گنجور

حاشیه‌گذاری‌های بهزاد علوی (باب)

بهزاد علوی (باب)


بهزاد علوی (باب) در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۹ - داستان کسری با بوزرجمهر:

همانگه زنی دیگر آمد پدید بپرسید چون ترجمانش بدید

این سخن مربوط به بیت 129 می باشد و  با عرض معذرت نمی دانم چه کردم که با بیتی دیگر در هم شد  (129 همانگه زنی دیگر آمد پدید --  بپرسید چون ترجمانش بدید)

در این داستان بزرگمهر به "چم و خم یا قر و اطوار" تر و تازه و شاداب این دختر جوان 

توجه کرده و می گوید "تر چمان" (با  چ TAR CHAMAN) و در بعضی نسخ تر جمان (با  ج) 

آمده و آن را به صورت "چم و خم و قر و اطوار تر و تازه جوانی" بخوانید و تعبیر کنید

بد نیست که اضافه کنیم که ترجمان (TARJOMAN) یعنی مترجم و در شاهنامه به این صورت و معنی نیز استفاده شده

و فقط یک بار در داستان رستم و شغاد ترجمان (TERJAMAN)به معنی تیرکمان به لهجه ای که نزدیک به سخن آذری امروز است آمده و استفاده شده

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۴:

بیت شماره 25: 

ز ترکش برآور کمان مرا

به کار آور آن ترجمان مرا

===================

ترجمان را باید در این بیت (TERJAMAN) خواند که همان معنای تیرکمان را دارد

و استاد توس با تر دستی آنرا به لهجه ای دیگر ( که به آذری امروزه نزدیک است)

آورده که "کمان" در ردیف هر دو مصرع تکرار نشود

البته ترجمان (TARJOMAN) به روش معمول به معنای مترجم در جاهای دیگر شاهنامه 

استفاده شده

و فقط یک بار در داستان انوشیروان آنجا که بزرگ مهر خطاب به 

دختر جوان  ... می گوید "تر چمان" (با  چ TAR CHAMAN) در بعضی نسخ تر جمان (با  ج) 

آمده و آن را به صورت "چم و خم و قر و اطوار تر و تازه جوانی" بخوانید و تعبیر کنید

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۵:

شه حسام الدین که نور انجم است ...
ای ضیاء الحق حسام الدین راد اوستادان صفا را اوستاد
بنظر می آید که مولانا این غزل را دقیقا خطاب به و برای
"شه حسام الدین" و دار و دسته او -- فتیان (اهل صفا) سروده

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۱۷ - گریان شدن امیر از نصیحت شیخ و عکس صدق او و ایثار کردن مخزن بعد از آن گستاخی و استعصام شیخ و قبول ناکردن و گفتن کی من بی‌اشارت نیارم تصرفی کردن:

بنظ
ر می آید که بیت شماره 10 و بیت بعد
با هم قاطی شده ابنشد
گفت دستوری ندادندم چنین
که کنم من این دخیلانه دخول
----------- به این صورت اصلاح شوند:
گفت دستوری ندادندم چنین
که بدست خویش چیزی بر گزین
من ز خود نتوانم این کردن فضول
که کنم من این دخیلانه دخول
-----------

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۸۷ - در بیان کسی کی سخنی گوید کی حال او مناسب آن سخن و آن دعوی نباشد چنان که کفره و لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقولُنَّ اللهُ خدمت بت سنگین کردن و جان و زر فدای او کردن چه مناسب باشد با جانی کی داند کی خالق سموات و ارض و خلایق الهیست سمیعی بصیری حاضری مراقبی مستولی غیوری الی آخره:

هم اکنون این حقیر چهار (4) نسخه مثنوی را در آن واحد مقایسه می کنم و هر چهار (علاوه بر یک ترجه انگلیسی که واژه ascetic ) را بکار برده ... همه و همگی (زاهد) را بکار آورده اند.
شما بر جه مبنی یا خیال یا روایت پیشنهاد به عوض کردن آن می کنید؟

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۸۴ - فرمودن شاه ایاز را کی اختیار کن از عفو و مکافات کی از عدل و لطف هر چه کنی اینجا صوابست و در هر یکی مصلحتهاست کی در عدل هزار لطف هست درج و لکم فی القصاص حیوة آنکس کی کراهت می‌دارد قصاص را درین یک حیات قاتل نظر می‌کند و در صد هزار حیات کی معصوم و محقون خواهند شدن در حصن بیم سیاست نمی‌نگرد:

در بیت 6 اگر (ا) را کوتاه بخوانید و آنرا طولانی و کشش ندهید (را کاملا درست خوانده می شود
در بیت 13 مصرع 1 (داده) درست نیست و (داد) درست است -- چنانکه در مصرع 2 و به همان معنی آمده

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۳۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

تا سودا شب نقاب صبح صادق کرده‌ای
روز را در دامن مشکین شب پرورده‌ای
به نظر می آید که "سودا" در این مصرع درست نیست
و شاید "سوادد" (سیاهی) جایگزین آن بشود

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۳ - انس مجنون با وحوش و سباع:

89
دادی به سگانم از یک آزار
و این بد که بند سگ آشنا خوار
بهتر است مصرع 2 به این صورت اصلاح شود:
و این بد که نبد سگ آشنا خوار

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۳ - انس مجنون با وحوش و سباع:

89
دادی به سگانم از یک آزار
و این بد که بند سگ آشنا خوار\
مصرع 2 به این صورت اصلاح شود:

و این بد که نبد سگ آشنا خوار

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:

کُنِشْت واژه ای پارسی است یعنی کارنامه (آننچه می کنی)
کنِشْت ( همگون با سرشت و بهشت و نوشت و ...) Kenesht
واژه ای عبری است که در انگلیسی هم به همین
ترتیب استفاده میشود — Kenesset
و بهتر است متوجه این نکته بوده و
به روش درست در خواندن از آن استفاده کنیم
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
----------
یکی از اساتید نوشته:
حافظ معروف است به اینکه هیچ وقت یک کلمه را در یک بیت دو بار استفاده نمیکند مگر به دو معنی متفاوت که این کمال قدرت بیان ایشان را نشان میدهد: مثال:
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
------------>
این به نظر می آید که در ردیف شعر
یک کلمه نباید تکرار شود.
ولی در نقاط دیگر اگر با مسما باشد
امکان استفاده بار دیگر را دارد وو به نوعی
هنر شعری هم هست

حال سؤال حقیر:
سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
“خشت” اول معنی “آجر خام” میدهد، معنی “خشت” دوم چیست؟

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » از ازل نوشته [۳۴-۲۶] » رباعی ۳۱:

تا کی ز چراغِ مسجد و دودِ کُنِشْت
کُنِشْت واژه ای پارسی است یعنی کارنامه
کنِشْت ( همگون با بهشت و نوشت) Kenesht
واژه ای عبری است که در انگلیسی هم به همین
ترتیب استفاده میشود -- Kenesset
و بهتر است متوجه این نکته بوده و
به روش درست از آن استفاده کنیم

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۵۰:

باز در دو مصرع
1. لعبت-باز (player)
و 4 یک یک باز(again)
به دو معنی مختلف استفاده شده
و نه تنها غلط نیست
بلکه هنری در ساختن شعر است

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰:

با پوزش از اشتباهات "تایپی"

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰:

یک روش دیگر این بت که فقط به خاطر دارم
مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی
مرا که زر زر طمغاج هست رسم و راه خیات
که طمغاج یا طمغاز نام محلی در ترکستان بود که چماقداران با زور و چماق مردم را می جاپیدند
و گوینده با آن دانایی به زبان ساده می گوید
من که به ضرب چماق مردم را ججاپیده و از آن زندگی می کنم جرا شرابخواران را ملمت کنم؟

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۶:

کُنِشْت ( با O) اشتباه نوشته شده. واژه ای پارسی است
کنشت (kenesht) که همگون با بهشت است واژه ای عبزی است یعنی معبد و پرستشگاه یهودیان
حاة گفته:
غیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت ...
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست همه جا حانه عشق است چه مسجد چه کنشت
کنشت سرشت نوشت بهشت

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۶:

کُنِشْت واژه پاسی کست و اینجا به صورت نامناسب و امکانا اشتباه قید شده ( با صدایO)
کنشت ( kenesht ) ننام معبد و جایگاه پرستش یهودیان است که واژه عبری است. همگون با بهشت خوانده میشود که در مصرع دیگر آمده
حافظ هم آنرا به همین صورت درست آورده:
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت ...
همه س طالب یارند چه هشیار و جه مست
همه جا خانه عشق است چهه مسجد چه کنشت ( kenesht)

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۴۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۱:

مصراع 1 به این صورت نوشته شده:
" آن رشته که قوت روانست مرا "
ولی به نظر می آید نه با تکیه به مصراع شماره 3 میشود آنرا به صورت ذیل خواند:
آن رشته که "یاقوت" روانست مرا
و مثلا" فرخی هم سروده:
می اندر خم همی گوید که یاقوت روان گشتم ...

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۴ سال قبل، یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ صامت بروجردی » اشعار مصیبت » شمارهٔ ۲ - مولود و منقت فخر عالم(ص):

منقت یعنی چه؟
آیا میتواند در اصل منقبت باشد؟

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۴ سال قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳:

با تشکر از "رها" نه "از سَلخ به غٌرّه آید از غره به سلخ"
غٌرّه را با اعراب درست نوشتند -- لازم به تذکر هست که جون از "احمد شاملو » رباعیات خیام »" در همین مورد یاد آوری شد این را اضافه ننیم که ایشان شعر را غلط خواندند و"غٌرّه" را به غلط "غره "gharreh" " قید کردند ... که البته می شد آنرا نادیده گرفت! ولی چون خود ایشان به فردوسی خکیم بزرگ توس هم ایراد به غلط و نابجا گرفتند: بنا بر این لازم گشت که این عیب قید شود ...
"هر آنکس که شعر مرا کردپست
نگیردش گردون گردنده دست"
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
بخواست جام می و گفت "عیب پوشیدن!!!

 

بهزاد علوی (باب) در ‫۴ سال قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۷ - حکایت:

چو چنگش کشیدند خالی به موی
خالی

 

۱
۲
۳
sunny dark_mode