هاوژان در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:
غزل بسیار زیبایی هست،،دوستان اگە امکانش هست یە کمی تجزیە و تحلیلش کنن..سپاس
هاوژان در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:
غزل بسیار زیبایی هست...دوستان یە کمی اگە امکانش هس تجزیە و تحلیلش کنن..سپاس
امیررضا کفاشی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۴ - ذکر بایزید بسطامی رحمة الله علیه:
بسیار بسیار عالی بود.واقعا ما انسانها و بویژه ما ایرانی ها مدیون عطار هستیم بایت جمع آوری اقوال مشایخی که هر جمله شون رو باید بر لوح دل نوشت.
منتها در متن یکجایی اشاره شده به آیه 14 سوره شریفه طه که : إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی
که حتما به دلیل اشتباه سهوی نون از اننی افتاده و انی نوشته شده .لطفا اصلاح بشه.هرچند نشه هم زیباست.اصلا همه چی همونجوری که هست سرجاشه و زیباست.
سید نجم الدین موسوی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
بیت ششم مصرع اول بند دوم به کدام مسلک است این
پروانه در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۰:
معنی قضا به معنی به انجام رسوندن و معنی قدر اندازه و حدود و قوانین هستش.خود خدا در قران گفته که اگه قوانین و قانونمندی (قدر)های دریا رو بدونین نه تنها اون رام شما میشه بلکه میتونین دریا رو حتی به تسخیر خودتون دربیارین (قضا).
این قانونمندی ها همون چیزیه که امروزه بهش رسیدن و صحبت هایی هست که مربوط به قوانین جذب میشه.و اصلا نگران نباشین چون همه چیز رو خود ما تعیین میکنیم .
بهروز در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۵۷ - تمثیل فکر هر روزینه کی اندر دل آید به مهمان نو کی از اول روز در خانه فرود آید و فضیلت مهماننوازی و ناز مهمان کشیدن و تحکم و بدخویی کند به خداوند خانه:
این شعر بسیار محبوب روان شناسان دنیا و جهان غرب می باشد و بر این اساس اصول روان شناسی زیادی در غرب هم رواج پیدا کرده برای مهار ذهن.
برای مثال لینک زیر:
پیوند به وبگاه بیرونی
ح باقری در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
کسایی ک خانهشان کنار جوی آب هستش میدونن ک جوی آب بو دارد ک اونم در اثر ماندن آب بین درختان و نیزارهای کنار جوی یا رودخانس ک باسرسبز بودن گیاهان قاطی شده ک بوی خاصی میده اگه احیانا مخصوصا درجای غریبی در کنار جوی آبی گذر کنی حتمن با حس این بو یاد وطن میفتی
هرکسی خونشون کنار جوی آب بوده منظور منو حس میکنه
ابراهیم پرنیان در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۳۹ - شکواییه:
مصرع دوم بیت اول
از ایـن دیـار ببـاید بــرون جـهاندن فـرس
صحیح است
ابراهیم پرنیان در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۳ - روزه گشای:
در مصرع دوم بیت اول «من از بن شاد » صحیح آن «من از این شاد درست است.(دیوان اشعار محمد تقی بهار جلد اول چاپ سوم1354 چاپخانه سپهر صفحۀ110
فریبرز مصطفوی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۷۵ - زاهد خودبین:
با درود ... بنظر میرسد که املای :" آن همه گل ..." صحیح باشد.
محسن در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
گمان میکنم در بیت ششم خواجه، این بیت سعدی را هم در گوشه چشم داشته اند:
به فلک میرسد از روی چو خورشید تو نور
قل هو الله احد چشم بد از روی تو دور
مهران در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
به دلیل وراجی گاها جملات نا مفهوم و اشتباه گشته
نقطه دیگر= نکته دیگر
مهران در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
سلام علیکم
انشالله بزودی بهبود حاصل میشود.
باید بگویم این موارد را(توحید)،انطور که شاید و باید که چه عرض کنم حتی بصورت سطحی هم درک ننمودیم،مسلما شما که این مسئله را مطرح میکنید در این مورد تحقیق کرده اید و با وجود اینترنت مطالب زیادی در این مورد دریافتید، و چیزهایی که من میگویم تکرار مکررات است،ولی دوباره توضیحاتی ناقص در حد فهم خود ارائه میدهم.
توحید را به چند گونه تقسیم میکنند:(که در موردشان مطالب بسیاری وجود دارد که توضیح اضافی نمیدهم و فقط حرفهای خود را مینویسم)
توحید ذاتی،توحید صفاتی،توحید افعالی،توحید عبادی،توحید خالقیت،توحید در ربوبیت،توحید مالکیت،توحید حاکمیت،توحید در قانون گذاری
این که خداوند اینهمه به توحید تاکید دارد به این معنی است که ما انرا درک کنیم وقتی میگوییم خدا یکتاست ،در ذهن خود تداعی میکنیم که "خب این را دریافتیم برویم سراغ مسائل بعدی" و تلقین میکنیم که فهمیدیم جز خدا کسی نیست.اما مسئله اینجاست که ما باید بصورت عملی و درکی انرا دریابیم(غالب افراد این را قبول میکنند اما هنگام بروز مشکلات با خدا قهر نموده و ترک صلاه مینمایند یا اصلا نماز بجا نمیاورند که ترک کنند،پس حرفی است که فقط بر زبان جاریست)
نقطه دیگر حدیث سلسله الذهب از امام رضا (ع) است :که حدیث به پیامبر(ص) و جبرئیل و خداوند میرسد که میفرمایند: لا اله الا الله امان (دژ مستحکم) من است کسی که وارد ان شود، از عذاب من در امان است. "(این امان دنیوی و اخروی است).
با ذکر این موضوع با یک حساب دو دو تا میتوان گفت اکنون افراد بیشماری چه مسلمان و چه غیر مسلمان به وحدانیت خدا اعتقاد دارند اما ایا همه در امان خواهند بود:جواب مسلما خیر است پس این ذکر لازمه هایی هم دارد که باید در عمل هم به آن رسید.
انسان موحد اوصولا نمیتواند کسی باشد که در این راه بسیار کوشیده باشد(گر چه از نظر ما بسیار سخت است) ماجرای همان حمال معروفی که موقع سقوط کودکی گفت "نگهش دار" و کودک معلق ماند ،همه گفتند امام زمان است،خضر است،جادوگر است اما گفت من را چندین سال است میشناسید من حمال بازارم یک عمر هر چه خدا گفته اطاعت کردم و اکنون فقط یک چیز از خدا خواستم و اجابت نمود...نا گفته پیداست او موحد بوده اما در وادی عرفان غرق نشده بود.
و اما اینکه انسان چگونه موحد شود راهی ساده و سخت است:ساده یعنی از حرامات دوری و به واجبات پایبند باشیم همین. در این زمانه بنظر بنده تنها راه میانبر ریاضت معنوی و شرعیست بمدت 40 روز - 40 عدد خاصی است و بعد چهل سال سخن نگفتن به دولابی عنایاتی شد(نگه داشتن زبان بیشتر از نصف گناهان را از بین میبرد)...بحث دیگر بحث عنایت است روایات زیادی در مورد دادن غذای منزل به سگ گرسنه با چند توله توسط طلبه ای تهی دست است که در یکی گویا فرد کند ذهنی بود که بواسطه این عمل تیز هوش گشته و طریق عرفان طی نموده است
جا دارد در اینجا به شعر حافظ نگاهی بیندازیم
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
نا گفته نماند خداوند فرموده "هر کس را که بخواهیم هدایت میکنیم" یعنی یک فرد خود هم خدا را بخواهد که خدا 100 قدم به سمت او اید، مجددا حافظ میگوید
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید. هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند.
اگر قصور و اشتباهی باشد از ماست،معذرت میخواهیم . منتظر پیام بعدی هستیم.
حسن جلالی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۷ - گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشد:
پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود:
لا غیبه لثلاثه: سلطان جائر و فاسق معلن و صاحب بدعه [1].
غیبت درباره سه گروه اشکال ندارد: اول پادشاه ستمگر، دوم فاسقی که آشکارا گناه می کند و سوم بدعت گذار.
لا غیبه لفاسق .lمنبع : مستدرک الوسائل ص 129 ح 10449
حمید سامانی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۰۹:
سرشکم بیخود از چشم تر آیو
حمید سامانی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۴۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۰۹:
چرا این همه غلط دارید؟
سرشک نه “سر شگ” و نه “سرشگ”
سرشک صحیح است
Shahin Shahsavar در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۷:
منظور از پرده ذهن است. چون پرده ی ذهن یا نفس یا ایگو بیفتد واقعا تو و منی نخواهد ملند.اما نه به فلسفه و تئوری.تا بدانجا نرسد چشم دلت حکم مکن.خیام عارفی بزرگ بود ولی به دلیل رفاقت و مصاحبت صمیمی با حسن صباح که رییس فرقه حشاشین و مسلمانی افراطی بود و بیدرنگ مهر کافر و قتل میزد بر پیشانی حتی خیام .پس خیام در پرده ترین عارف باقی مانده. اما تا خودتان پی به آنچه هست نبرید پی به اشعار خیام نمیبرید مگر از ظن خود یار آن شوید.حافظ را چند سطح است.اما خیام همیشه هم عارفانه نگفته اما در نکته دانی و بیان تنهایی با شعرش بی نظیر در تاریخ است.
...بگفت که من فلسفیم
ایزد داند که آنچه او گفت نیم
حسین در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:
ادیب و فیلسوف نیستم فقط عاشق حافظ وشیخ سعدی هستم .شبی خواهش کردم خواجه مرا به غزلی مهمان کند که رندانه این غزل را رو کرد .من کم سواد هم پای در گل ماندم ،گفتم برای فهم غزل خدمت دوستان برسم و از کلام و راهنمایی اساتید مستفیض شوم . الحق که بقدری سیراب شدم که بخودم جسارت دادم چند سطری هم بنویسم.
آدم کم سواد برای فهم مطلب همه چیز را ساده میکند. مگر نه اینکه بحث تقابل عشق و عقل است و هنر عشق در ساده و ممکن کردن پیچیدگی هایی است که عقل برای اثبات خود در هم می تند. ساده است که بدانیم حافظ مدافع عشق بوده و نه عقل . حافظ قران با 14 روایت ، تعبیر خود از آموخته های قران را از منظر عشق به تصویر می کشد . روی سخن با کمال هستی است که بی نیاز است و عقل و عشق برای پیدا شدن نیازمند تجلی پرتو حسن او هستند و رخت و غیرت نیز منسوب به اوست والباقی تعریف همان داستان که راه رسیدن به او راه دل است و معرفت با عشق حاصل میشود . و حرف آخر اینکه عشقت رسد بفریاد گرخود بسان حافظ /قران زبر بخوانی با چارده روایت
البته ما عوام هم مثلی داریم که میگه : عاقل به کنار جوی حیران ماند / دیوانه پا برهنه از آب گذشت
غلامحسین در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۹ - حکایت اتابک تکله:
با سلام،در خصوص اختلاف بین کلمه عبادت و طریقت در بیت هفتم بایستی به موضوع و شان نزول شعر هم توجه شود که وقتی تکله در سطر چهارم از قصد خود برای رفتن به کنج عابدی و عبادت سخن می گوید ، در سط ششم دانای روشن نفس برآشفته و وی را نهیب می زند که تویی که می خواهی به کنجی بروی و عبادت پیشه کنی ، عبادتی بجز خدمت خلق نیست.
پس به این ترتیب و با درک معنی ابیات که بهم مرتبط هستند به وضوح مشخص است که کلمه عبادت بسیار شایبسته تر از طریقت است و کلمه طریقت اصولا با مفهوم کل شعر سازگار نمی باشد.
پاینده باشید.
هاوژان در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۳: