گنجور

حاشیه‌ها

سعید بهمن در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۰۸ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲۵:

با احترام در بیت دوم "ای پسر" نا متناسب با سطح اصلی سعر به نظر میرسد و عبارت " شمسی ندانم یاقمر " که در تصحیحی که آقای سیامک در بالا نقل کرده اند با سطح شعر و عبارت بعدی آن بسیار متناسب تر است اما بهرحال حتما تصحیحی که در آن " پسر " ذکر شده از اعتبار قابل قبولی برخوردار بوده ، اگر دوستان صاحبنظر در اینمورد توضیح و راهنمایی بفرمایند قطعا به درک صحیح تری کمک خواهد کرد .
سعید بهمنی 1396/4/29

سعید اسکندری در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۶ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۴:

هست خورشید فلک شمعی که پروانه اش مهست
تا چه پروانه بود کورا بود پر ماهتاب ؟

سعید اسکندری در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۴ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۲:

شاه بیتی‌ست:
و گر عدوی وی اندر دو چشم شیر شود
دو دست مرگ در آید بچشم شیر چو خواب

سعید اسکندری در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۳۸ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۱۳:

در باب بیت 10
این بیت از قصیده‌ی معروف ازرقی از این نظر هم می‌تواند جالب توجه باشد که یادآور تصاویر فانتزی در فیلم های کارتونی کودکانه است.

حبیب‌الله در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » فی التوحید باری تعالی جل و علا » حکایت عیاری که اسیر نان و نمک خورده را نکشت:

در قسمت - پاره پاره خاک را خون گرفت
تا عتیق و لعل ازو بیرون گرفت -
به جای عتیق عقیق هست
و در بیت زیرین آن
در سجودش روز و شب خورشید و ماه کرد پیشانی خود بر خاک راه
به جای کرد سوده میاد
و شکل بیت این طور میشه
در سجودش روز و شب خورشید و ماه سوده پیشانی خود بر خاک راه

khayatikamal@ در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۹۵:

شهادت امام صادق علیه السلام ازطرف من و خانواده محترم تسلیت عرض می کنم به گنجور یان.
بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 3654

بی سواد در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۳:

حسین گرامی
سپاس می گزارم ،
حدیث استادی ناگفته ماند.

سعید اسکندری در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۲۶:

درباره‌ی این رباعی در چهار مقاله‌ی عروضی حکایت جالبی آمده است. عروضی سمرقندی گوید: آل سلجوق همه شعردوست بودند اما هیچکس بشعردوستی تر از طغانشاه بن الب ارسلان نبود و محاورت و معاشرت او همه با شعرا بودو ندیمان او همه شعرا بودند چون امیر ابوعبداﷲ قرشی و ابوبکر ازرقی … مگر روزی امیر با احمد بدیهی نردمی باخت و نرد ده هزاری بپائین کشیده بود و امیر دو مهره در شش گاه داشت و احمد بدیهی دو مهره در یک گاه و ضرب امیر را بود احتیاطها کرد و بینداخت تا دوشش زند، دویک برآمد عظیم طیره شد و از طبع برفت و جای آن بود و آن غضب بدرجه ای کشید که هر ساعت دست بتیغ می کردو ندیمان چون برگ بر درخت همی لرزیدند که پادشاه بود و کودک بود و مقمور بچنان زخمی . ابوبکر ازرقی برخاست و بنزدیک مطربان شد و این دوبیتی بازخواند:
گر شاه دوشش خواست ، دویک زخم افتاد
تا ظن نبری که کعبتین داد نداد
آن زخم که کرد رأی شاهنشه یاد
در خدمت شاه روی بر خاک نهاد
بامنصور بایوسف در سنه ٔ تسع و خمسمائه (509 هَ . ق .) که من بهرات افتادم مرا حکایت کرد که امیر طغانشاه بدین دوبیتی چنان با نشاط آمد و خوش طبع گشت که برچشمهای ازرقی بوسه داد و زر خواست پانصد دینار و دردهان او میکرد تا یک درست مانده بود و بنشاط اندر آمد و بخشش کرد سبب آن همه یک دوبیتی بود. ایزد تبارک و تعالی بر هر دو رحمت کناد. بمنه و کرمه . (چهارمقاله چ لیدن صص 43 – 44).

nabavar در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۳:

بی سواد عزیز
پیوند به وبگاه بیرونی
این آدرس سایت آقای مشیری ست
روزهای 4 شنبه شاهنامه خوانی دارد
شاد باشید

سعید اسکندری در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۲۳:

این قصیده‌ی مشهور در دیوان عثمان مختاری هم آمده است

۷ در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۳:

درست این بیت:
1=چو شد مست و هنگام خواب آمدش
2=دمی از نشستن شتاب آمدش
1-چو مست شد و خواب سراغش آمد
2-دمی چند از نشستن بلند شد.یعنی خیلی زودتر از روال بلند شد
فردوسی به ما میفهماند که رستم زود مست و خراب شده و اینکاره نبوده
اینگونه چسبیده خوانده میشود:چو شد مست و هنگام خواب آمدش دمی از نشستن شتاب آمدش
و در بیت بعد:
سزاوار او جای آرام و خواب
بیاراست و بنهاد مشک و گلاب

سعید اسکندری در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۱۳:

بیت 30 مغفر به اشتباه مغقر تایپ شده است

nabavar در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۱۲:

ای بی سواد جان که ملامت کشیده ای
تا کار خود ز ابروی جانان گشوده ای
جای تو خالی است درین جام رفتگان
عمرت دراز باد ، که جانِ ستوده ای

بی سواد در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۳:

جناب داریوش
این آقای بهرام مشیری کیست و استاد کدام دانشگاه است؟
با پوزش از تصدیع

داریوش ابونصری در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۳:

درست این بیت چنانکه استاد بهرام مشیری گفته اند باید چنین باشد
چو شد مست و هنگام خواب آمدش
همی از نشستن شتاب آمدش (نادرست)
چو شد مست و هنگام خواب آمدش
سوی خواب از می شتاب آمدش (درست)
مصرع دوم بیت نخست که نادرست و بی معنیست و در بیت دوم میبینید که نوشیدن می در او باعث شتاب در خواب آمدن شده است که چم درستی دارد.
.

بی سواد در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۱۲:

ببخشایید
بر مابسی کمان ملامت کشیده اند
تا کار خود ز ابروی جانا ن گشاده ایم

داریوش ابونصری در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور پسر اردشیر سی و یک سال بود » بخش ۲:

به باور اینجانب تمام نام واژه های التوینه در شاهنامه نادرست هستند . در بعضی جا ها التونیه را میبینید که درست است . التون بعربی ناحیه ای در سوریه است که جزو قلمرو ایران بوده و در فارسی ی و های محل مانند جوادیه و زعفرانیه در آخر آورده شده و فارسی شده همان التون در سوریه است. بنابراین باید التونیه باشد نه التوینه.

بهنام در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

"گفتم ای مسند جم جام جهان بینت کو
گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت"
چه بیتِ عجیبیه... و تقزیبا بی ارتباط با یقیه شعر. فکز میکنم افسوس حافظ زو میرسونه از رفتن آن "دولتِ بیدارِ ایرانبان" در پیش از حمله اعراب.

nabavar در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۴:

آیا کسی از نام شمس الحق سود برده
این نثر استاد نیست

nabavar در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۱۲:

رزومه ی بنده برای شرکت در {جام رفتگان گنجور }
عمری چو گدایی ، به درِ یار شدیم
چون مورچه بر خاکِ رَهَش خوار شدیم
گفتند برو سجده به درگاهش کن
بنگر که به این خاک گرفتار شدیم


۱
۳۴۴۲
۳۴۴۳
۳۴۴۴
۳۴۴۵
۳۴۴۶
۵۷۰۲