سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
همان بیت سوم-----با زنخدان چو گویت ای بت-----در مصرع بعد به چوگان اشاره شده پس گوی درست است
حامد در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳:
سلام
دوستان عزیز لزومی نداره که ما همه ی غزل های لسان الغیب را عرفانی و مذهبی تعبیر کنیم . جناب حافظ انسان بوده و با تمامی امیال انسانی که طی عمر گرانبهای خود توانسته با خویشتن داری و سیرو سلوک عرفانی از خامی و شهوات دوران جوانی عبور کرده و با بدست آوردن بینش راستین در میانسا لی به اوج پختگی و عشق و عرفان در کهنسالی برسد .
این غزل صرفا در ایام جوانی و طی سفری که داشته سروده شده . واقعا دلش برای یار و دیارش شیراز تنگ شده و سرشکش غمازی کرده و آبروی او را جلوی همسفران برده و در دل آرزو کرده کاری بکنم که ره و رسم سفر را از جهان بردارم تا دیگر کسی دچار هجر و دوری نشود ، همین . و هیچ ربطی به امام حسین(ع) و فرزند سه ساله ی او که دوستمان اشاره کرده ندارد . حتی به نیت رزق افزون تر به قصد هندوستان سوار کشتی شده که بلافاصله پشیمان گشته و به وطن بازگشته است (رجوع شود به کتاب حافظ شیرین سخن نوشته ی دکتر معین )
چه آسان مینمود اول غم دریا به بوی سود
غلط کردم که یک موجش به صد گوهر نمی ارزد
همان بهتر که روی خود ز مشتاقان بپوشانی
که شادی جهانگیری غم لشکر نمی ارزد
و در آخر غزل به این نتیجه رسیده که عزت در قناعت است :
چو حافظ در قناعت کوش و از دنیای دون بگذر
که یک جو منت دونان ، دو صد من زر نمی ارزد
رحمان در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
در مورد شد در نیم بیت اول اگر آنرا “شُد” (گذشتۀ شدن) تلفظ کنیم به لحاظ دستوری بجای "آنست" در نیم بیت اول بایستی "بود" نوشته میشد. در اینصورت بجای کند در نیم بیت دوم بایستی "کرد" نوشته میشد. در واقع مضمون این بیت آرزومندی است و به آینده برمیگردد و با افعال گذشته همخوانی ندارد. بنابراین ” شَد ” در نیم بیت اول با کند در نیم بیت دوم کاملا همخوانی دارد و معنای شعر صحیح میشود و در غیرم اینصورت، شعر مضمون درستی نخواهد داشت. بنظر اینجانب لازم نیست موضوع را پیچیده کنیم و با اشعار دیگر شاعران مقایسه نماییم. سادگی مفاهیم اهمیت بیشتری دارد.
ابراهیم در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۱:
گفتم از آسیب عشق روی به عالم نهم
عرصۀ عالم گرفت حسن جهان گیر او
عشق، فروتنی و زیبایی از این شعر میباره
این شعر رو میشه هزار بار خوند و هر بار لذت برد
محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
تشکر از اقای رضا ساقی
حسین در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰:
سلام . چرا در بیت سوم از بویش استفاده شده مگه نباید بویت باشه . ممنون
حسین در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰:
سلام . چرا در بیت سوم بویش ایتفاده شده مگه نباید بویت باشه . ممنون از این سایت بی نظیر
رضا س در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
یه نکته به تفسیر آقا رضا اضافه کنم:
در بیت:
غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی/ نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو
در زمان حافظ شاه یا افراد مهم در باغ سایهبانی داشتند و استراحت میکردن و غلامانشون هم کنارشون میایستادند و مواظب بودند که کسی شاه رو بیدار نکنه. اینجا حافظ چهرهی یار رو به باغی تشبیه کرده که سایهبانش ابروهای یاره و چشم هم در این سایهبان به خواب خوش مستی فرو رفته. حافظ هم غلام این شاه ترکه(چشم) و مواظبه که بیدار نشه.
بی دل در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۳۴ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹:
حافظ:آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند ....شاه نعمت االه ولی (ره) : ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم صد درد به گوشه چشمی دوا کنیم......در همه بارگاه محمودی/یک ایازی چو نعمت الله کو..........توبه کنید از نسبت دادن الفاظی که دور از شان بزرگواران است
شروین پاداشپور در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱۹ - در بیان این خبر کی انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهل:
سلام و سپاس از انتشار این همه اطلاعات خوب و جالب. بسیار آموختم.
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱:
نقش ،خود، در آینه بر او مفتون شد-----میفرماید آن صورت حسن تو در آئینه دل ما متجلی شد. آن عکسی که در دل ما نقش بست،خودش در آئینه دل ما باز مفتون حسن تو شد--یعنی هم من وهم عکس متجلی شده تو در دل من هردو مفتون حسن تو هستیم
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:
سودی که رفت بر سر بازار شوق ما---میفرماید بازار شوق ما پر سود است و بهمین خاطر است که برای بدست آوردن سود ،چه کسی در سر بازار ما نرفت..با عرض ادب و معذرت
soureh در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:
آدم یه چیزایی میخونه میمونه! ظاهرا بعضیا کاملا راجب یه شخصیت و تمام اشعار اطلاعی ندارن، فقط یه بیتی یه جایی خونده بعد میگه حافظ زردشتی بود اهل اسلام نبود!
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:
در مصطبه ها لعل می،رطل گران شد----درست است ---می را به لعل تشبیه کرده و رطل گران هم که صفت مئی است که سخت گیرنده است. بهر حال می و رطل بستگی درست ومنطقی با هم دارندولی لعل و گران معنا را منحرف میکند
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸:
بله صداع----یعنی درد سر ----درست است و با معنا هماهنگ است
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
درود بر علی آقا----از نظر معنا تمام بیتها با هم هماهنگ هستند.لطفا اگر اشکالی هست با ذکر مثال بفرمائید---با عرض ادب و معذرت
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:
دلی دارم سیه بر رخ........-----درست است
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:
کمتر ینش( ی ن-ش) بنده امبر......-----درست است
احسان در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
سلام و عرض ادب خدمت همه ی عزیزان
چه خوب اهل مطالعه هستید و با علاقه و دلسوزی ، نظریات خود را مرقوم می فرمائید.
اما
راستش در بین برخی از کامنت ها ، نکته ای هست که فکر کنم از عشق و عرفان ، بسیار بدور هست .
و آن اینکه
عزیزانم ، اساتید گرامی ، دوستان جوان ترم ،
کاش کمی مهربان تر نظرات موافق و مخالفمان را طرح کنیم .
تعصب ؟ حس برتری و داناتر بودن و باسوادتر بودن ؟ قضاوت ؟
شاید من به اندازه ی شما عزیزان ، مطالعه نداشته باشم ، ولی بدون شک هیچکدام از این نکات منفی فوق الذکر ، جزء خصائل اخلاقی یک عارف نمیتوانند باشند .
مهر و لطف و محبتی که شما خطاب به نگارنده ی سطور قبلی هدیه و ابراز کنید ، به مراتب زیباتر و ارزشمندتر و عارفانه تر از آنست که شما کل اشعار عرفا و تفاسیرشان را در سینه انبار کرده باشید .
امیدوارم کسی را با کلامم نرنجانده باشم .
خلاصه که
عاشق باشیم و رها و شاهد
برای همگی آرزوی مسیری غرق در عشق و نور و برکت دارم .
در پناه خدای مهربان
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷: