گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۵

 
حافظ شیرازی
حافظ » غزلیات
 

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم

ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی

تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه

هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی

صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام

چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی

گویی بدهم کامت و جانت بستانم

ترسم ندهی کامم و جانم بستانی

چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند

بیمار که دیده‌ست بدین سخت کمانی

چون اشک بیندازیش از دیده مردم

آن را که دمی از نظر خویش برانی

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 232 کتاب خواجه حافظ شیرازی به خط محمد ساوجی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر 329 دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر 310 دیوان حافظ نسخه‌برداری شده به تاریخ شوال ۹۵۹ هجری قمری » تصویر 366 دیوان حافظ نسخه‌برداری شده توسط غلام محمد معروف بن ملامحمد قاسم همدانی مورخ ۱۲۱۰ هجری قمری در هند » تصویر 397 دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر 467 حمام کردن شیرین و به نظاره نشستن خسرو، از یک نسخه خطی دیوان حافظ، مورخ 943 هجری قمری، اصل نسخه خطی در کتابخانه بدلیان، آکسفوردگفتند خلایق که تویی یوسف ثانیچون نیک بدیدم به حقیقت به از آنیشیرینتر از آنی به شکرخنده که گویمای خسرو خوبان که تو شیرین زمانیتشبیه دهانت نتوان کرد به غنچههرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدرضا در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۴ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۰۲ نوشته:

این شعر را برخی به عطار منتسب می‏کنند.

 

مهران در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۲۳ نوشته:

حمیدرضا جان اگر سبک این دو بزرگوار رو با هم مقایشه کنیم میبینم که بی شک این غزل از حافظ میباشد یا حداقل از عطار نمیتواند باشد!!!!!!!!!

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۸ نوشته:

لایق بجز سزاوار کلمه دیگری هم دارد و ان نورد است و نالایق می شود نانورد
کسایی می فرماید
نانوردیم وخوار واین نه شگفت که بن خار نیست وردنورد
وردنورد هم یعنی شایسته گل و ورد فارسی است و به عربی رفته است

 

ندا در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۶ نوشته:

چرا شاعر در این شعر تخلصش را نیاورده؟

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۹ نوشته:

bebakhshid felan farsinevis keyboardam kharab ast ! vali manzouram ine ke navard va nanavard mishavad sezavar /nasezavar dar in sheer bekhosos ! vard e gol ham yani sezavar e gol

 

در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۳ نوشته:

سلام خسته نباشید.
چند تا اشتباه هست که ننوشتید :
1: شیرین تر نه شیرینتر.
2: از دیدۀ مردم نه دیده مردم.
3: بیت آخر هم ننوشتید :
در راه تو حافظ چو قلم کرد ز سرپای / چون نامه چرا یکدمش از لطف نخوانی
تشکر.

 

علی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۰۸ نوشته:

شعر ناقصه که اصلش اینه:
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیدم به حقیقت به از انی
شیرین تراز انی به شکر خنده که گوییم
ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی
تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه
هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی
خود سرو بماند از قد و رفتار تو بر جای
بخرام که از سرو گذشتی به روانی
صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام
چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی
گویی بدهم کامت و جانت بستانم
ترسم ندهی کامم و جانم بستانی
چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند
بیمار که دیده‌ست بدین سخت کمانی
چون اشک بیندازیش از دیده مردم
آن را که دمی از نظر خویش برانی
از پیش مران حافظ غمدیده ی خود را
کز عشق رخت داد دل و دین و جوانی
در راه تو حافظ چو قلم کرد ز سر پای
چون نامه چرا یک دمش از لطف نخوانی
بر اساس نسخه ی غنی،قزوینی و قدسی.

 

محیا در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۴۹ نوشته:

یا صاحب الزمان، ای خسرو و پادشه خوبان.....الغیاث.

 

شهریار در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۵ نوشته:

یا صاحب الزمان ادرکنی

 

فرخ در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۱۳ نوشته:

صدای سرکار خانم تاجیک زیبایی خاصی به شعر دادند. با تشکر از ایشون.

 

رضا ساقی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۵ نوشته:

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیدم به حقیقت بِه از آنی
خلایق: مردم،مخلوقات
ثانی: دوّمی
معنی بیت: مردم همه گفتند که تو در زیبایی وجمال، یوسف دوّم هستی امّا وقتی که من به تودقیق تر نگاه کردم دریافتم که به راستی تو بهتر ازآنی که مردم گفته اند.
هرکس که دید روی توبوسیدچشم من
کاری که کرددیده ی من بی نظرنظرنکرد
شیرین تر از آنی به شکرخنده که گویم
ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی
معنی بیت: ای پادشاه خوبان،وقتی که لبخند می زنی بسیاردلپذیرتر وشیرین تراز آن می شوی که من بگویم توشیرین زمانه هستی، توازشیرین ِ خسرو نیز شیرین تری.
اجرها باشدت ای خسروشیرین دهنان
گرنگاهی سوی فرهادِ دل افتاده کنی
تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه
هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی
معنی بیت: دهان کوچک وتنگ تورابه غنچه نمی توان تشبیه نمود چراکه غنچه هرگزبه این تنگ دهانی وجودندارد.
جان فدای دهنت باد که درباغ نظر
چمن آرای جهان خوشترازاین غنچه نبست
صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام
چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی
سوسن: گلی است معروف که انواع مختلفی دارد. یکی ازآنها سفید که پنج گلبرگ و پنج کاسبرگ دارد وبه همین سبب به ده زبان ویا سوسن آزاد معروف شده است.
معنی بیت: صدهابارخودت گفتی که روزی ازدهانم توراکامیاب خواهم نمود ای حبیب چرا به گفته ی خودعمل نمی کنی وهمانندِ گل سوسن چراسرتاپا زبان هستی!
به سان سوسن اگرده زبان شودحافظ
چوغنچه به پیش تواَش مُهربردهن باشد
گویی بدهم کامت و جانت بستانم
ترسم ندهی کامم و جانم بستانی
معنی بیت: می گویی به توکام می دهم وجانت رامی گیرم من می پذیرم امّا بیم آن دارم که جانم رابگیری وکام ندهی!
به لب رسید مراجان وبرنیامد کام
به سررسید امید وطلب به سرنرسید
چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند
بیمار که دیده‌ست بدین سخت کمانی
خدنگ: تیر
"سخت کمان": کسی که کمان سخت و محکم را بکشد.
2. آن‌که در کشیدن کمان و تیراندازی مهارت داشته باشد؛ تیر‌انداز ماهر و پرزور
معنی بیت: چشمان توبقدری نافذ وقدرتمنداست که تیرعشوه وغمزه را از سپر جان عبورمی دهد، چه کسی چشم مست و بیمار دیده است که اینچنین در کشیدن کمان و تیراندازی مهارت داشته باشد!
عدو باجان حافظ آن نکردی
که تیرچشمت ای بروکمان کرد
چون اشک بیندازیش از دیده ی مردم
آن را که دَمی از نظر خویش برانی
معنی بیت: آن کسی راکه لحظه ای ازچشم می اندازی وازنظر می رانی درنظرمردم چنان بی اعتبار وبی ارزش می شود که گویی قطره ی اشگی بوده وازچشم افتاده است.
من اَرچه درنظریارخاکسارشدم
رقیب نیزچنین محترم نخواهدماند

 

محمد ادیب نیا در ‫۲ سال قبل، یک شنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۲ نوشته:

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیدم به حقیقت بِه از آنی
اصطلاحات و ترکیبات این غزل؛ یوسف ثانی، خسرو خوبان، شیرین زمان، غنچه تنگ دهان، سوسن آزاده، کام ده ی جان ستان، بیمار سخت کمان، حافظ غمدیده، عشق رخت (رخ تو)، و.... حاکی از آنست که این غزل نوعی معاشقه آسمانی و مطایبه دلدادگی و مناجات عرفانی با یک وجود کامل و متعالی است، که در عرفان اسلامی از آن به انسان الهی و کامل تعبیر می شود. و البته در عرفان شیعی این وجود کامل همان وجود کامل و مکملی است که جهان موجود به وجود مقدس او برپاست و آن همان وجود مبارک و نورانی حضرت مهدی (صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد. .... والحمد لله رب العالمین علی کل حال

 

رضا س در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۳ نوشته:

بیت آخر کلمه مردم ایهام داره و هم میتونه اشاره به اصطلاح از چشم مردم افتادن داشته باشه و هم اشاره‌‌ای به مردمک چشم که اشکی ازش می‌افته و یا اینکه اشک طرف رو درمیاری اگر از خود برانی و قبولش نکنی. این غزل به غیر از دو بیت آخر خیلی شبیه به سبک غزلیات سعدیه ولی دو بیت آخر از هنرمندی‌های خاص خود حافظ محسوب میشه.

 

محمد قاسمی فرد در ‫۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۷ نوشته:

سلام درود
در بیت دوم
شیرین تراز انی به شکر خنده که گوییم
ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی.
شیرین زمانی به اشتباه معنی شده،و بیشتر به معنی شیرین زمانه معنی کرده اتد،که بنده این خرکیب شیرین زمان را در جایی ندیدم.
به اعتقاد من،زمان در لهجه کرمانجی به معنی زبان است و این ترکیب ،در این لهجه به معنی شیرین زبان است.که اگر به این صورت باشد،بسیار بهتر می نماید.
حافظ در ساختن ترکیب واژگان استاد است،و اوردن شیرین زمانه بعید به نظر میرسد.چون حافظ با ترکیب واژگان شاعران دست دوم و دست سوم،واژگان سازی میکرده،در اینجا هم بعید نیست،این واژه را از زبان کردی،کرمانجی گرفته باشد،
19/12/99 دکتر محمد قاسمی فرد،ساعت 58 دقیقه بامداد

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.