گنجور

حاشیه‌ها

افسانه چراغی در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق:

این بیت بخشی از ابیاتی است که با آوای خوش همایون شجریان و محمد معتمدی در اپرای عروسکی دیدار شمس و مولانا به زیبایی خوانده شده:

آزمودم؛ مرگ من در زندگی است

چون رهی زین زندگی، پایندگی است

افسانه چراغی در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوش:

این دو بیت بخشی از ابیاتی است که با آوای خوش همایون شجریان و محمد معتمدی در اپرای عروسکی دیدار شمس و مولانا به زیبایی خوانده شده:

هر زمان نو می‌شود دنیا و ما

بی‌خبر از نو شدن اندر بقا

پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی است

مصطفا فرمود دنیا ساعتی است

افسانه چراغی در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۹۷ - جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدندی:

این دو بیت بخشی از ابیاتی است که با آوای خوش همایون شجریان و محمد معتمدی در اپرای عروسکی دیدار شمس و مولانا به زیبایی خوانده شده:

چون دهانم خورد از حلوای او،

چشم‌روشن گشتم و بینای او

پا نهم گستاخ؛ چون خانه روم

پا نلرزانم؛ نه کورانه روم

مهناز عابدی در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثلثات:

لطفاً خوانش این ابیات را از کجا پیدا کنم

همایون در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۹:

بازی هنرمندانه با آتش بیرونی و سوز درونی که نشان از مهارت و چیرگی جلال‌دین به شگردهای شعری و کلامی دارد و عارفان از این زبان برای گرمی پیرامون خود سود میبرده‌اند و شوقی در دل ها بیدار میکرده‌اند و ذوقی درون خود می‌پروراندند 

مهرناز در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان:

چقدر سخت بوده که نظامی با آن همه استعداد نیاز داشته شاه سلجوقی رو ستایش کنه.

MJ N در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:

گفتم ای چرخ فلک مرد جفای تو نیم

گفت زبون یافت مگر ای سره این مرد مرا

 

معنای این بیت رو کسی می‌دونه؟

مهرناز در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم:

حرم ماری و محرم سوسماری یعنی چه.میشه لطفا توضیح بدین

مهتاب ع در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۳۰ - باقی سخنان شنزبه:

امائل❌️

اماثل✅️

مهتاب ع در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۳۰ - باقی سخنان شنزبه:

زیر متقیظ❌️ 

زیرک متقیظ✅️

فرهود در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۹ در پاسخ به مهرناز دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۴ - حکایت:

سنگدل: بی‌رحم

معده تنگ کردن‌: سیر خوردن، غذای فراوان خوردن.

یوسف رشیدی در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۹:

از مدرسه به کعبه روم یا به میکده

ای پیر ره بگوی طریق صواب چیست

 بشر همیشه سرگردان بوده و همواره در جستجوی بی پایان برای یافتن هویت و یافتن جهانی است که خود را در آن تعریف کند و احساس خوشبختی کند 

چل سال رنج و غصّه کشیدیم و عاقبت

تدبیرِ ما به دستِ شرابِ دوساله بود

اردیبهشت ۱۴۰۴

 

 

خلیل شفیعی در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:

نگاه دوم – عناصر برجستهٔ غزل ۲۴۸

❖ ۱. بن‌مایهٔ فراق، طلب و پیغام‌رسانی:

کل غزل بر محور درخواست نسیم صبا برای رساندن پیغام عاشق به معشوق بنا شده است؛ ساختاری که یادآور سنت «پیام‌رسانی باد» در ادبیات فارسی است (نظیر غزلیات سعدی، نظامی، مولانا).

✦ بیت نخست، محوری‌ترین عنصر روایی غزل است و در بیت آخر نیز به‌صورت حلقهٔ تکرار بازمی‌گردد؛ این تکنیک، ساختار دایره‌ای غزل را شکل داده است.

❖ ۲. تقابل‌های شاعرانه و استعاری:

حافظ در این غزل تقابل‌های متعددی را به‌کار می‌گیرد:

زار و بیمار ⇄ راحت جانی

قلب بی‌حاصل ⇄ اکسیر مراد

پیری در فراق ⇄ تازه‌جوانی

منکران ⇄ طالبان می

عشرت امروز ⇄ فردای قضا

این تضادها، حس پویایی، بحران درونی و تنش احساسی را افزایش می‌دهند.

❖ ۳. کاربرد اسطوره، نماد و رمز:

اکسیر مراد: نمادی از کیمیاگری عاشقانه، که قلب خاکی را زرین می‌کند.

کمان و تیر: از صنایع جنگیِ سنتی، در خدمت تصویرسازیِ نبرد عشق و عقل یا دل و نگاه یار.

دیوان قضا و خط امانی: اشاره به مفاهیم عرفانی و فلسفی؛ جبر و اختیار، سرنوشت و امید به عفو.

ساغر می: رمز عرفانیِ اتصال و آگاهی، در معنایی چندلایه (مستی، شناخت، گسستن از عقل عادی).

❖ ۴. وحدت موسیقایی و بازگشت به مطلع:

بیت پایانی، با تکرار مصرع اول، حلقهٔ بسته‌ای در غزل می‌سازد؛ و با تکرار مصرع آغاز، تأکید می‌کند که حافظ خود نیز اسیر همان نالهٔ آغازین است.

❖ ۵. صدای عاشق – حافظِ تجربه‌گرا:

در این غزل، حافظ نه از موضع واعظ یا ناصح، بلکه از جایگاه عاشقی فرتوت، صادق و دل‌باخته سخن می‌گوید. غزل لحن بسیار انسانی و زمینی دارد، و زبان آن در عین بلاغت، به شدت عاطفی و ملموس است.

خلیل شفیعی ( مدرس ادبیات فارسی)

اردیبهشت ماه ۱۴۰۴

پیوند به وبگاه بیرونی

خلیل شفیعی در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:

 

نگاه اول

شرح غزل ۲۴۸ حافظ

 

۱. ای صبا نَکهَتی از کویِ فُلانی به من آر / زار و بیمارِ غمم راحتِ جانی به من آر

◽️ صبا! اگر از کوی یار گذر می‌کنی، نسیمی خوش از آنجا برایم بیاور؛ که من دردمند و رنجورم، و آن نسیم  مایه‌ی آرامش جانم می شود.

▪️ این بیت آغازی‌ست آشنا با لحن تغزلی حافظ: گفت‌و‌گو با باد صبا و تمنای خبری، نشانه‌ای، نسیمی از معشوق.

۲. قلب بی‌حاصلِ ما را بزن اکسیرِ مراد / یعنی از خاکِ درِ دوست نشانی به من آر

◽️ دلِ بی‌ثمر من را با اکسیر آرزو به زر بدل کن؛ یعنی ذره‌ای از خاک آستان یار برایم بیاور تا وجودم ارزشمند شود.

▪️ استعاره‌ی «اکسیر مراد» کنایه از فیض دیدار محبوب است که وجود را دگرگون می‌سازد.

3. در کمینگاه نظر با دلِ خویشم جنگ است / ز ابرو و غمزهٔ او تیر و کمانی به من آر

◽️ در صحنه‌ی تماشای یار، دل من با خودم در جدال است؛ پس از آن ابرو و نگاه فتانِ یار، تیر و کمانی برایم بیاور!

▪️ محبوب مانند شکارگری‌ست که با ابروان و غمزه، دل عاشق را نشانه می‌گیرد. جدال درون عاشق، نشانه‌ی عمق درگیری عاطفی است.

4. در غریبی و فِراق و غمِ دل پیر شدم / ساغرِ مِی ز کفِ تازه‌جوانی به من آر

◽️ در غربت و فراق و رنج دل، پیر شده‌ام؛ جام می از دست یک جوان زیبا  برایم بیاور.

▪️ کُنش نوشیدن از دست جوان، تداعی‌کننده‌ی شادابی و زندگی دوباره است، در برابر پیری و اندوه.

5. منکران را هم از این مِی دو سه ساغر بچشان / وگر ایشان نَستانند روانی به من آر

◽️ به آنانی که منکر عشق و طرب‌اند، دو سه ساغر از این باده بچشان؛ و اگر نپذیرفتند، با سرعت و بدون تامل آن را برای من بیاور!

▪️ طنز حافظ در این بیت نمایان است؛ یا آنان را به باده‌نوشی بکشان، یا مرا مست کن

6. ساقیا عشرتِ امروز به فردا مَفِکَن / یا ز دیوانِ قضا خطِّ امانی به من آر

◽️ ای ساقی! شادی امروز را به فردا مسپار؛ و اگر می‌خواهی مهلتی دهی، از دفتر قضا و قدر، خطّ امانی برایم بگیر.(کار محال)

▪️ نگرانی از ناپایداری زمان و تأکید بر «اکنون»، مضمون برجسته این بیت است؛ تأکید بر دم‌غنیمتی و نیز اشاره به قضا و قدر.

7. دلم از دست بِشُد دوش چو حافظ می‌گفت / کای صَبا نَکهَتی از کویِ فلانی به من آر

◽️ دیشب دلم از کفم رفت، آن‌گاه که حافظ این بیت را می‌خواند: ای صبا، نسیمی از کوی یار برایم بیاور!

▪️ بیتِ واپسین رجعتی‌ست به بیت نخست. حافظ راوی هم‌زمانِ شعر و مخاطبِ آن است. 

⬅️ خلیل شفیعی ( مدرس ادبیات فارسی)

اردیبهشت ماه ۱۴۰۴

پیوند به وبگاه بیرونی

هرچه گفت حضرت حافظ حق گفت در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹:

به قطع یقین حافظ عزیز تو کل دنیا بی نظیره

امروز یه عاشق دلشکسته که راه برای رسیدن به معشوقه ی زیبای خود نداره بعد از کلی فکر‌ کردن توی گوگل می‌نویسه : غزلیات حافظ گنجور

چشماشو میبنده و صفحه رو میده پایین و یک غزل رو انتخاب می‌کنه 

اونجاست که حضرت لسان الغیب خودش می‌دونه چی باید بهش بگه 

امیرعلی

۱۴ خرداد ۱۴۰۴

مهرناز در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۴ - حکایت:

به جز سنگدل ناکند معده تنگ یعنی چه؟

علی.نیشابور در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۲۹ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

سلام رضای نازنین

قدر دانت هستم از آگاهی ای ک به من دادی.

همیشه در نور و دانایی و آگاهی باشی 🌹❤

علیرضا در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

دوستان گرامی عزیزان نکته ای که در اینجا مطرح است اینه که چرا یک عده فاصله بین اندیشه حافظ و معنای غزل هایش قائل هستند مگر جز این که کلام و سخن ناب جلوه انوار حق بر دل عارف است که از کلام اوجاری شده مگه میشه شخصی اعتراف کنه هر چه کرده همه از دولت قرآن کرده اونوقت بیاد این در و گوهر را در وصف مثلا شاه شجاع به کار ببره عزیزان بدور از تعصب حافظ حافظ قرآن است قرآن کتابیست که توسط پیامبر (ص) و اهل بیت تبیین و به مردم شناسانده شده حافظ که قبل از پیامبر نبوده این همه تعصب چرا ؟ مخاطب این غزل امام عصر(ع) است که وجه ا... ست وجه ا... از القاب امام معصوم میباشد تمام هستی جمال خداوند است اما حجت موجه که در بیت دوم آمده کیست؟ چاه زنخدان کیست که هزار یوسف مصری در آرزوی آن هستند اشاره به دعای حضرت یوسف (ع) که بار الاها مرا از صالحین قرار بده برید در تفاسیر تفسیر این آیه را بخوانید فقط اشاره میکنم اباصالح کنیه کدام امام است ؟ و در بیت ششم صورت خداوند محجوب نیست ا... نور السماوات و الارض بنابراین صورت محجوب زمینی مد نظر هست که حافظ در بیت آخر مشتاق روی چون ماه اوست . خواهش میکنم در نظر داشته باشید که خداوند به حافظ عنایت داشته و نمیشه به شخصی این لسان را بدهد که در تاریخ ادبیات وکتب عرفا شاخص باشد اونوقت چشم و فکر وذکرش یک عشق سطح پایین باشه در نظر داشته باشیم دعای تمامی انبیا محقق شدن وعده الهی و قرار گرفتن در جایگاه عبد صالح بوده و حافظ به دنبال معشوقیست که هم وجه ا... هست و هم آرزوی تمامی انبیا و اولیا و اوصیا یعنی وجود پر برکت امام عصر(ع) است . کسانی که حافظ را در عقیده آزاد میدانند آیا به این فکر نکرده اند که تمامی مسلمانان شاخصی جز  پیامبر (ٌص) نمیتوانند داشته باشند که حافظ از آن به پیر مغان یاد میکند .مگر میشود خودرو به درجات بالای ناب عرفانی بدون در نظر گرفتن شاخصی چون حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) رسید. 

علیرضا در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

مرحبا وحید احمد نژادیان

دکتر حافظ رهنورد در ‫۹ ماه قبل، شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

این شعر بسیار زیبای خواجه حافظ سروده شده در زمان امیر مبارز‌الدین است. در این دوران وی به کنج عزلت رفت و با کمتر کسی ارتباط داشت.

ابراهیم فاروقی در کتاب شرفنامه‌ی منیری از قول امیر شهاب‌الدین حکیم کرمانی آورده است که بیت آخر این غزل تعریضی‌ست به سید عضد صراف وزیر. وی از وزیران امیر مبارزالدین بود و خودش نیز شعر می‌سرود که البته اشعارش ضعیف و کم بسامد بود و مضامین برخی از اشعارش تغییر یافته‌ی برخی از اشعار حافظ بود.

سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. (گنجور)

پسر وی جلال عضد هم از شعرای بعدی‌ست که بیش از چهارهزار بیت شعر دارد.

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. (گنجور)

۱
۳۱۹
۳۲۰
۳۲۱
۳۲۲
۳۲۳
۵۷۱۶