

صبر صد عالم همی می‌بایدت

هر دو عالم گر نباشد گو مباش

در حضور او دمی می‌بایدت

در غم هر دم که نبود در حضور

تا قیامت ماتمی می‌بایدت

در حضورش عهد کردی ای فرید

عهد خود مستحکمی می‌بایدت

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.