گنجور

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۱۳ نوشته:

اراستن یعنی تنظیم کردن و به دقت تعبیه کردن و از هر دو معنی زیبا ترست و شوربختانه ازان بهره نمی جوییم فقط معنی آرایش کردن ان مانده است

 

مونا جون در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۳۸ نوشته:

بله....هرچه ظاهر زیبا و فریبا داشته باشی....هرچقدر هم ک ب قول گفتنی خوش قد و بالا باشی ....وقتی هیچ هدف و برنامه ای واس زندگی نداشته باشی...احساس پوچی میکنی و با خودت میگی من واس چی افریده شدم.....*واقعا من واس چی افریده شدم؟*

 

اردشیر در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۹ نوشته:

با سلام این موضوع به هدف ادمی ارتباط ندارد ممکن است هر انسانی در زندگانی با مقصودی خاص و در راستای رسیدن به اهدافی برنامه ریزی شده زندگی کند و پس از رسیدن به انها با زندگی خداحافظی کند و پر واضح است ادمی تا زمانی که برای خویش برنامه و رسیدن به نشانه هایی را دنبال می کند در پوچی نیست و با پشتکار فعالیتهای خویش را دنبال می کند به نظر بنده خیام بر این باور است که اسرار خلقت انسان را تنها پروردگار بزرگ و یکتا می داند و به همین شوند نیز در جایی دیگر و با گویشی مشابه اعلام می دارد اسرار ازل را نه تو دانی و نه من این حرف معما نه تو دانی و نه من هست در پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من البته برخی این رباعی را به حکیم ابو سعید نیز نسبت داده اند که به نظر اینجانب منتسب به دانشمند بزرگ خیام نیشابوری است
با احترام

 

راشد در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۸ نوشته:

نمیدونم جرا باید بدونیم از بهر جه اراست مرا اولن فرض را بر این بکیریم که واقعا خالق و مخلوقی که انهم به لطف ادبیات بر وزن عاشق ومعشوق است باشند دوما جه فرقی میکند که بدانیم یا ندانیم؟ خیام بزرک از فلسفه وارد شعر میشود
ودر این رباعی فقط وفقط مدخولها بدانیم که در کار افرینش باید تامل کرد

 

راشد در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۴ نوشته:

شرمنده دوستان خط اخر میخواهد درسته که نمیدونم این کلمه عجیب جطور از اب در اومد هر کاریم کردم درست نشد خلاصه ببخشید

 

محمد در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۴ نوشته:

به نظر من یک نوع تهدید و کنایه به کسایی داره میزنه که انگار در این عالم جز خوردن و خابیدن و عیاشی کاری ندارند و سر در گریبان خود فرو برده و نمیخواهند که این جهان را زیباتر ببینند و از فرصت های خود در مسیر بندگی و عشق خداوند استفاده نمیکنند!!!

 

محمد در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۱ نوشته:

یا علی!!
خواستم یه چیزی بگم ولش کن...!
فقط بگم منظوره این بیت اینه که میگه:
من که سالم و سرحالم! هرچند که سالمم و همه چیم موزونه! (انگار هدفمنده!) ولی معلوم نشد هدف خلقت من چیه؟؟!
این سوال همون سواله معروفه فلاسفه است که همیشه می پرسیدن: "خب که چی بشه؟؟؟!"
دیگه ساده تر از این نمیشد گفت
یا علی

 

merce در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۴۰ نوشته:

جناب اردشیر گرام
با احترام
به نظر شما نقدی ندارم
ولی آنجا که بیتی بوشته اید که :
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من این حرف معما نه تو دانی و نه من
با استاد خودمان گفتگویی داشتیم که این بیت با دوبار تکرار ” نه تو دانی و نه من “ اشتباه است
و نیز در اصلِ بیت حرف معما نیامده و چنین بوده:
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من این خطّ مقرمط نه تو خوانی و نه من.
ولی شاید عده ایی معنای خطّ مقرمط را درک نکرده یا برای سهولت فهم به حرف معما تغییر داده اند
آقای شاملو هم حرف معما یا حل معما خوانده است . اجازه می خواهم از جناب کیخا بگویم قرمطیان یا قرامطه گروهی بودند سرسخت و جنگجو که سالها علیه خلیفه ی عباسی جنگیدند از نشانه های آنها خطّ فشرده و ریز . قامتی بلند و استوار
بقیه را رجوع کنید به ” ویکی پدیا “
مرسده

