گنجور

حاشیه‌ها

مهدی زکریا در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

معنی شعر در قالب شعر:

بر نظربازی ما عیب مجوی خرده مگیر
عشق داند که در این دایره‌ها با دگران کارم چیست

غبار سفر بر تن ماند و لیک رفتنی شدیم
چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند

ایمانی در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۱۵ - در حکمت و موعظت:

تو نفست دل کن و دل را چو جان ...

پس آنگه سوی جانان جان روان کن

ایمانی در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۱۵ - در حکمت و موعظت:

بدانش گر نپّری بار دیگر کجا دانی از عرض برتر

کجا دانی که تو از عرض برتر

ایمانی در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۱۵ - در حکمت و موعظت:

به حکمت گر دیرین معنی بکوشی فرشته‌وش لباس علم پوشی

تصحیح شد :» به حکمت گر درین معنی بکوشی

ابوالفضل قیامی در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۲۳ در پاسخ به بزرگمهر وزیری دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:

ویرایش سلام و سپاس. .  برای دانستن معنای داور از برهان قاطع با حواشی دکتر معین تقدیم می کنم:

داور در اصل دادور بر وزن دادگر بوده. به مرور ایام تخفیف داده‌اند داور شده. datebar ، datwar، dawar

نقل از جلددوم برهان قاطع، ذیل داور، ص821

نتیجه داور ربطی به داو ندارد 

حسین . در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۳:

🍂🌑

احمدرضا نظری چروده در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۲:

بدانگه که شاه اردوان را بکشت

ز خون وی آورد گیتی به مشت

 

هوش مصنوعی: زمانی که شاه اردوان را کشتند، به‌سبب خون او، جهان را در دست گرفتند.

 بدان فر و اورند شاه اردشیر

شده شادمان مرد برنا و پیر

هوش مصنوعی: بدان که شاه اردشیر با زیبایی و شکوه خود، مردان جوان و پیر را شاد و خوشحال کرده است.

معنی درس: ازبنده

ازشکوه وجلال تخت پادشاهی وفرمانروایی اردشیربابکان همه مردم خوشحال گشتند.

# که بنوشت بیدادی اردوان

ز داد وی آبادتر شد جهان

 

هوش مصنوعی: اردوان، با ظلم و ستمی که اعمال کرد، باعث شد که جهان به گونه‌ای آبادتر و بهتر شود.

معنی هوش مصنوعی ازبن نادرست واشتباه است

معنای درست بیت:

چرا مردمان خوشحال شدند؟ برای آنکه اردشیر طوماری ازظلم وستم اردوان را افشا کرد برای مردم و جهان(کشور)ازعدل وداد اردشیر آبادشد.

بقیه معانی را  شما قیاس بگیرید.

# چنو کشته شد دخترش را بخواست

بدان تا بگوید که گنجش کجاست

 

هوش مصنوعی: دخترش را به قتل رساندند تا بگوید گنج کجاست.

معنای درست:

وقتی اردوان کشته شد، اردشیر با دختر اردوان ازدواج کرد نه اینکه دختر اردوان را کشت.

# دو فرزند او شد به هندوستان

به هر نیک و بد گشته همداستان

 

هوش مصنوعی: دو فرزند او به هندوستان رفتند و در هر خوب و بدی، هم‌نظری و هماهنگی پیدا کردند.

 

 

# دو ایدر به زندان شاه اندرون

دو دیده پر از آب و دل پر ز خون

 

هوش مصنوعی: در درون زندان شاه، دو نفر با چشمانی اشک‌آلود و دلی پر از درد و اندوه بسر می‌برند.

 

 

# به هندوستان بود مهتر پسر

 

که بهمن بدی نام آن نامور

 

هوش مصنوعی: پسر یک رئیس به هندوستان رفت و بهمن، آن شخصیت معروف، را نام می‌برد.

 

 

# فرستاده‌ای جست با رای و هوش

 

جوانی که دارد به گفتار گوش

 

هوش مصنوعی: پیامبری به سوی ما فرستاده شده است که با عقل و درک جوانی که دارد به سخنان توجه می‌کند.

 

 

# چو از پادشاهی ندید ایچ بهر

 

بدو داد ناگه یکی پاره زهر

 

هوش مصنوعی: وقتی هیچ سودی از پادشاهی به او نرسید، ناگهان ناخواسته دچار خسارت شد.

 

 

# بدو گفت رو پیش خواهر بگوی

 

که از دشمن این مهربانی مجوی

 

هوش مصنوعی: به او بگو که به

احمدرضا نظری چروده در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۲:

درود بردست اندرکاران وگردانندگان گنجینه سترگ گنجور.

گنجور خدماتی بس شگفت به هم میهنان عزیز درنشر گنجینه های ادبی ارایه داده است ولذا من خود را مدیون این کار ستوار بشکوه

می دانم وشایسته سپاسگزاری است.

اما اگراندکی تامل واحیانا ازنقد تندمن تحمل بفرمایید، باید عرض کنم که معانی وتفسیری درذیل هوش مصنوعی ارایه کرده اید، ازبن وریشه وساختار غلط واشتباه است والقصه بسیاردردناک است که این چنین متون فارسی را درنازل ترین درجه معنی وتفسیر برنهاده است.

شما هیچ راهی جز حذف این اپلیکیشن هوش مصنوعی ندارید. روندگان مبتدی شعرونظم ونثر فارسی هرگژ  نمی تواند سره ازناسره تشخیص دهند ولذا این معانی را درست پنداشته وراه ادب فارسی  را به کلی به انحراف طی می کنند. سپاس 

 

رضا از کرمان در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ واعظ قزوینی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵:

واعظ ما نه ز خود این همه ...

 سلام  

مصرع دوم اشکال وزنی دارد

 

 

دکتر حافظ رهنورد در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:

دوستان پرسش دارم

انسان سربه‌راه می‌شود یاسربه‌بحر؟

به‌نظر می‌رسد انسان وقتی سرسپرده می‌شود، سربه‌راهِ آن سرسپردگی گذاشته است.

برخی از دوستان هم اینطور اندیشیده‌اند که کناره در مصرع اول عطف به راه است. به‌نظر بنده کناره عطف به راه‌رونده است. یعنی راه عشق راهی‌ست که نمی‌توان از آن سرپیچاند.

به‌نظر دوستانی کناره را عطف بحر دانسته‌اند و این نمی‌تواند استدلال قوی‌ای باشد. 

احمد توفیقی در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۵:

سلام ، بنظرم تفسیر هوش مصنوعی از مصرع « در چه ز عنبرین رسنت رفته رفته رفت » دقیق نیست.

شاعر میگوید جذبه عشق عنبرین( معطر) بود و همچون رسن یا رشته ای مرا بتدریج  بسوی خود کشید و مانند کسی که در چاه افتاده گرفتار عشق تو شدم.

علی مدیر در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۰۱ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۰۶ - در شکایت زمانه و مفاخرت خود:

میان گر و به فاصله بگذارید. عنصری گر به شعر...

سفید در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۴ - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن:

 

کز شکستن روشنی خواهی شدن

 

 

سفید در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۴ - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن:

 

آن‌که فرزندان خاص آدم‌اند

نفحهٔ انا ظلمنا می‌دمند

 

 

سفید در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۴ - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن:

 

پس دو چشم روشن ای صاحب‌نظر

مر تو را صد مادرست و صد پدر

 

 

سفید در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۴ - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن:

 

ور کسی بر وی کند مشکی نثار

هم ز خود داند نه از احسان یار

 

 

سفید در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۴ - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن:

 

حیله‌های تیره اندر داوری

پیش بینایان چرا می‌آوری! 

 

 

هر چه در دل داری از مکر و رموز

پیش ما رسواست و پیدا چو روز

 

گر بپوشیمش ز بنده‌پروری

تو چرا بی‌رویی از حد می‌بری

 

 

عبدالرضا فارسی در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور سوم » پادشاهی شاپور سوم:

فروبرده چوب ستاره بکند بزد بر سر شهریار بلند

منظور این است که بادی شدید وزیدن گرفت و عمود خیمه (یا همان پشه بند یا همان دیرک چادر را )از جا کند و بر سر او خورد و سبب مرگ پادشاه گشت.

محمد رضا عابدینی در ‫۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۰:

از آمدن و رفتن ما سودی کو؟ وز ...

تست

خلیل شفیعی در ‫۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳:

نگاه دوم به غزل ۲۳۳ حافظ: عناصر برجسته

عشق بی‌پایان و شوق وصال
◻️ یکی از عناصر اصلی این غزل، عشق بی‌پایان و فدای خود در مسیر رسیدن به معشوق است. در بیت‌های ابتدایی، شاعر از تلاش بی‌وقفه برای رسیدن به خواسته‌اش سخن می‌گوید و حتی از مرگ به عنوان نتیجه‌ عدم وصول به معشوق یاد می‌کند. این نشان‌دهنده‌ی دیوانگی و شوق شدید عاشق به وصال است.

حسرت و فراق
◻️ یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته در این غزل، استفاده‌ی شاعر از حسرت و فراق است. شاعر در غم دوری معشوق دلی آکنده از آرزو و ناامیدی دارد و از اینکه هیچ‌گاه کامش از لبان معشوق شیرین نشده، رنج می‌برد. این حسرت در نهایت به مرگ و وداع با دنیا ختم می‌شود که در بسیاری از ابیات به وضوح آمده است.

نمادگرایی و استعاره‌ها
◻️ در این غزل، حافظ از نمادهای مختلف برای بیان مفاهیم عمیق خود استفاده می‌کند. آتش درون که از کفن برمی‌آید و دود آن، نمادی از عشق سوزان و دائمی است که حتی مرگ نمی‌تواند آن را خاموش کند. خَلق و حیرانی اشاره به تأثیر شگرف جمال معشوق دارند و در بیت‌های دیگر نیز از دهان معشوق و حسرت برای توصیف احساسات عاشقانه بهره برده شده است.

تضاد و تناقضات
◻️ یکی از ویژگی‌های برجسته در این غزل، تضادها و تناقضات در بیان احساسات عاشقانه است. در حالی که شاعر از فراق و دوری می‌نالد، در عین حال عشق را به عنوان عنصری زیبا و شگفت‌انگیز تصویر می‌کند که نه تنها با مرگ، بلکه با اندوه و حسرت نیز ادامه می‌یابد. همچنین حسرت لبان معشوق در حالی که جان از لبانش بهره‌ای نگرفته، خود نوعی تناقض در دنیای عاشقانه را به نمایش می‌گذارد.

پاسخ به توقعات و نام‌آوری
◻️ در بیت پایانی، حافظ به نوعی از خود یاد می‌کند و از اینکه نامش در میان عاشقان به نیکی برده می‌شود، به آرامش خاطر می‌رسد. این قسمت از غزل، علاوه بر اینکه نگاهی به آثار ادبی و جاودانگی شاعر دارد، نوعی خودآگاهی و اطمینان از تاثیرگذاری شعر بر مخاطبان نیز به شمار می‌آید.

نتیجه‌گیری
◻️ غزل ۲۳۳ حافظ با استفاده از نمادها، تضادها و تصویرسازی‌های پرشور، بیانگر عشق بی‌پایان و حسرت عاشقانه است. حافظ با زبان شاعرانه و استعاری، مفاهیم عمیق انسان‌شناسی و روحانیت را به تصویر کشیده و در عین حال جایگاه خود را در میان عاشقان و اهل شعر به تثبیت رسانده است.

خلیل شفیعی ( مدرس ادبیات فارسی)

 

پیوند به وبگاه بیرونی

 

۱
۳۵۵
۳۵۶
۳۵۷
۳۵۸
۳۵۹
۵۶۸۳