زکیه اسمعیلی کشتلی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸ - آیینهٔ شاهی:
با سلام خدمت آقا محمدی که فرمودند که این ابیات سه بیت آن کمتر نوشته شده است؛ من کتاب گزیده غزلیات شهریار را همین الان در دستم است و تمام ابیات آن را خواندم هیچ بیتی طبق این کتاب کم و کاستی ندارد . ولی از نظر نوشتاری این کتاب خیلی خوانا نبود ولی با ابیاتی که در این سایت آمده توانستم تلفظ ابیات را تشخیص دهم.
زهرا جمال در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
جالبه که افراد به دو دلیل میگن این شعر درباره ی پیامبر نیست. یک عده افراد مذهبی هستن که فکر می کنند به مکتب نرفتن و بی سواد دانستن پیامبر توهین به ایشون هست . در جواب این دوستان باید گفت همانطور که بقیه هم گفتند این موضوع در قرآن هم ذکر شده. البته که حضرت محمد از آموزه های پایانی بهره مند بودن ولی به مکتب نرفته و سواد خواندن و نوشتن نداشتن و این خودش یکی از دلایل وحی بودن قرآنه
اون عده هم که معتقدند حافظ اعتقادات دینی نداشته و دلایل تاریخی می آرند که در وصف فلان پادشاه سروده شده به نظر شخص بنده توهین بزرگی به حافظ کرده اند . شعر حافظ بسیار بالاتر از شعر درباری و چاپلوسی شاهان قدیمه . حافظی که من می شناسند عارفی اندیشمند بوده نه یک شاعر در خدمت دربار.
mohammad ali tamaddon در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سیام:
فوق العاده بود .ادم با خوندن این شعر به درک و علاقه مولانا به شمس تبریزی رو پی میبره.
عزیزالله موحدی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ رهی معیری » منظومهها » خلقت زن:
در بیت ششم «درین محفل چون من حسرت کشی نیست»، «چون» غلط هست و وزن شعر رو به هم می زنه. «چو» درست تر هست.
رضا ثانی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹:
چندان گریستیم که هر کس که برگذشت
چون اشک ما بدید روان، گفت کاین چه جوست؟
حبیب اله در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:
سلام ، آخه این توانم که بیایم به محلت به گدایی چیه ؟!!!
منابعتون درستن؟؟؟
سر کویت به گداییی))خوندیم و شنیدیم!!!!
محمد عسگری - وفا - در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۶:
شتر به جهد و جفا برنمیتواند خاست
که بار عشق تحمل نمیکند محمل ( سعدی)
محمد عسگری - وفا - در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۶:
با عرض سلام و نهایت خضوع به پیشگاه اهل نظر. من تخصصی در رشته زبان و ادب فارسی ندارم، به عنوان یک علاقمند و خوشه چین دلبسته به این گنج بیکران و آسمانی، برداشت و فهمم این است که، «میروم» از هر جهت که به شعر نظر شود، درست تر و دقیق تر می نماید1- به ظرافت هنری و لطافت آرایه تضاد «میروم و نمیرود» التفات فرمایید. من در مقام رفتن هستم و علت نرفتن، من نیستم، مرکب و ناقه است که مانع رفتن است. چرا؟! از سرناسازگاری و نابفرمانی؟! خیر، شتر و مرکب هم رام است و اهل رمیدن نیست، چون در زیر محمل من است. پس علت چیست؟! سنگینی بار دل من( درد فراق دوستان) که طاقت حرکت ناقه در زیر محمل را از او ربوده و قدرت بر خاستن و حرکت و رفتن را باز ستانده است. دوستان ارجمند تصویر صحنه را این گونه ترسیم فرمایند که گوینده داخل محمل و بر پشت ناقه در مقام حرکت است، ولی مانعی پدیدار میشود و آن عظمت و سنگینی بار فراق دوستان است که هر دو را زمین گیر کرده است هم ناقه را و هم حامل بار فراق را. در این صورت عظمت و سنگینی آن «بار فراق» بهتر و بیشتر نمایان می شود. و آن آرایه ادبی هم در جای مناسب خود نسشته و دلربایی می کند و ذهن مخاطب را به پویش فکری وامیدارد که چطور «میروم» و «نمی رود» در کنار هم قرار گرفته اند. درود و بدرود
آرش محمدی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱۴:
اردشیر جان! شما به صورت کاملا تعصبی دز همه نظراتت خیام را به ایزد و خدا پیوند میزنی در صورتی که در هیچکدام از ابیات نامی از خدا برده نشده و برعکس بر بیخدایی تاکید دارد خیلی روشن و واضح! . شما معنی اضافه میکنی به ابیات .
سید در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸۲:
زهی رو :کمال پر رویی
Smraha739@gmail.com
سید در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸۲:
عزیزی پرسیده بود زهی رو یعنی چه.
ساده ی معنا یعنی به پیش تو از جان و نفس خود و عزیزانم بگویم !چقدر پر رو هستم.و مع هذا ...
خواهش میکنم از دوستان این غزل رو حفظ کنند.هیچ جای مثنوی خالی از توحید و عدل و نبوت و امامت ومعاد نیست.اگر این کتاب حتی بالاتر از کتب تفسیر کلام الله رونق پیدا کرده از همین معناست.قبول شد سخنم تا تو قبولم کردی از این رو گفته شد.حاشا به کرم و وقت عزیزان که از چنین ابیاتی بی حفظ بگذرند.سالها در دل قبر خواهیم بود و ازین ابیات دریغ که مونس تنهاییه ما نباشند.
پویا در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:
سیب درخت قامت اشاره به قامت دارد نه صورت و چانه مناسب نیست بلکه سینه معشوق میباشد
سید امید میرعبدالحسینی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل:
درود ان دوستیکه از رشد و گنده شدن حرف زدند مبرهن است که سواد ادبیاتی و شناخت اشعار مولانا ندارند زیرا اگر کمی غور کنند میفهمند که شعری با معنایی که ایشان گفته اند اصلا در حد و اندازه مولانا نیست و بسیار سفیحانه است.اصل شعر اینست فتنه از عمامه خیزد نی ز خم..ماهی از سر گنده گردد نی ز دم.مراد اینست که فساد و جور ستم از حاکمان به جامعه رسوخ میکند همانگونه که ماهی از سر میگندد نه از دم که یک مثل برگرفته از زبان عثمانیها میباشد. سپاس
اسماء جوان در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
بنام خدا . و با عرض سلام .
بدون مقدمه این پرسش را مطرح میکنم که توحید چیست و انسان
چه جور میتونه موحد باشه
اگر ممکن است در این زمینه چند جلسه ای مطالب و توضیحاتی در
حد فهم حقیر ارایه فرمایید
سپاسگزارم . و معذور از اینکه بخاطر معالجه دندان از محضرتان محروم
بودم . در خواست عفو مینمایم
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۱۰۷:
میآیم و با دلی سیه میآیم
سرگشته و افتاده ز ره میآیم
پاک کن رب پاک! ز آلودگیم
کالوده به انواع گنه میآیم
علی برز گودرزی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:
سلام خدمت ادیبان گرامی بنظر من باید سیمینت باشد چون سعدی مستقیم با یار مغازله کرده و میگوید ایکاش من گوی بودم تا تو با با ساق سفید دست یا پایت حالا هرکدام به من می زدی.نوعی مازوخیسم در عشق بازی که هرستمی از جانب یار برای عاشق حظ بخش است.
امیر در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:
استاد سیامک آقایی هم تصنیف بسیار زیبایی رو از این شاعر ساخته و اجرا کرده که واقعا ارزش پوش دادن داره !!!
غلامعلی کشانی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:
درود بر همه ی شما دوستان که
فضای فراغتی و کتابی و گوشه ی چمنی را در حد مقدور در این صفحات برای هم فراهم کردهاید و بدون تاثیر گیری از فضاهای ستیزه گرانه و دشمنانه یا بی ادبانهی معمول در اینترنت، به انباشت دانش و اطلاعات یکدیگر و برای مردمان دیگر مشغولاید.
و
درود به "امینِ کیخا"ی بزرگوار که با وجود علاقه به سره نویسیِ فارسی، حق همسایگی را برای هموطنان فارس زبان و عرب زبان، به یکسان ادا کردند.
کلام ایشان را در باره ی شاعران پارسی-عربی گوی خوزستان، قبل از هر بحث فنی ای، آرامش بخش بود.
لذت بردم از لحن آن نوشته.
لطفا باز هم بنویسید و به اشتراک بگذارید، مخصوصا با اِشعار به رد نژادپرستی و قوم پرستی.
من رسما و واقعا عرب نیستم، اما توجه به حق همسایگی و همسایگیِ همدلانه از علائق مخلص است.
سعید saeed.hekmatshoar۲۰@gmail.com در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۱ - نامه نوشتن دایه نزد شهرو و کس فرستادن شهرو به صلب ویس:
با سلام
مخاطب محترمی که این همه دوستان زحمت میکشند و غلطهای اشعار را اعلام میکنند به نظر شایسته است تا جنابعالی هم وقت گذاشته و نسبت به اصلاح آنها اقدام نموده تا این همه تلاش حداقل منجر به خواندن اشعاری بی نقص و دلپذیر تر برای خوانندگان باشد چرا که حیف است این ادبیات زیبا در اثر چند غلط املایی باعث دلسردی و فهم نادرست آن برای برخی از خوانندگان باشد
مسافر در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲: