گنجور

حاشیه‌ها

سفید در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۴:

 

کام دنیا چیست کز ناکامی‌اش باشد هراس...

 

 

+کی بفریبد شها دولت فانی مرا...

 

سفید در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۱۳ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲:

 

ز انقلاب زمان در پناه جهل گریز

که آنچه مانده به یک حال، عیش نادان است...

 

سفید در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:

 

درد را در خور طاقت بدهند...

 

سفید در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۵ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹:

 

ز اختر طالع که مهر او همه کین است

خیر ندیدیم اگر چه خیر درین است!!

 

صورت حال مرا چو روی نکویان

زلف پریشانی از یسار و یمین است!...

 

سفید در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶:

 

چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت

خوش آنکه عاریتی را به اختیار گذاشت...

 

 

سفید در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳:

 

بحریست زندگی که نهنگش حوادث است

تن کشتی است و مرگ به ساحل رسیدن است...

 

بسیار زیبا...

 

سفید در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳:

 

آزادگی ز منت احسان رمیدن است

قطع امید دست طلب را بریدن است...

 

سفید در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:

 

پیوسته دل ز قطع امید آرمیده است...

 

سفید در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:

 

بی دیده راه گر نتوان رفت پس چرا

چشم از جهان چو بستی از او می توان گذشت...

 

 وای...

 

سفید در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:

 

طبعی به هم رسان که بسازی به عالمی

یا همتی که از سر عالم توان گذشت...

 

سفید در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:

 

شاهکار...

بی نهایت زیبا... بی نهایت... خدایش رحمت کناد...

 

یوسف شیردلپور در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۳ در پاسخ به بی لب دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶ - وحشی شکار:

جناب بی لب واقعان هم خیلی خیلی این اجرای استاد شجریان زیباست همین الان که این متن را مینوسم هم این اثرناب رادارم گوش میدم دریک روستای دردل جنگلهای هیرکانی شمال ویک کلبه چوبی تک تنها ولی نه تنها من و خدا ویک دنیا صفا خاطره، ضمنآ این شعر زیبای شهریاز را زنده یاد بانو هایده هم به همین سبک اجرا کرده اند که هردو عزیز هنرمند هم عالی اجراکرده اند روح هردوبزرگوار واستادان بدیعی وفرهنگ شریف  و ملک شاد

درود برشما دوست عزیز گنجوری

  

سعید در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱۷:

سلیم تهرانی از شاعران طراز اول سبک هندی محسوب می‌شود که شاید  بیش از هر شاعر دیگری از اصطلاحات عامیانه در شعرش استفاده کرده است که دلیل آن هم حضور مستمر او همراه با عامۀ مردم در قهوه‌خانه‌ها ( که مرکز تجمع شاعران و برگزاری محافل ادبی در عهد صفوی است) بوده‌ باشد

کم لطفیِ پادشاهان سلسله صفوی به شاعرانِ درباری و مداح سبب گرایش این شاعران به حضور در جمع مردم و رونق شدید ادبیات و مخصوصا شعر و شاعری در میان عامۀ مردم شد و همین موضوع باعث راه یافتن اصطلاحات عامیانۀ در زبان شعر شد که قبلاً کمتر مجال ورود به آن را داشت.

در این میان اما سلیم از دیگر شاعران سبک هندی گام را فراتر گذاشته است و با تتبعی در دیوان او می‌توان به علاقه بیش از حد سلیم به استفاده از اصلاحات عامیانه در غزلیاتش پی برد که همین مسئله موجب نمکین شدن اشعار او شده است 

ابیات زیادی از سلیم به ضرب المثل تبدیل شده است از جمله این بیت:

صورت نبست در دل ما کینۀ کسی

آیینه هر چه دید فراموش می‌کند 

 

 

ح ارسنجانی در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۴۱ در پاسخ به کبری پورحسن خیاوی دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۷:

درود فراوان، فکر کنم در مصراع آخر یک نقطه بالا و پایین شده. ملاحظه خودتون بفرمایید.

طاهر در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:

خواجه این ابیات رو فقط در شان شاه شجاع گفته یا منظور دو پهلو و عارفانه نیز داره؟!

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۷ در پاسخ به کتایون فرهادی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۲ - تخلیط وزیر در احکام انجیل:

سپاس از وقت و همّتِ عالی شما.

اِل انصار در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ عنصری » قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید » شمارهٔ ۱۴۸:

البته وزن دیگری هم در المعجم،شمس قیس رازی ذکر شده :

فَعَلَتَتُن/فعلتتن/فعلتتن/فعلتتن

 

سعید رضائی در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸ - جرس کاروان:

متن درست و کامل که خود ایشان خوانده اند این است:

 

از زندگانیم گله دارد جوانیم

شرمنده جوانی از این زندگانیم

دور از کنار مادر و یاران مهربان

زال زمانه کشت به نامهربانیم

دارم هوای صحبت یاران رفته را

یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم

پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق

داده نوید زندگی جاودانیم

چون یوسفم به بیابان غم اسیر

وز دور مژده جرس کاروانیم

یک شب کمند گیسوی ابریشمین بتاب

ای ماه اگر ز چاه به در می کشانیم

گوش زمین به ناله من نیست آ شنا

من طایر شکسته پر آسمانیم

گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند

چون می کنند با غم بی همزبانیم

ای لاله بهار جوانی که شد خزان

از داغ ماتم تو بهار جوانیم

گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود

بر خاستی تا بر سر آتش نشانیم

در خواب زنده ام که تو می خوانیم به خویش

بیداریم مباد که دیگر نرانیم

شمعم گریست زار به بالین که شهریار

من نیز چون تو همدم سوز نهانیم.

Hamed Sadeqian در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۵۸ در پاسخ به سجاد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۸:

منظورش اینه که از آسمون که افتاد زمین ، تقدیر این بود که زنده بمونه تا سیاوش بدنیا بیاد. 

امیر زمانی در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ عنصری » رباعیات » شمارهٔ ۱۰:

در تکمیل بگم، این روایت در چهارمقاله‌ی نظامی عروضی، در باب صلاحیت شاعری، در مورد عنصری ذکر شده؛ که وقتی محمود از ایاز (معشوقش) خواست که زلفش را کوتاه کند و بعد از این تصمیمش پشیمان شد، عنصری از راه رسید و بداهه این رباعی را سرود که باعث انبساط خاطر محمود شد و گوهرها به عنصری بخشید

۱
۱۲۷۵
۱۲۷۶
۱۲۷۷
۱۲۷۸
۱۲۷۹
۵۷۲۹