گنجور

حاشیه‌ها

اصیلا در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

با درود خدمت همه دوستان عزیزم همیشه حسن انتخاب اشعار استاد شجریان رو تحسین کردم و میکنم واسه من حضرت حافظ و استاد شجریان یکی شدن نمیتونم هیچکدوم رو بدون دیگری تصور کنم با استاد شجریان حضرت حافظ رو شناختم و الان با حضرت حافظ زندگی میکنم خوشا ب سعادت ما پارسی زبانان که چنین استاد و شاعری داریم و میتونیم از محضرشون استفاده کنیم .... بدرود

محمد هارون صادقی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۱:

با تقدیم سلام خدمت دست اندرکاران سایت وزین گنجور .. نسبت علاقمندی خاص که به اشعار حضرت بیدل رح دارم یگانوقت سرمیزنم و از الطاف شما بابت زحمتکشی های که در این انجمن دارید استفاده میدارم. بعضی وقتها به عباراتی مقابل میگردم که از اثر اشتباهات نوشتاری معنی عبارت را محدود نموده است.
بنابر این از مدیریت مدبرانه شما خواهشمندم تا بیت ذیل را مرحمت نموده به اصلاح اش بپردازید.
اشتباه :
چشم‌مخموری دربن‌وس‌برانه‌نرگس کاشته‌ست
درست:
چشم‌مخموری در این ویرانه نرگس کاشته‌ست
تشکر میکنم

Jahad۱۰۰z در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۱:

در بیت ششم از صنعت ممال استفاده شده است
سلاح=سلیح
در این صنعت الف در بعضی کلمات تبدیل به ی میشود
این اتفاق در کلماتی محدود صورت میگیرد.
مانند اسلامی=اسلیمی
مزاح=مزیح

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۱۰۵:

تکرار میکنم
again
کو دل که بلای اقتدارِ تو کشد
کو جان که عقوبتِ بلای تو کشد
من ننگِ گران عاشقانت شده ام
شیطان منی،عشق بی تو چه شود

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۲۶ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۱۰۵:

کو دل که بلای اقتدارِ تو کشد
کو جان که عقوبتِ بلای تو کشد
من ننگِ گران عاشقانت شده ام
شیطان منی،عشق بی تو چه شود

وحید در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:

هر فارسی زبانی این آواز را در آلبوم اشتیاق با شاهکاری از استاد قخرالدینی گوش نکرده باشه هیچ لذتی از شیرینیه زبان فارسی نچشیده.

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۱۰۴:

چون جملهٔ راه، کاروان من وتوست
گر راه سپید یا سیاه زان من وتوست
آن پرده جان را که میان من وتوست
سرّیست میان من و توست

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۱۰۳:

تا چند تنم پردهٔ بیچارگیم
تا کی نوشم شربت غمخوارگیم
تا دست بهم دهیم،آنگه برهیم
تا پای درافتادهٔ یکبارگی ایم

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۱۰۱:

دردتو مرا مایه درمان
شوق تومرا زندگی جان
تعظیم تودر دلم فراوان
بنمود سگ نفس بفرمان
To: My Queen Eli.

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۱۰۰:

جان دردو جهان کسی بجای تو نداشت
دل دیده براه، جز" بلای " تو نداشت
یا رب سگ نفس را به صد درد بسوز
کاین ناکس بیوفا وفای تو نداشت

محمد عسگری - وفا - در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ اقبال لاهوری » رموز بیخودی » بخش ۳۲ - عرض حال مصنف بحضور رحمة للعالمین:

به نظر میرسد «بیابان» در این شعر، درست باشد، نه خیابان

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۹۸:

گر من به هزار درد وغم سازم باز
به زانکه به نفس خویشتن سازم باز
از من برهان مرا ،به تونازم باز
مگذار مرا که جز به تو مانم باز

محسن در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۷ - سپردن موبد ویس را به دایه و آمدن رامین در باغ:

فکر کنم، در مصرع دوم بیت زیر، به جای «چای» باید «جای» نوشته شود:
یکی را جای برج چرخ گردان
یکی را چای تخت و زین و میدان

برگ بی برگی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

ای شیخ ما را فوطه ده ، و ای آب ما را غوطه ده
ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا
و مولانا از شیخ یا مراد خود میخواهد که به او فوطه یا خرقه زهد و تقوا داده، و از آب حیات زندگی میخواهد که او را در خود غوطه ور کند و از او میخواهد همچون موسی عمران با عصای خود اعجاز نماید ، بر این دریای هم هویت شدگی ها با چیزهای ذهنی این جهانی زده ، آنها را محو کرده و راه رستگاری را بر او بگشاید . مولانا در راه سیر و سلوک و رسیدن به اصل خود معتقد به ضرورت مراد و راهنما در این راه پرخطر میباشد و البته که شیخ به تنهایی کفایت نکرده و عنایت حق تعالی را نیز میطلبد و صد البته تمرین و ممارست و کار بر روی خود با سعی فراوان تا به سرمنزل مقصود برسیم انشالله .
موفق و در پناه حق باشید

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۸:

تَصُدُّ عَنّی فِی الجَوْرِ وَ النّوی لٰکِن

إاِلَیْکَ قَلْبی یا غایَةَ المَنَیٰ صابِ

صابٍ در واقع اسم فاعل از فعل ناقص «صبو= میل کرد، گرایش داشت، اظهار عشق کرد» می باشد مثل «هادی» که در حالت رفع و جر به شکل «صابٍ هادٍ» نوشته می شوند. چون در شعر واقع شده به صورت صابِ نوشته می شود و به صورت صابی خوانده می شود.
ترجمه: با ستم و دوری گزیدن از من روی می گردانی/اما ای منتهای آرزویم، دلم هوای تو را دارد.

إِلَی العُداةِ وَصَلْتُمْ وَ تَصْحُبونَهُمُ

وَ فی وِدادِکُمُ قَدْ هَجَرْتُ أَحْبابی

ترجمه: به دشمنان پیوستید (رسیدید) و با آنان همنشین و دوست شدید / در حالی که من در دوستی شما، دوست‌دارانم را رها کردم


أَحِبَّتی أَمَرونی بِتَرْکِ ذِکْراهُ

لَقَدْ أَطَعْتُ وَ لٰکِنَّ حُبَّهُ آبِ

أَبی یأبی (سر باززد، امتناع کرد) و اسم فاعل آن آبی است اما در حالت رفع و جر، حرف یاء ساقط می شود و به جای آن تنوین جر می آید: آبٍ در شعر به صورت آبِ نوشته می شود و آبی خوانده می شود.
ترجمه: دوستانم مرا به ترک یاد او امر کردند و من تبعیت کردم ولی دوستی او از این اطاعت، امتناع می کند.


روزگار شادیتان پیوسته باد

محسن در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۶۴:

نهایت شیرین زبانی
....

محسن در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۴۶:

مصرع دوم:
آنان که مانند شعله آتش بدون توجه به خشک و تر بودن می‌سوزانند
+البته فکر کنم این باشه+

مصطفی میری در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:

در بیت هفتم:
از کاسهٔ استارگان وز (خون=غلط) (خوان=صحیح به معنای سفره) گردون فارغم
بهر گدارویان بسی من کاسه‌ها لیسیده‌ام
گردون=آسمان

محمّد رضا نیک زاد در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۶۶:

سلام
معادل عربی این مصراع:
«شیوۀ ارباب همّت نیست جودِ ناتمام»
«اَلاِکرامُ بِلاِتمـام»است.

محمّد رضا نیک زاد در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۶۶:

سلام
« مدتی گفتار بی‌کردار کردی مرحمت
روزگاری هم به من کردار بی‌گفتار ده »
عملیاتی کردن این پیشنهاد و خواستۀ کلیدی صائب از
خداوند باری تعالی،برای ترقیّات و پیشرفت های همه
جانبۀ بشر از جمله ما ایرانی ها لازم و حیاتی است.
دوستان شرح و تفسیر و لزوم رعایت آن را همرسانی
کنند تا واقعیّت این اندیشۀ روشن همگانی و به تدریج
محقّق گردد.

۱
۲۵۹۹
۲۶۰۰
۲۶۰۱
۲۶۰۲
۲۶۰۳
۵۷۲۹