مسافر در ۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳۴:
سلام
این غزل توسط آقای پرویز شهبازی در برنامه 985 گنج حضور به زبان ساده شرح داده شده است
می توانید ویدیو و صوت شرح غزل را در آدرسهای زیر پیدا کنید:
دکتر صحافیان در ۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
آیا بزرگ منشی پیدا میشود که( پس از این همه فراق؛ معشوق یا حال خوش) وفادارمان باشد و در حق بدکرداری مانند من( ایهام:مانند من به جای بدی خوبی کند) نیکوکاری پیشه کند.
۲- نخست پیام دلکشش را با نوای موسیقی به دل رساند، پس از آن با یک پیمانه شراب بیخودی بر سر وفا رود.
۳- دلم در این فراق فرسوده شد، اما نومید نیستم در انتظار کامرواییاش میمانم(خانلری: کار دلم)
۴- در شکایت از این فراق گفتم حتی یک بار هم گیسوانت را باز نکردهام، پاسخ داد: خودم به آنها گفتهام تو را در فراق بگذارند.
۵-صوفی پشمینهپوش با اخلاق تندش یقینا از عشق بهرهای نبرده است.از این مستی رمزی برایش بازگو، تا بیخود شود(خانلری: تنگخو- همه دریافتها و خلقهای نیکو در دوری از خودخواهی است)
۶- (در نفی خودخواهی)
گدای بینام و نشانی چون من، چگونه معشوقی چون تو داشته باشد؟! آری سلطان عشق، عیش مخفیانه با رند بازاری نمیکند.
۷- ستم دیدن از گیسوان پر پیچ و خمش، برایم آسان است. هر کس در برابرش سرکشی کند گرفتار بند و زنجیر خواهد شد.
۸- اکنون که لشگر غم بیاندازه شده از سرنوشت یاری میطلبم، تا افتخار دین عبدالصمد غمخوار زخمهایم شود( دکتر تقوی بیات در گنجور با نگاه رمزآلود به کل غزل نگاه کردهاند که ایهام زیبایی است: پژوهندگانی چون دکتر غنی و معین برای عبدالصمد نامی نیافتهاند که همعصر حافظ باشد.اگر به چشم رمز نگاه کنیم:سه مد یا سه مذ به معنای سئنا یعنی سیمرغ...)
۹- ای حافظ! با این چشم پرفریب قصد دیدارش را نکن! که آن زلف سیاه بسیار ستمکار است.(خانلری: کان چشم مست شنگ او بسیار مکاری کند)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
بلال بحرانی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۲ در پاسخ به یحیی زاده دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴:
افشاری است.
حسین محمودصالحی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۰۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲ - (مناجات اول) در سیاست و قهر یزدان:
خوبه
جهن یزداد در ۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۷:
چو کارآگهان آگهی یافتند
دوان زی منوچهر بشتافتند
رسیدند پیش منوچهر شاه
بگفتند تا بر نشاند سپاه
خدا را این چه شاهکار است
moji kh در ۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۴۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹:
به نظرم ورد مکن با توجه به مصراع اخر باید زیاده وری یا مدام باشه ، چون مصراع سوم متضاد مصراع چهارم هست
اکبر قاهری در ۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۹ - مثل:
این همه عالم طلبکار خوشند
وز خوش تزویر اندر آتشند
همه ادمیان دنبال خوشی و لذت هستن لکن بخاطر همان خوشی ساختگی و غیرواقعی در آتش میسوزند
آیدا محمودی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳:
لطفا معنی بیت اول این شعر را بگویید ممنونم
Saeede Aminzade در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۸:
در مصرع دوم بیت اول «سزد ار به تیر بهای او... » صحیح است. بیت سوم اشکال تایپی و وزنی دارد
سفید در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۲:
اندر دل من درون و بیرون همه اوست...
اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست...
یوسف شیردلپور در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۳۸:
اجرای خصوصی دکتر فخر واستاد شجریان فوق العاده است💐💐 🙏🙏
حبیب شاکر در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۷:
سلام بر همراهان عزیز
برداشت بد از آدمیت این است
یا اهل هوا و خمر ،یا بد دین است
هستند جز این دو طیف ره گم کرده
طیفی که بفکر خلق و نیک آیین است
سپاس از همه دوستان.
مهرانا در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:
سلام
بزرگواران واساتید
آیا عبارت" هیچ کاره نیست" را می توان" اصلا ناپسند نیست" هم ایهام گونه تأویل کرد؟
علاوه بر معنی مذکور که شحنه عقل قلمداد می شود....
حافظ در این راه بهره گیری از می را به هیچ عنوان ناپسند نمیداند
امیر محمد تاج آبادی فراهانی در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
خیلی عالی کاش کسی باشه که از روش بخونه برامون کیف کنیم
جاوید مدرس اول رافض در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۲ - اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش و امیری اهل دنیا خواستن و در فتنه افتادن:
در بیت ۱۲ مصرع دوم اینگونه صحیح است
× هست از روح مستر ای پسر
*هست از روح تو مستر ای پسر👉
جاوید مدرس اول رافض در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۱۸ در پاسخ به شکوه دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیهالسلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی:
تقابل عقل و عشق
..........
متاسفانه باید گفت در ادبیات متاخر و متقدِم
دانسته یا ندانسته با آبروی کل عقل بازی شده است بطوری که عقل،، مذموم،ودر مقابل عشق محمود گشته است البته که عشق چنین است ولیکن عقل را چنان تحقیر بسنده و پسندیده نیست.با اندکی تفحص و اندیشه میتوان دریافت که عشق همان آبروی عقلست،البته در تقابل عقل و عشق افراط وتفریط هم جایز نیست.
از طرفی چون عقل را مراتبیست ،عقل دور اندیش یا همان عقل معاش جزئی باعث دامن زدن به این کشمکش ها وکنش ها و واکنش هاشده است. تا بهانه ای باشد برای حملات شدید، و مذمت ادبا شعرا و عارفان در جبهه گیری با کل عقل.سه پدیده عقل، عشق،ونفس
در مشارکت با یکدیگر .سناریو های جالبی را ارائه میدهند اگر عشق متمایل به سمت نفس شود تبدیل به هوسهای نفسانی حیوانی میگردد. وبر عکس اگر عشق متمایل به عقل علی الخصوص عقل فربه باشد رو به کمال صعود خواهد کرد بنابر این نفس مخرب عشق، و عقل سازنده و پرورنده عشق است در اصل
عشق فرزند عقل فرهیخته است
ادیبان متاخر ومتقدم هیچ اشارتی در مراتب عقل نداشته .و تمامیت عقل را زیر سئوال برده اند.و مذمت کرده اند. خود همه چیز را می دانسته اند.ولیکن عوام الناس تحت سیطره عقل معاش و عقل جزیی،متوجه اصالت عقل توام باعشق نبوده اند و بنوعی بوی بد آموزی را به مشام اهل فن در سیطره عشق و عقل فربه میرسانند........
عشق شد محمود ،مذموم عقل شد
اینچنین در داستانها نقل شد
...........
عقل باید تا بیابی بیش را :
جستجو کن عقل نیک اندیش را
......
عقل آن عشقست ای طالب برو
عشق را با عقل یابی روبرو
..........
عقل جزئی را که خام و کودن است
بر سرس او را کله از جوشن است
........
بر نمیتابد ضرر راهیچ وقت
بهر بخشش هم ندارد هیچوقت
.........
میخ را درسنگ گر کوبیده ای
از ظریفان آن مثل نشنوده ای
.........
عقل جزئی را بنه در آتشی
تفته کن میکوب تا یابد خشی
......
آنقدر میکوب تا یابد کمال
عقل فربه گویم آنرا در جدال
.
حال این عقلست یا عشق ای پسر؟
میبرد جان ترا پیش پدر
......
هفت شهر عشق را گرداندت
تا در محبوب جان، میراندت
.......
حال رو آموز خط و مشق را
عقل باید تابیابی عشق را
مثنوی هفتاد من شد از عقول
عشق زد بر عقل و شد آنرا شمول
........
عقل را کردیم ما بی آبرو
عشق،،،،،، آبِ روی عقلست ای عمو
........
عقل جزئی را صعودی شد زعشق
زین سبب عقل آمد و شد در تَعَشق
.........
زعاشقی شد فربه عقل دور خیز
کُند عقلی!!، را چسان کرد عشق تیز
..........
مر تقابل نیست عقل وعشق را
در ریاضت خوان بیا ای مشق را
............
عقل عاشق زین سبب معقولتر
در گزارش کار او شد پر ثمر
.........
مولوی استاد و میر عاشقان
گوش کن از مقتدای راستان
در خبر خیر الامور اوساطها
نافع آمد ز اعتدال اخلاطها
بر خلاف قول اهل اعتزال
که عقول از اصل دارند اعتدال
تجربه و تعلیم بیش و کم کند
تا یکی را از یکی اعلم کند.
...........
والسلام ای عاشقان حرف عشق
عقل سازد سینه هاتان ظرف عشق
جاوید مدرس اول رافض در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۱۶ در پاسخ به س،م دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیهالسلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی:
جزاک الله
ولیکن راه عرفان راه عاشقان است وعقل دور اندیش و معاش را عاشق طلاق داده است .چون صاحب عقل فرهیخته تری شده است که مولود مجاهده در راه عشق است
جاوید مدرس اول رافض در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳۱:
در عشق توام چه جای بیگانگی است
درسته
جاوید مدرس اول رافض در ۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۸۴:
در مصرع چهارم رباعی به قرین مضمون دیوانه شدن مصرع سوم رفتن به تیمارستان پسندیده تر است
بیزار شدم ز عقل و دیوانه شدم
تا درکشدم عشق به تیمارستان
میلاد طاهرپور در ۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ عطار » بیان الارشاد (مفتاح الاراده) » بخش ۱۱ - در بیان و شرف علم فرماید: