گنجور

حاشیه‌ها

 

گفتم نکند گمان رود که لغت wale انگلیسی به معنی وال باعث شود وال فارسی به شمار نیاید و وامواژه در نظر اید .

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ غزل ۷۷


البته من همین نظر را که وال لغتی کهن است را نوشته بودم .

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ غزل ۷۷


با درود به دوستان
در بیماران هپاتیت یا به قول خودم جگراک بیمار بخاطر اسیب دیدن بافتار جگرش نمی تواند نشاسته زیادی انبار کند و نیز کاهش قند خون در این بیماران بسیار روایی دارد و بیمار هپاتیتی نیز از چای و قهوه و سیگار می گریزد گویا مولانا به بد پسندی و بد بیزی بیمار هپاتیت اگاهی داشته است . ( بد بیزی لری است معنی بد گزینی می دهد ) .

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۴۶


از خود برهنه گشتم یعنی مجرد گشتم

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۴۵


به عربی جرد یعنی پوسته و مجرد و تجرید یعنی پوست کندن و مولانا می فرماید مجرد شدم مثل مجردات و بی پوستان و برهنگان .اما این را از روی نوشته های با با افضل فهمیدم درود بر هر دو بزرگوار

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۴۵


باده گزاف یعنی باده گران !

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۴۵


درود بر سعدی موشکافم نوشتن باریک بینانه را دوست دارم

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ غزل ۷۷


درود بر آقایان گوهری و کیخا، دوستان عزیزم،
در پاسخ به جناب کیخای گرامی، وال از هزار سال پیش در ادبیات بوده است و به آن بال (و گاهی همان وال می گفته اند)

جناب گوهری عزیز، بنده همچنان بر سخنم پای فشاری می کنم، اگر مولانا گفته نهنگ، پس مقصودش همان تمساح بوده است (تناسب تمساح و ماهی نیز کم نیست)
در مورد حضرت یونس هم، به ذکر این نکته بسنده می کنم که در کتب آسمانی از جمله قرآن آمده است که یونس در دهان ماهی (حوت) شد:
«فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِیمٌ » صافات ۱۴۲

شیخ اجل نیز در گلستانش بیتی با این مضمون آورده است:
قرص خورشید در سیاهی شد
یونس اندر دهان ماهی شد.

رضا سعدی در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ غزل ۷۷


لغت قصد فارسی است از خواست

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۴۴


و ) حرف ربط بوده است و همان اشویی که فرمودید را خواسته بودم .

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۴۴


من در واقع فرق بین اندو را می دانم ولی این iPad نامرد نمی داند !

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۰۰


فن برای تکنولولوژی گذاشته شده است و هنر برای art اما بهر سو پیشتر هنر این هنر امروزی نبوده و دامنه باز تری داشته است . بنا بر نگاه تولستوی در کتاب هنر چیست هر چه که ابزار انتقال احساس انسان باشد در دامنه هنر قرار دارد وهنر دو نوع اخلاقی و غیر اخلاقی دارد . ولی فن با احساس سر و کار ندارد هر چند با هنر هم مرزی درازی دارد مثل اشپزی که فن است ولی هنر نیست . دکتر پرتو گویا واژه تشیک را فارسی دانسته و گویا لغتی یاوه شده است که با تک در تکنولوژی قابل یکی گرفتن است ولی به نگاه این کمینه روان نیست .

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۹:۲۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۰۲


گویا خلخال را می فرمایید

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۹:۱۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۴۳


مقدس به فارسی سپند می شود و اشویی اما به کردی همان پیروز را به عنوان مقدس بکار می برند .

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۴:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۴۴


چراخور بسیار زیباست . چریدن را اخرین بار سهراب بزرگوار زیبا بکار برده است یعنی ان شعر که می گوید کسی نیست خستگی های مرا بچرد ! و دلدار را به اهویی مانسته است .

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۴:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۴۳


پای نگار کرده شاید فرانمون و اشاره به رنگ کردن پاها باشد که با حنا انجام می شود و نیز ویراست نوینش که لاک ناخن است .

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۴:۱۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۴۳


برای اینکه کلمات باز جابجا گرفته نشوند خواسته ام بگویم شما که شوخی می کنید من تنها می خندم و ازرم و پرواداری می کنم زیرا شما حکیم هستید و ما حکمت اموز .( بدین ترتیب تخته بند کردم کلمات را که نلغزند)

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۳:۴۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱


فن به لری فند می شود یعنی درست انگونه که در ترفند مانده است . اما لغت زیبایی با فن داریم و ان پرفن است که گویا مولانا به کار برده است و معنی کسی است که چاره اندیش است و چارگر ولی نمی خواهیم به او حیله گر بگوییم و نازکی بسیاری در این لغت است . زهی شکر پاره پارسی دوستان زهی !

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۵۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۰۲


فربهی گرفتن چیزی یعنی رونق یافتن ان

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۰۲


کوه زه کوهی برود را با نگاه به تفسیری که مولانا از ایه کوهها چون پشم زده می شوند …. در فیه ما فیه باید گرفت او نوشته هرگز کوه ها در هم کوفته نمی شوند بلکه به لطف می رسند ( در برابر کثافت )

امین کیخا در تاریخ ۲۳ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۰۱


[صفحهٔ اول] … [۳۴۴۴] [۳۴۴۵] [۳۴۴۶] [۳۴۴۷] [۳۴۴۸] … [صفحهٔ آخر]