 

شایق در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۰۰ نوشته:

از من به تو یک نصیحت ای دوست زنهارنکنی تفسیر اشعار به ظاهر و بوست همه اشعار نغز بر معنی است همه دارند ایما و اشاره بر دوست

 

علیرضا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۱۹ نوشته:

سلام ودرود بدوستداران خیام،
گویا بد نیست نظرات یکدگر را خواند و اگاهی گرفت، اما دلیلی نیست که مطابق نظر خیام باشد.بنظر من وقتی که خیام در بیشتر اشعارش تعید بر می نوشیدن و جدی نگرفتن دنیا میکنه در اینجا هم از دیدگاه من میخواد پیامی باز بده که إنسان هیچ کاری برأی این دنیا نکرده .جز جنگ و خونریزی هر چقدر هم جوان و زیبا باشی هیچ فرقی برایه این دنیا نداره .
نه بیشتر زنده میمونی، نه امتیاز خواستی هست همه و همه میریم زیر خاک.و کنایه میاد که ایا ایزدی که ما در نظر داریم حتما باید خیلی بی کار باشد که چیزه زیبای بسازد و با دست خودش خراب کند....

 

حسین تمیمی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۶ نوشته:

بحث هدف آفرینش مطرح شده که بین فلاسفه و مذهبیون همیشه مورد اختلاف هست
"مذهبیون هدف آفرینش رو عبات میدونن"

 

ناشناس در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۰ نوشته:

خیام با این شعر برهان نظم را که فلاسفه مذهبی برای تایید عقاید خود مورد تاکید قرار می دهند به تمسخر گرفته و به زیبایی زیر سوال میبرد .

 

مهراد در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۱۲ نوشته:

خیلی وقت که سعی میشه اشعار بزرگان عرفا و فلاسفه رو بر عکس معنی کنن، یا شنا اطلاعاتتون از خیام کم که اینو نمیتونید درک کنید یا میدونید و بقیه رو گمراه میکنید، دوستان خیام همیشه تو بیشتر اشعارش به این موضوع اشاره کرد و اینم یکی از این اشعار،میگه آقا هرچقد که زندگیم شاد اوکی دارم زندگی میکنم خوشکلم و فلان، بازم نمفهمم واسه چی افریده شدم، مثه رباعیات دیگه خیام، همیشه به این موضوع اشاره میکنه و حتی به شما پیشنهاد میکنه وقتی این و نمیفهمید پس درگیرش نشید، خیلی خیلی واضح و از عمد شمارو میپیچونن، حتی اشعار سنایی و مولوی و حافظ و عطار و ....، خواهش به این بزرگان احترام بزارید.

 

امین در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۴۱ نوشته:

هرانچه که بخواهی بسازی طرح و نقشه می خواهد مدل می خواهد بدون مدل نمی شود چیزی به این عظمت ساخت که مستوجب احسن الخالقین شود موجودی با رنگ روی زیبا چون لاله سرخ و چون سرو بلند قامت خداوند بی هدف که نیافریده که این موجود به این عظمت بخورد و بیاشامد و همانند یک حیوان عمل کند طربخانه جای عشق ورزی است نه عشق همراه شهوت عشق پاک عشقی که تمامی وجود انسان را به وجد می اورد و از عالم مادیات و این عالم ظاهر جدا می کند و به عمق ژرفای وجودی( عالم معنی) می برد انوقت است که انسان چشم دلش باز می شود و انچه نادیدنی است می بیند هرکس در پوسته مانده و بجز این عالم مادی ظاهر نمی بیند سخت در اشتباه است و بد می بیند کمی تامل کنید و به عالم بی کران وجود خود متمایل شوید چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید

 

یونس تقی زاده در ‫۴ سال قبل، پنج شنبه ۶ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۲۱ نوشته:

شاید مراد وی این باشد که انسان نتوانسته است فلسفه خلقت را بفهمد.

 

نادر.. در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۰ نوشته:

"چرا؟"
معجزه ای که از دوران کودکی زمینه ساز آگاهی و رشد عقلی و حرکت ماست؛ افسوس دیری نمی پاید که دچار بی تفاوتی یا توهم کمال می شویم و ساکن..

 

خلیل در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۵ نوشته:

چنین پرسشی هنگامی مطرح می شود که بپذیریم جهان سازنده ای دارد. آیا واقعا جهان سازنده ای دارد؟ قانون بقاء جرم و انرژی می گوید مقدار این دو ثابتند و فقط بهم تبدیل می شوند. اگ چنین است و تمام علوم تجربی بر پایه ی آن قرار دارد، پس جهان سازنده ای ندارد. همین بوده که هست با تعییراتی بین ماده و انرژی!

 

mobiniqow در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۳ نوشته:

شما واقعا فکر میکنید حصرت خیام نمیدونه برای چی افریده شده؟ این بزرگوار داره به ما گوش زد میکنه که به دنبال جواب این سوال بریم وزندگی خودمونو صرف هیچ و پوچ نکنیم

 

رهگذر در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۸ نوشته:

شاید به جرات بتوان گفت هیچ شاعری به این حد اهل تفکر نبوده است . و از این بابت رباعیات ایشان از بار فلسفی بالایی برخوردار است . خیام تمام تلاش خود را در اشعارش بکار بسته تا خواننده و شنوده را در یک تفکر عمیق فلسفی فرو ببرد .خیام همیشه تاکید بر این داشته که هیچ کس هیچ نمیداند و هر کسی به فهمی در حد تفکرات خود میرسد و خود را سرگرم دارد تا عمر را سپری کند . خیام در این رباعی هنر را فقط از جانب خالق مجسم کرده است و هنرمند بودن را یکی از اهداف خلق آدم شناسانده است .و تلاش کرده به دیگران بفهماند هر چه است در هدف خلق آدم از هنر جلوه گر خواهد شد که آدمیزاد هنوز آن هنر اصلی را که برایش خلق شده کشف نکرده است که این هنرهای کشف شده هنوز فقط مقدمه هایی بیش نیستند . که هنر اصلی که همان هدف خلقت آدم است هنر جان دادن است به خاک بی جان که ین همه طرح و نقش و وووو از آن میزنند اما هیچکدام زنده نمیشوند و روح نمیگیرند ....خیام در این رباعی چنان عجز خود را در برابر خالق نمایان میکند که عنوان میکند ما هنوز عاجزیم در کشف هنر جان دادن و روح بخشیدن که این همان هدفی است هنرش را آدم باید پیدا کند....

 

محمد آقائی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۶ نوشته:

این دیدگاه یا بهتر بگویم برداشت شخصی من است و از جایی وام نگرفته ام:
حال که معشوق (همان عشق) سرو بالا ولاله رخ و زیبا از آن من یا دربر من است وجود من بی معنی و پوچ است (نفی خود عاشق در برابر معشوق (عشق)

 

جابر در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۶ نوشته:

منظور اینجا به نظر بنده حالتی از خود بیگانگی است که با این همه نظم و تنظیمات و به عنوان پادشاه حیوانات، چه شد که مرا به خال خود گذاشتی؟

 

محسن محمدزاده در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۳ نوشته:

درک من از این رباعی این است:
اشاره به زیبایی و درخت سرو ،خود جواب سوالی است که در بیت آخر از تمام بشریت و فلاسفه میکند که چنین چیز واضح و مشخصی . در پی زیبایی یک درخت سرو چه دلیلی میتواند وجود داشته باشد جز همان زیبایی و وجود خود درخت سرو !!! پس دیگر سوال این که چرا ما خلق شده ایم ،کاملا از میان میرود... ،در واقع به همان علت که همین الان و در این لحظه ما فقط وجود داریم ،درست همانند دیگر موجودات . که اینجا اشاره به وجود همه عالم از روی زیبایی و با تمثیل درخت سرو بسیار دلنشین و الهام بخش است .
این درک من از این رباعی زیباست.

 

احمد نیکو در ‫۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۲ نوشته:

هرچند که روی و موی زیباست مرا
چون لاله رخ و چو سَرْو بالاست مرا
معلوم نشد که اندرین گلشن دهر
نقّاشِ ازل بهرِ چه آراست مرا؟

 

اله ویردی قلیزاده در ‫۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۹ نوشته:

منظور اینکه خدابه بندگانش تذکرمیده که باتوجه به آینکه من تورا زیبا وبی نقص آفریدم کنیم کس از آینده خود خبر ندارد بس فکر کن وجستجوکن هدف از آفرینش و تحقیق درباره خالق یکتا

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.