برمک در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۳:
deuk-تگ/تج/تاز/لک/لگ/لغ/لگام/لجام
--" German Zaum ","=زمام/لگام/
برمک در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۷:
deuk-تگ/تج/تاز/لک/لگ/لغ/لگام/لجام
--" German Zaum ","=زمام/لگام/
برمک در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۹:
deuk-تگ/تج/تاز/لک/لگ/لغ/لگام/لجام
--" German Zaum ","=زمام/لگام/
برمک در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۵:
deuk-تگ/تج/تاز/لک/لگ/لغ/لگام/لجام
--" German Zaum ","=زمام/لگام/
برمک در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۳:
deuk-تگ/تج/تاز/لک/لگ/لغ/لگام/لجام
--" German Zaum ","=زمام/لگام/
آینهٔ صفا در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۰۷:
O Beloved, accept me—then of life, deprive me
Intoxicate me—then of both worlds, deprive me
If my heart finds rest in aught but You
Set me ablaze—and of that, deprive me
پرستش در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸:
درود,سپاس از برگ بی برگی بخاطر توضیح زیبا و دلنشینتون که برای من مبتدی بسیار مفید و جالب بود و همچنین از تماشاگه راز با مطالعه معانی کلمه ها که لطف کردید در کنار شعر درک ابیات بسیار عمیق تر صورت می گرفت
خواهشمندم از اساتید که اگر ممکن هست بیت 9 را برای بنده توضیح دهند
هنگامه حیدری در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲۷:
در بیت اول
من از اقلیم بالایم سر عالم نمی دارم
نه از آبم نه از خاکم سر عالم نمی دارم
در مصراع دوم آدم به جای عالم درست است در نسخه قونیه هم آدم درست است نه عالم
احسان خدارحمی khodaarahmi@gmail.com در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
به نظرم اونجایی که حافظ می فرماید:
آن تلخوش که صوفی ام الخبائثش خواند
اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
در واقع داره به صوفی کنایه میزنه که اگر تو شهوتران و زن باره ای، منم مست و شرابخواره ام! (اونم شراب تلخی که مردافکن بود زورش!)
محمد وحید در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
چقدر عمق و جذبه عشق موحدانه که آدمی را به مستی و خرابات نشینی مفتخر می کند، زیبا تصویر شده است.
بهزاد رستمی در ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
چقدر مجیزگوییِ پادشاه آخه، واقعا تو ذوق آدم میخوره
زهره دیوانی در ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲:
برمک در ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۶:
جهاندیده دهقان یزدان پرست چو بر باژ برسم بگیرد به دست نشاید چشیدنش یک چکه آب گر از تشنگی آب بیند به خواب واز/باژ =ورد/دعا
برمک در ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۲۲:
ز بس اندوه دل اندوته دیرم
هزار اتش درون بوته دیرم
اگر گیتی به آه افروته دیرم
جهان از نیک و از بد روته دیرمز بس اندوه دل اندوته دیرم
به درد و داغ خود دل سوته دیرم
ز بس اتش که مو در بوته دیرم
جهان را سربسر افروته دیرم
-----
زعشقت آتشی در بوته دیرم
در آن آتش دل و جان سوته دیرم
سگت ار پا نهد بر چشمم ای دوست
به مژگان خاک پایش روته دیرم
----
هزاران غم به دل اندوته دیرم
هزار آتش به جان افروته دیرم
به یک آه سحر کز دل برآرم
هزاران مدعی را سوته دیرم
برمک در ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان:
شوربختانه جوانان ایران شاهنامه نمیخوانند و انان هم که میخوانند به بخش ساسانیان که بسیار زیباست نمیپردازند گاهی بخشی از ان را باید نوشت که بالا بیاید تا یاران بخوانند همه روی کشور نگهبان نشاند چو آسود از دشت لشکر براند ز دریا به راه الانان کشید یکی مرز ویران و بیکار دید به آزادگان گفت ننگست این که ویران بود بوم ایران زمین نشاید که باشیم همداستان که دشمن زند زین نشان داستان ز لشکر فرستادهای برگزید سخنگوی و دانا چنان چون سزید بدو گفت شبگیر ز ایدر بپوی بدین مرزبانان لشکر بگوی شنیدم ز گفتار کارآگهان سخن هرچ رفت آشکار و نهان که گفتید ما را ز کسری چه باک چه ایران بر ما چه یک مشت خاک بیابان فراخست و کوهش بلند سپاه از در تیر و گرز و کمند همه جنگجویان بیگانهایم سپاه و سپهبد نه زین خانهایم کنون ما به نزد شما آمدیم سراپرده و گاه و چادر زدیم در و دشت جای نشین شماست بر و بوم و کوه و زمین شماست فرستاده آمد بگفت این سخن که سالار ایران چه افگند بن سپاه الانی شدند انجمن بزرگان فرزانه و رای زن سپاهی که شان تاختن پیشه بود وز آزادمردی کماندیشه بود از ایشان بدی شهر ایران ببیم نماندی بکس جامه و زر و سیم زن و مرد با کودک و چارپای به هامون رسیدی نماندی بجای فرستاده پیغام شاه جهان بدیشان بگفت آشکار و نهان رخ نامداران ازان تیره گشت دل از نام نوشینروان خیره گشت بزرگان آن مرز و کنداوران برفتند با باژ و ساو گران همه جامه و برده و سیم و زر گرانمایه اسبان بسیار مر از ایشان هر آنکس که پیران بدند سخنگوی و دانشپذیران بدند همه پیش نوشینروان آمدند ز کار گذشته نوان آمدند خروشان و غلتان به خاک اندرون همه دیده پر خاک و دل پر ز خون خرد چون بود با دلاور به راز به شرم و به پوزش نیاید نیاز بر ایشان ببخشود بیدار شاه ببخشید یک سر گذشته گناه بفرمود تا هرچ ویران شدست کنام پلنگان و شیران شدست یکی شارستانی برآرند زود بدو اندرون جای کشت و درود یکی بارهای گردش اندر بلند بدان تا ز دشمن نیابد گزند بگفتند با نامور شهریار که ما بندگانیم با گوشوار برآریم ازین سان که فرمود شاه یکی باره و نامور جایگاه
برمک در ۸ ماه قبل، شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۴۶ در پاسخ به فرهود دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۲۰:
بوته پارسی قالب هست در ریخته گری هم بوته را در اتش مینهند ان بوته هست اما بوته تنها ان نیست و هر قالبی بوته هست بوته با بادی انگلیسی هم ریشه هست بوته درخت و گیاه را هم. برای همین بوته میگویند
برمک در ۸ ماه قبل، شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۰۶:
نذونی ای فلک که مستمندم وامو پر بد مکَر که دردمندم بیک گردش که میکردی ببینی چو رشته مو بسامانت ببندم
برمک در ۸ ماه قبل، شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۰۳:
دلم دردین و نالینه چه واجم رخم گردین و خاکینه چه واجم بگردیدم به هفتاد و دو ملت بصد مذهب منا دینه چه واجم منا=مرا بصد مذهب مرا دینه چه واجم
علیرضا بورانی در ۸ ماه قبل، شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۸ در پاسخ به محمد حسین دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۴:
قلب تو این شعر معنی قلابی میده. این که شما گفتید قلبشون سیاهه جسارتا اشتباهه
احمد خرمآبادیزاد در ۸ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۷۲ - در نکوهش فقهای بی عمل: