برگ بی برگی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
با درود بر شما نهال گرامی
بنظر میرسد همانگونه که گنجور مرقوم نموده اند صحیح باشد
گل را مجنبان هر دمی ، تا آب تو صافی شود
تا درد تو روشن شود ، تا درد تو گردد دوا
و میفرماید گل و لای وابستگی های این جهانی را با چسبیدن به آنها و پیروی از نفس خود مجنبان تا گل ته نشین شده و آب جریان زندگی ات در تو جاری شود .تا درد ته نشین شده شراب تو از تیرگی به در آمده و روشن شود و به سطح و بالای سبو رفته و قابل نوشیدن شود (توسط شاه) و فقط در این صورت است که درد تو دوا خواهد شد و از رنج رها خواهی شد .(درد یا ته نشین شراب را تمی نوشند)
موفق باشید
همیرضا در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۱۷ - حکایت:
«آیا» در همین نقش در جای دیگر در شعر سعدی به کار رفته است و اتفاقا در ترازوی دو مصرع مقابل و در جایگاه «آوخ» گذاشته شده:
«آیا که به لب رسید جانم
آوخ که ز دست شد عنانم»
حسن ناظم در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:
به که ماند به که ماند به که ماند به که ماند
امیر رضا احمدی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » دوبیتیها » چشم تر:
با تقدیم درود و احترام، این رباعی را بدین صورت هم شنیده ام :
ای دلبر عیسی نفس ترسایی
خواهم که به بزم من تو با ترسایی
گه بوسه بگیری یکزمان از لب جام
گه بر لب خشک من لب ترسایی
علی علیمردانی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۲:
« تو نه آن شکرجوابی که جواب من نیایی
مگر احمقم گرفتی که سکوت شد جوابم »
ضرب المثل معروف : « جواب ابلهان خاموشی است» به صراحت در مصرع آخر این غزل آمده به گونه ای که به طور مشخص ، در زمان حیات مولانا هم این ضرب المثل کاربرد داشته و مولانا با کنایه به معشوق، از آن استفاده نموده .
بنابراین ، عمر ضرب المثل یاد شده، حداقل از 800 سال بیشتر است.
--------------------------------------------------
یاسمن در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳:
منظور از میان در بیت سوم در اصطلاح صوفیه وجود سالک است وقتی که دیگر هیچ حجابی نباشد
سام در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۸:
گر نبود بالش آگنده پر
خواب توان کرد خزف زیر سر
خزف به معنی سفال
به تصحیح: محمدعلی فروغی
علیرضا صادقی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۷ - حکایت:
بیت سوم: ای هوشمند، به درگاه خداوند دادگر فریاد کن و از او داد بخواه نه آن که از او گله و شکایت کنی.
(تعلیقات بوستان، چاپ دکتر یوسفی)
نامدار پورخیری در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:
بیت 9 : ظاهراً «منش» افتادگی الف دارد. همانطور که خانم ایراندوخت گرامی نوشته اند. مرحوم استاد فروزانفر در کلیات شمس تبریزی یک جلدی چاپ امیرکبیر هم منشا آورده است
امیر اثنی عشری در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۲:
در بیت چهارم ، مصرع دوم سوال (به معنی درخواست) به اشتباه سال نوشته شده است
ای دل، نگفتمت که: مخواه از لبش مراد؟
دیدی که: چون شکسته شدی از سال خویش؟
صابر در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
در این مصراع شاعر توصیف از خم می، دارد .به این گونه که اول خم را دیده که در درون شکم خم می ناب به رنگ خون بوده و بعد برای اینکه خم جابجا نشود و زمین نخورد ،خم را با گل به زمین چسباندند یا خم را در زمین چال کرداند.و در مصراع پا در گل صحیح است .و بعد از کلمه دیدم واو وجود ندارد.اگر معنی رو درست متوجه بشویم میبینیم که وجود واو معنی جمله رو بهم میزند
علی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۱:
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
رو شاد بزی اگرچه بر تو ستمی است
با اهل خرد باش که اصل تن تو
گردی و غباری و نسیمی و دمی است
در اینجا روحیه شادزیستن و نشاط و طرب خیام تجلی پیدا میکنه و در واقع ایشون نه خیلی در باب اخرت و نه خیلی در باب دنیا بوده اند. و امیدوارم از این مطلب این طور برداشت نشه که ایشون نیهیلیست بودند
واقعا خیام یک انسان پیشرو در عصر خود بودند و نکته سنجی ایشون رو براحتی میشه از اشعارشون تشخیص داد.
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۱:
در میکده گر وصال معشوقهٔ
حمیدرضا پیرمرادیان در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۰۲ - امیر شجاعی شاعر در قدح انوری گفته:
سلام
بنده مصرع سوم را ایتگونه شتیده ام
به زمین نا رسیده می پرسد
که گویا زیباتر و رساتر است
علی علیمردانی در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۱:
مطلع غزل بالا :
« امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم
خواب در روضه رضوان نکند اهل نعیم »
در تصنیف جاودانه « بادا بادا مبارک بادا » ی اجرا شده توسط حسین همدانیان در دستگاه چهارگاه بسیار زیبا اجرا شده است .
-------------------------------------
و نیز ، بیت هشتم از این غزل زیبای سعدی :
«مرده از خاک لحد رقص کنان برخیزد
گر تو بالای عظامش گذری و هی رمیم»
توسط حافظ در غزلی که اکنون بر سنگ قبر او حک شده ، تضمین گردیده است:
« خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات
تا به بویت ز لحد، رقص نان برخیزم»
--------------------------------------------------------
مصطفی جزایری در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹:
با سلام خدمت اساتید سخن
میخواستم که میرمش....
بنظر تخصصی اساتید محترم این مصرع ایراد وزنی ندارد؟
ایا بجای چو شمع اگر چون شمع بگوییم شعر روانتر خوانده نمیشود؟
شبیر در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۵:
از دوستان خواهش میکنم، معنی این رباعی، بخصوص مصراع آخر رو زیر قلم کیبورد بیارید که بنده متوجه شم
فرزاد گلدوست فرد در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴۶:
رباعیات مولوی شرح طلب است
لذا در ابیات بیت دوم بسیار سنجیده از بگذاشت جمیع خلایق در بر بگرفته که حق را با حقیقت های جعلی جایگزین نموده اند
و غم شرط کشش و ناگریز پذیری بنده ایست که به تغیر حال ای جویای خدا گشته و چون دیگر داند عالم محضر خداست از این ناگریز پذیری عاصی شده (گرچه میگوید که ما از نا امیدی بریدیم اما چیزی که به عنوان غم مطرح شده فهم فری نیز هی که حال آنکه لذت گوارای پاکی چشید اگر در دام وسواس نی افتد از نا پاکی یعنی متعصب نشود که این خود افول است لذت تاثیر وی در هر چیز او را باز سوق دهد به تاسی از خدا)اما به هر سو که میرود میداند و میخواند خدا را اینجا خود نیز یاد هاجر افتادم در آن زمان که اسماعیل را در آغوش داشت.
مسلم در ۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹۱:
سلام
این شعر منو یاده عشقم فرناز میندازه امشب فرناز رو دیدم این شعرم شنیدم چه آتشی زد به جان من این شعر و دیدن فرناز
زهرا در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۶۶: