گنجور

حاشیه‌ها

مهران در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:

خیلی خوشحام که سعدی رو داریم
و نیز علاقه مندانش را.
سعدی رو فقط با شعراش میشه شناخت.
همه شعراش.

طهمورث جواهری در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۷۱ - ذکر حسین منصور حلاج قدس الله روحه العزیز:

منصور حلاج در کتاب بحار الانوار
در کتاب بحار الانوار تالیف علامه محمدباقر مجلسی جلد 51 صفحه 380 از شیخ ابی القاسم الحسین بن روح که خود را نایب امام زمان معرفی کرده نقل می‌شود که حضرت فرمان لعن و نفرین سه نفر را صادر فرموده که یکی از آنها حسین منصور حلاج می‌باشد و این در شرایطی است که برخلاف این مطلب سروده‌های منصور حلاج همیشه با تعریف و تمجید و اشعار مدح و ستایش عرفا و بزرگان ایران چاپ می‌شود و بنیانگذار انقلاب هم در اشعاری چنین فرموده
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار ترا دیدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم
همچو منصور خریدار سردار شدم
و مهمتر اینکه لعن و نفرین فرستادن و مرگ بر این و آن گفتن با اصول متانت و فروتنی سازگاری ندارد و نقطه مقابل مثبت اندیشی هم می‌باشد که مشاهیر زیادی بر اهمیت آن تاکید نموده‌اند و بسیار بعید است که حضرت امام زمان توصیه‌ای داشته باشند که مورد اقبال عمومی واقع نشود و یا خلاف آن عمل گردد و به نظر می‌رسد چنین نقل قول‌هایی عقیده شخصی یک فرد معمولی باشد تا پیام یک مرجع جهانی و امیدوارم صاحب نظرانی لطف نموده و در این مورد اظهارنظر فرمایند. زیرا لعن و نفرین شامل کلیه کسانیکه منصور حلاج را ملعون ندانسته و در جهت خلاف فرمان عمل نموده و یا در چاپ کتابهای اشعارش نقشی داشته‌اند نیز می‌شود و اگر هم اشخاصی به صحت ادعای نایب امام زمان بودن شیخ بن روح اطمینان داشته و اعتقادی هم به مثبت اندیشی ندارند چاره‌ای نیست جز اینکه اسامی دو نفر دیگر را به استحضارشان برسانم.
1- ابوطاهر محمد بن علی بن بلال 2- محمد بن علی شلمغانی معروف به ابی العزاقر
و در خاتمه جا دارد یک بیت از اشعار مشهور کیش مهر علامه محمد حسین طباطبایی نقل شود که منصور را جز عشاق می‌داند و می‌فرماید.
چه فرهاد‌ها مُرده در کوهها
چه حلاج ها رفته بردارها

الهه در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۴:

سلام به همه
فاطمه جان منظور از عراق و خراسان هم اشاره به غرب و شرق بودن ان مکانها داره که "طی العرض" بودن روح و عظمت بشر و توانایی انسان متعالی رو نشون میده و هم اینکه روح زمانی و مکانی نیست.
و با ایهام به پرده های عراقی و خراسانی که از پرده های آنگ اصیل ارانی هستند اشاره داره که این غزل غنی با تصنیف به هر دو گوشه میتونه خونده بشه
و اون دو نوع ریتم آهنگ هم بسیار متفاوت هست
و ابته کلمه عجب تر به اتفاق عجیبی که د ربیت قبل اتفاق میفته اشاره میکنه و میگه این از اون عجیب تره که ما در این کنج ایوان دنیا نشستیم ولی روح عظیم بشر شرق و غرب عالم رو طی میکنه اون هم به نوای موسیقی که از اصیل ترین و متعالی ترین هنرهاست

علی اکبر در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۵:

سلام
بیت چهارم، آخرین کلمه، فکر می کنم «مأمن» درست باشه.
یا علی

علی اکبر در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۹:

سلام
در بیت هفتم، آخرین کلمه، فکر می کنم «مأمن» درست باشه.
مصرع اول بیت هشتم، فکر می کنم «بی سویی» درست باشه.
یا علی

riaz در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۴۰:

ورژن دیگه‌ای هم هست که پریسا می‌خونه:
دوشینه پی گلاب می‌گردیدم در طرف چمن
پژمرده گلی میان گلها دیدم، می‌سوخت چو من
گفتم که چه کرده‌ای چنین می‌سوزی در آتش عشق
گفتا که دمی در این چمن خندیدم، ای وای به من

مریم در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۸:

لطفا صوتی این غزل زیبا رو هم بزارید تلفظ بعضی از لغات برام مشکله.باتشکر از سایت گنجور

m k در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۸ - به پا خاستن فریدون در برابر ضحاک:

درود بر شما و سپاس از تلاش های بی همتای شما؛
ببخشید چرا این بندها وجود ندارند در این بخش؟آیا آگاهانه سانسور شده اند یا ناخواسته چنین کاری انجام شده است؟ پس از بند ششم.


رسیدند بر تازیانی نَوَند-
به جایی که یزدان پرستان بدند
درآمد بدین جای نیکان فرود
فرستاد نزدیک ایشان درود
چو شب تیره تر گشت از آن جایگاه
خِرامان بیامد یکی نیکخواه
فرو هِشته از مُشک تا پای موی
بکردار حور بهشتیش روی
سروشی بدو امده از بهشت
که تا بازگوید بدو خوب و زشت
سُوی مهتر آمد بسان پری
نِهانی بیامُختش افسونگری
که تا بندها را بداند کَلید
گشاده به افسون کند ناپدید
فِریدون بدانست کاین ایزدی ست
نه آهرمنی و نه کار بدیست
شد از شادمانی رخش ارغوان
که تن را جوان دید و دولت جوان
خورش ها بیاراست خوالیگران
یکی پاک خوان ازدرِ مهتران
چو شد نوش خورده ، شتاب آمدش
گران شد سرش ، رای خواب آمدش
چو آن ایزدی رفتن و کار اوی
بدیدند و آن بخت بیدار اوی
برادر سبک هر دو برو خاستند
به کردنش را بیاراستند
یکی کوه بود از بر بُرز کوه
برادرْش هر دو نِهان از گروه
به پایین کُه شاه خفته به ناز
شده یک زمان از شب دیریاز
به کوه بر شدند آن دو بیدادگر
وزیشان نبد هیچ کس را خبر
چو ایشان ازان کوه کندند سنگ
بدان تا بکوبد سرش بی درنگ
وزان کوه غلتان فرو گاشتند
مران خفته را کشته پنداشتند
به فرمان یزدان سر خفته مرد
خروشیدن سنگ بیدار کرد
به افسون همان سنگ بر جای خویش
ببست و نغلتید یک ذره بیش
برادر بدانست کان ایزدیست
نه از راه بیکار و دست بدیست
فریدون کمر بست و اندر کشید
نکرد آن سخن را بدیشان پدید
براند و بدش کاوه پیش سپاه
برافراز راند او ازان جایگاه
برافراشته کاویانی درفش
همایون همان خسروانی درفش
باروند رود اندر آورد روی
چنانچون بود مرد دیهیم جوی‏

... در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵۳:

تو به گوش دل چه گفتی که به خنده‌اش شکفتی؟؟؟؟!!

رنگارنگ در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:

@فرخ
مواظب باش خنده زیاد درد سر میاره!

مهدی در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۹ دربارهٔ عراقی » عشاق‌نامه » فصل هشتم » بخش ۳ - مثنوی:

باسلام
بیت پنجم "شد حقیقتی" اشتباه هست
و به نظر من می‌تونه "شد حقیقت" باشه

رضا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۸:

تا ذره صفت ما کی زیر و زبر یابد

... در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۵:

تا تو مشتاقی بدان کاین اشتیاق تو بتی است...
اوج غنا در نخواستن است. چقد مفهوم جالب و زیباییه. چقد جذابه که انسان هیچی نخواد. خالی از آرزو، خالی از هدف، خالی از خواسته...

فرشید در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۰:

با سلام این رباعی از سنایی می باشد

فرخ مردان در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰:

بازار شوق که همیشه گرمه! سرو قدی هم در کار نیست!!

داروگ در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۱۱ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۲۷:

با سلام
صورت صحیح مصرع دوم چنین است:
«فرح بخش تر از فرسنافه است»
فرسنافه: فرسناف که شب نوروز باشد (دهخدا).

فرخ مردان در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

اگر از حافظ هیچ چیزی نمی دونستیم، همین یه غزل کافی بود که بگیم سرایندش نابغه بوده. واقعا حیرت آوره.

فرخ مردان در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:

@بابک:
حق با شماست. ابن کاربرد "مانا" بمعنی " معنا" چیز خنده آوریه که من فقط تو حاشیه های گنجور دیدم. گفت: "ز تعارف کم کن و بر مبلغ افزای"
بجای عجیب و غریب حرف زدن و روده داری بهتره مفید، مختصر و ساده منظورمون رو بگیم ؛ البته اگر چیزی برای گفتن هست.
در مورد آیینۀ سکندر، توضیح علی کاملا درسته. این یکی از عجایب هفتگانه دنیای قدیم بوده.

فرخ مردان در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱:

1- در بیت دوم منظور از "آب دیده" ،"اشک شوق" هست بخاطر شادی شنیدن خبر دعوت به بارگاه سلطان.
2- یک معنی نزدیکتر برای بیت چهارم این هست که:
ای خرقه می آلوده، عیب من رو بپوشان و وانمود کن که یک فردِ پاک و پاکدامن به زیارت شاه آمده.

shk clickmank در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۲:

پیشنهاد می شود:
همه بهر دگران ست زکات حُسنت

۱
۳۴۴۱
۳۴۴۲
۳۴۴۳
۳۴۴۴
۳۴۴۵
۵۷۲۵