آرمان تولایی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۸:
خورشید به گل نهفت مینتوانم:
نمی توانم خورشید حقیقت را با گِل خرافات بپوشانم
و اسرار زمانه گفت مینتوانم:
اما از طرف دیگر چون واقعیت های هستی با اعتقادات مذهبی حاکم بر جامعه تناقض دارند ، نمی توانم واقعیت ها را برای مردم بازگو کنم و این واقعیت ها باید مانند یک راز نزد من باقی بمانند.
از بحر تفکرم برآورد خرد:
با تفکر کردن فراوان و به کمک عقل و خرد
دری که ز بیم سفت مینتوانم:
به گوهر گران بهای حقیقت رسیدم که متاسفانه به دلیل ترس از فشار های جامعه مذهبی ، نمی توانم آنگونه که شایسته است تفکراتم را ارائه کنم.
حسام در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳۴:
اینکه مولوی از روی دست بوسعید تقلّب نوشته، به فرض آن است که این رباعی در دیوان هر دو درست نقل شده باشد. امکان دارد رباعی از بوسعید نباشد و به دیوان او راه یافته باشد. امکان دارد از مولوی هم نباشد. امکان دارد از بوسعید باشد و اشتباهی در دیوان مولوی آمده باشد، مثلاً چون مولوی آن را خوانده باشد و اطرافیان فکر کرده باشند سرودهی او است یا امکانات دیگر. آن زمان شاعرها مثل امروز خودشان کتاب شعرشان را تنظیم نمیکردهاند.
شاعری خسته در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۷:
دوستان،
خواندن این پست از سایت هاف پست یا همان سایت هافینگتن پست خالی از لطف نیست، به تمامی حاشه ها پایان میدهد!
پیوند به وبگاه بیرونی
کامیار در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:
مجمع اگر نسشتم و .....
نه مجموع ......
امیر اصغری در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
بیت سوم؛
جرعه ای خوردیم و کار از دست رفت
«پا» چه بیهوشانه در مِی کرده اند.
فتوحی رودمعجنی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در مدح ناصرالدین طاهر:
روایت خیالین شاعر از نحوۀ سرودن این قصیده بدیع است.
انوری قصد نوشتن نامه ای به دلبر دارد اما ناگهان دلبر بر در میزند و از راه می رسد.
ابیات مدیحه را بر کاغذی نوشته به انوری شاعر می دهد تا فردا در دربار ناصر الدین طاهر بخواند.
شاعر به زیبایی ابیات مدح خود را به الهه شعرش نسبت می دهد.
این شکل از آفرینش مدح گرچه خیالی است اما در قصاید فارسی نادر است.
یه بی سواد در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸:
اینجا همه چقدر منم منم میکنن، ماشالله همه هم ادیبان بی ادبی هستن که فقط خرفهای بیخود و الکی میزنن.
برای نخستین بار پیامهای زیر یه شعر رو در گنجور خوندم، حالم بهم خورد. نمیخواد باسواد باشید، به کم آدم باشید.
سهراب منفردنیا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:
با سلام
لطفاً بیت هفتم مصراع اول را تصحیح بفرمایید ، کلمه قبله صحیح است
تماشاگه راز در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
در عمق معنای بیت مطلع این غزل ، یک پیغام و یک پاسخ نهفته و چنین می نماید که حافظ کسی را مخاطب ساخته ودر پاسخ او که شعر تر و نشاط آور در خواست دارد، می فرماید خاطری که افسرده واندوه بار است ونمی تواند شعر شادی آفرین بسراید تا بی دردها با ساز وطرب بخوانند و شادی کنند و بلافاصله اضافه می کند که لُبّ مطلب و علت و سبب را گفتم و همین قدر توضیح کافی است. آیا این استباط صحیح است ؟ ما می دانیم که حافظ در اوایل سلطنت شاه شجاع که روابط فیما بین حسنه بود در مسافرتهای شاه و ردّ وبدل نامه ها، غزلهایی نیز جهت خواندن در مجالس شاه برای او می فرستاده است و بهترین گواه براین مطلب این ابیات است:
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت
حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست بشـتاب هـان که اسب وقبا می فرستم
اما چندی می گذرد و دیگر این شاعر، غزلهای نشاط انگیز برای شاه نمی فرستد و تصوّر بر این است که به نحوی از اواستفسار شده باشد که چرا شعر تر وتازه نشاط آفرین نمی سرایی واو در پاسخ گفته باشد:
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
و مفاد ابیات بعدی در این غزل گواه براین است که شاعر به شاه می گوید اگر انگشتری زنهار از تو دریافت کنم و مستظهر به عنایات تو باشم سر بر آسمان می سایم و به دنبال آن در کمال استغنای طبع و به نحوی که علت کدورت فیما بین نیز بازگو شده باشد می فرماید: ای دل از طعنه و گزند حسود غمناک مباش شاید خبر و مصلحت نهایی تو در این نهفته است و این اشاره یی است به آیه 216 سوره بقره : وَعَسی اَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَهُوَ خَیرٌ لَکُمْ وَعَسی اَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَهُوَ شَرُّ لَکُم وَاللهُ یَعـلَمُ وَانْتُم لاتَعلَمُونَ . ( چه بسا چیزها که برای شما ناگوار است ولی خیر شما در آن است و چه بسا چیزها که شما دوست داریدو شر وفساد شما درآن است و خدا داناست و شما نمی دانید .) آنگاه شاعر در کمال شهامت بدترین ناسزاها را نثار طرف مقابل کرده و می گوید هر کس از این قلم ایهام ساز من معنای واقعی ایهام آن را درک نکند لاشه حرامی است بی هنر، هر چند که نقاش چین باشد و در این بیت ، عبارت نقشش به حرام طوری انتخاب و جا افتاده است که هم معنای هیکل بی هنر و هم معنای این نقش بر او حرام باد را افاده می کند . این گونه هنر نمایی های حافظ است که کسی را یارای رقابت و برابری با اونیست و سرها را در پیش کلک خیال انگیز او به تعظیم وا می دارد . جالب تر ازهمه درمقطع این غزل پاسخگونه قهر آمیز ، شاعر بار دیگر به شاه شجاع یادآوری می کند که اینطور نیست که من از خصایل وصفات رندی خود دست شسته باشم ، ما همانیم که هستیم وهمان خواهد بود.
حسین،۱ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:
شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند
بیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند
این عشوه و دلبربایی تو ، چشم صاحبدلان را به تو معطوف میکند، همه ی مردم به تو چشم دوخته اند.
hasan soltani در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:
شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند
بیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند
ای یار تصور نکن اینان که از پس و پیشت نگرانند ادمای کمی هستند بلکه هر کدامشان صاحینظر و اهل بینشند.
آرش ثروتیان در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۰ - یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش:
با سلام لطفا در بیت زیر رسر به رسد تصحیح شود:
تا هرچه رسر ز نیش آن نوش
دارم به فریضه تن فراموش
ضمنا پیش از بیت فوق، بیت زیر جا افتاده است:
باقی پدر که ماند از آدم
تا خون پدر خورم زعالم
kr در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:
با سلام ضمن تشکر از سرکار خانم شهلا، من به برنامه 686 گنج حضور مراجعه کردم ولی این غزل تفسیر نشده است. این غزل در برنامه 207 گنج حضو ر روخوانی شده ولی تفسیر نشده است. این را فقط محض اطلاع عرض کردم. با سپاس.
محسن حیدرزاده جزی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۹:
در بیت 5 روح من درست است .
سید احمد مجاب در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰ - خون سیاووش:
شهریارا غزل (نغز) تو قولیست قدیم
سید احمد مجاب در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰ - خون سیاووش:
(اصل دل را نبود تفرقه، ای جان بازآ!)
هانیه سلیمی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۳:
مولانا در غزل 858 نیز میفرماید:
سالی دو عید کردن کار عوام باشد / ما صوفیان جان را هر دم دو عید باید
در مورد مصرع" تا کهن هاش را جدید کنند،همانطور که دوستی در کامنتی نوشته و چنانچه در نسخه ی فروزانفر چاپ امیرکبیر آمده، کهن هاش درست است (نه کهنه هاش)
کرمانشاهی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷۸:
تگل در بیت آخر یعنی دوخت. ما تو کرمانشاه به دوختن لباس پاره یا دوخت زدن میگیم تَقَل زدن
شمس در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۸:
به گمان این کوچک، این غزل زیبا ارادت حضرت مولانا را به حضرت ولی عصر نشان میدهد. به خصوص بیت اول که به صراحت به آن اشاره شده است.
سپاس از سایت گنجور
فرزاد در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳: