**** در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:
محسن نامجو دو مصرا از این شعر رو تو اهنگ مردجان به لب رسیده را چه نامند خوانده است لطفا برسی شود
هانیه سلیمی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۸:
وِثاق
لغتنامه دهخدا
وثاق . [ وِ ] (ع ، اِ) بند. (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). بند و قید. (منتهی الارب ) (آنندراج از منتخب و لطائف و مدار). || گرفتاری . || معسکر و لشکرگاه . || (مص ) مواثقة. عهد و پیمان کردن باهم . (ناظم الاطباء).
Mina در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد » شمارهٔ ۳۸:
در مصزاع چهارم لغت «جان» جا افتاده است:
گوهر نشوی تا سفر جان نکنی، گوهر جان نشود قطره سفر ناکرده
عبدالوراح محمدی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۵ - دیدن خسرو شیرین را در چشمهسار:
به آقای بهرام مشهور: من فکر میکنم در بیت 54 همان بستاتدستانتان که معنای باغبان و بُستانبان را می دهد، درست باشد و ز بستان هم به همان شکل "ز بُستان" درست است.
سعید.م در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:
دوستان به نظر من در این شکی نیست که زبان بزرگان ادب فارسی و شاعران گرانمایه سرزمینمان چون سعدی و حافظ و... در حال حاضرهمچون قله های زبان فارسی محسوب میشوند و خواندن نوشته هایشان و توجه به زبانشان اموزنده و لذتبخش است. اما به گمانم مغلطه هایی وجود دارد که بایستی از انها پرهیز کنیم مانند اینکه چون این شاعران در شاعری بسیار هنرمند بوده اند پس سخن انها هم به همان اندازه درست است و پاسخهایشان برای راهگشایی مسایل اصلی بشر امروز کفایت میکند. مورد دیگر اینکه در مورد شاعر گمانه زنیهایی میشود که مثلا جناب سعدی به درجه و مرتبه ای از عرفان و خداشناسی رسیده واین پایه مطالب منعکس شده در شعرش است بنابراین برای درک و لذت بردن از شعرش باید این مطالب را حد توان خودت بفهمی و بپذیری!!؟
این حقیر با چنین نگاههایی مخالفم به گمانم همانطور که یک فرد مسلمان یا آتییست می تواند از موسیقی باخ لذت فراوان برد بی انکه با مذهب پروتستان باخ که تا حد زیادی در پس ایده های موسیقیاییش بود اشنا باشد. (پذیرش که یک مرحله بعد از انست.!) یا همانطور که فردی بودایی میتواند از تابلوهای ولاسکز با ان ریشه های عمیق کاتولیکی هنرش حظ فراوان برد و ... به همان نسبت لذت از اثار اثار سعدی و حافظ و مولوی و... و درک زیبایی انها مستلزم پذیرش عقاید و حتی دینشان نیست هر چند واضحست که اشنایی با تفکرشان و الته نه پذیرش ان به این درک کمک میکند.
خواهشمندم این مورد را در نظر بگیرید که شاید شخصی چون من با بیشتر بخشهای تفکر این عزیزان و بزرگان موافق نباشد ولی علاقمند به اثارشان باشد و از خواندن انها لذت برد.
رضا س در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:
جناب صادق حافظ میگه این بحث با ثلاثهی غساله میرود. طبق نظر شما اگه معنی ثلاثه غساله آب باشه یعنی داشتن آب میخوردن و راجع به سرو و گل و لاله صحبت میکردن؟! یا راجع به آبیاری سرو و گل و لاله بحث میکردن! اینها چه مسالهایه که حافظ در شعر بیاره. ثلاثهی غساله معنی مشخص داره و نمیشه به راحتی معنی رو تحریف کرد.
خسرو در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۵ - کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب:
چون دم رحمان بود کان از یمن / میرسد سوی محمد بی دهن
یا چو بوی احمد مرسل بود / کان به عاصی در شفاعت میرسد
در این دو بیت واژه احمد از ریشه حمد به معنی ستوده تر لقبی برای حضرت موسی روح القدس است و واژهی محمد از ریشه حمد به معنی ستایش شده لقبی برای حضرت مسیح رسول الله است و مسیح رسول الله ممسوح به یمن و برکت ، نور زمین و آسمانها و خدای حقیقی از آفریدگار و صورت و پیکری از اوست یعنی هر زمان که ما او را ببینیم ، خدا را دیده ایم و بوی خدا با مسیح شایسته ستایش به ما می رسد
Sshr در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
سلام میشه لطفا برای شعراهای سایتتون معنی هم بزارید؟
خسرو در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲۰:
مشام محمد به ما داد صله / کشیم از یمن خوش نسیم خدایی
در این بیت واژهی محمد از ریشه حمد به معنی ستایش شده لقبی برای حضرت مسیح رسول الله است و مسیح رسول الله ممسوح به یمن و برکت ، نور زمین و آسمانها و خدای حقیقی از آفریدگار و صورت و پیکری از اوست یعنی هر زمان که ما او را ببینیم ، خدا را دیده ایم و بوی خدا با مسیح شایسته ستایش به ما می رسد
خسرو در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳۷:
در این شعر واژهی محمد از ریشه حمد به معنی ستایش شده لقبی برای حضرت مسیح رسول الله است و مسیح رسول الله ممسوح به یمن و برکت ، نور زمین و آسمانها و خدای حقیقی از آفریدگار و صورت و پیکری از اوست یعنی هر زمان که ما او را ببینیم ، خدا را دیده ایم و بوی خدا با مسیح شایسته ستایش به ما می رسد
خسرو در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۰:
چون عقیق یمنی لب دلبر خندید / بوی رحمان با محمد رسد از سوی یمن
در این بیت «بوی رحمان با محمد رسد» درسته و واژهی محمد از ریشه حمد به معنی ستایش شده لقبی برای حضرت مسیح رسول الله است و مسیح رسول الله ممسوح به یمن و برکت ، خدای حقیقی از آفریدگار و صورت و پیکری از اوست یعنی هر زمان که ما او را ببینیم ، خدا را دیده ایم و بوی خدا با مسیح شایسته ستایش به ما می رسد
افشین اسدی کرد در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۵:
بحر رمل مثمن مخبون محذوف
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
ایرنا در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:
این شعر زیبا را در کتاب فارسی دوره راهنمایی حدود سالهای 1362-63 خواندم و حفظ کردم:
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
از بهر طمع بال و پر خویش بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت
کامروز همه روی زمین زیر پر ماست
گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست
بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید
بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه ها خاست
ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی
تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست
بر بال عقاب آمده آن تیر جگر سوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فروخاست
بر خاک بیافتاد و بغلتید چو ماهی
وانگاه پر خویش کشید از چپ و از راست
گفتا عجب است اینکه ز چوب است و ز آهن
این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خاست
چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
حجت تو منی را ز سر خویش بدر کن
بنگر به عقابی که منی کرد چه ها خاست
مسعود صالحی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۱۷ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۱:
این مصراع اشکال وزنی داره
شعلهٔ گردم چو یاد آن رخ حمرا کنم
به نظر من درستش این طوری هست:
شعلهٔ گردم چون که یاد آن رخ حمرا کنم
لطفا بررسی کنید
جعفری در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۰:
عام بیاید، خاص کنیدش
خام بیاید، هم بپزیدش.
این بیت به نظر این حقیر، دقیقا به خواص این صفحه اشاره میکنه که عوامی را که وارد این درگاه شدهاند (و میشوند) تا سخنی از مولانا بخوانند، با نیکی و اعتدال به خواص تبدیل میکنند و نه اینکه خدایی ناکرده با فخر و استهزاء ایشان را از این آستان بتارانند!
درس عملی از بزرگان ادب گرفتن، یک قدم جلوتر است از ترجمه و تفسیر سخن ایشان. و هر دوی اینها چند قدم جلوتر از تعصب!!
عین. ح در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۳ - تنازع بقا:
نیست ممکن یاس کشور بی کتاب و بیتفنگ
بهر کشور با کتاب و با تفنگ آماده شو
در مصراع اول از این بیت «پاسِ کشور» درست است.
احمد در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » گوهر تابناک:
با سلا و سپاس، در بیت دوم «عیبجو» میبایست «عیبگو» باشد. زبان میتواند عیبگو باشد نه عیبجو، لذا «که با هزار زبان عیبگوی خویشتنم». پایدار باشید.
عین. ح در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۳ - تنازع بقا:
بهٔکرنگی باید «به یکرنگی» باشد
عین. ح در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۳ - تنازع بقا:
علم یکتا گوهر است و کاهلی کام نهنگ
تا برای این گوهر از کام نهنگ آماده شو
در مصراع دوم از این بیت، به جای «برای» باید «بری» باشد.
مبین در ۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷: