من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون
آن می کشدم زان سو وین می کشدم زین سون
یک گوش به دست این یک گوش به دست آن
این می کشدم بالا وان می کشدم هامون
از دست کشاکش من وز چرخ پرآتش من
می گردم و می نالم چون چنبره گردون
آن لحظه که بیهوشم ز ایشان برهد گوشم
می غلطم چون شاهان در اطلس و در اکسون
من عاشق آن روزم می درم و می دوزم
بر خرقه بیچونی می زن تگلی بیچون



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در غزل به وضعیتی عاشقانه و پرتنش میپردازد که در آن از دو وضعیت متضاد لیلی و مجنون، یا درواقع عشق و جنون، یاد میکند. او خود را در حال جستجو و کشمکش میان این دو میبیند و حس میکند که در نتیجه این کشاکش، دچار دردی عمیق است. شاعر از گمشدگی و بیخودی خود در عشق صحبت میکند و آرزومند روزی است که به آرامشی دست یابد و به حقیقت عشق خود برسد. این غزل به طرز عمیق و احساسی ناامیدی و تلاش برای رسیدن به معرفت و عشق را بیان میکند.
هوش مصنوعی: من در پی لیلی و مجنون شدم و به دنبال هر یک از آنها میروم؛ از سوی یکی جذب شده و از سوی دیگری کشیده میشوم.
هوش مصنوعی: من یکی از گوشهایم را به دست لیلی و دیگری را به دست مجنون سپردهام. از یک سمت، می خم شدم و میکشم، و از سمت دیگر، میکشم و به عرش میرسم.
هوش مصنوعی: به خاطر کشاکش و درگیریهای درونی خود و به علت مشکلاتی که مانند آتش در زندگیام وجود دارد، به دور خود میچرخم و به مانند دایرهای از غم و درد ناله میزنم.
هوش مصنوعی: در آن لحظه که من بیهوش میشوم و از آن جمع جدا میشوم، مانند شاهانی که در پارچههای باارزش و نازک مثل اطلس و اکسون (نوعی پارچه گرانبها) غلت میزنند، در حال چرخش و غلتیدن هستم.
هوش مصنوعی: من عاشق روزی هستم که بدون هیچ غمی، به خودم میپوشم و در حال نوشیدن شراب هستم. در این حال، بر روی لباس کهنهام از آن بیچون (یعنی بیاحساس و بیوجود) صدایی میزنم که نمایانگر حالتی خاص و فرایند خاص است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
آن دل که ترا دارد هست از دو جهان افزون
هم لیلی و هم مجنون باشند ازو مجنون
ای عارض گلگونت عکسی زده بر گردون
خورشید شده پیدا ز آن عکس رخ گلگون
چون لعل تو سلک در در خنده کند پیدا
با لطف وی از جز عم افتد گهر موزون
بیرون نرود یکدم مهرت ز دل تنگم
[...]
ای لعل لبت میگون وی سرو قدت موزون
عذر ای جمالت را من وامق و من مفتون
رفتی تو و جانا رفت جان از تن من بیرون
ای خوب تر از لیلی بیم است که چون مجنون
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.