گنجور

حاشیه‌های حسام بیگ مرادبیگ

حسام بیگ مرادبیگ


حسام بیگ مرادبیگ در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹:

سلام
الان اگر در کتاب درسی نام مرحوم انجوی را دیدید فردا به وزیر آموزش و پرورش مینویسی که چون دوست پدر شما بود واجب آید !!! به روح والامقام ایشان درود فرستادن باید ؟؟؟؟ جناب خورشید حق و عدالت ؛ چرا اینقدر کمبود داری برادر ؟ اگه قصد فرستادن درود بروح آن مرحوم بود میتوانستی خیلی شیک و مجلسی از ایشان تعریف و تمجید کنی و از دوستان بخواهی یاد ایشان را گرامی بدارند ولی چون غرض شما اظهار وجود و اعلام برتری و گشایش عقده بود خیلی زمخت و بی هنرانه ! خودت را به آن مرحوم چسباندی تا خودی نشان دهی.این همه کتاب هیچ شما اگر فقط گلستان سعدی را خوانده باشی لااقل باید قدری آداب خیلی از مسائل را رعایت کنی.
خدا رحمت کند نگین هنر استاد جلیل شهناز را.... میفرمود : آدم باید چکیده ی هنر باشد نه چسبیده ی به هنر !!!!!
عزیز دل ... هموطن گرامی .... چرا اینقدر بی تامل و بی اندیشه دست به قلم میبری .بردی ؛ لااقل درست بگو و بنویس.حیف شما نیست که مدعی تدریس مثنوی معنوی هستی تا این حد از معنویات دور باشی و به ظواهر تعلق خاطر داشته باشی.قدری تجدید نظر بفرمایید. درود

 

حسام بیگ مرادبیگ در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

سلام
من علیرغم اینکه از این سایت بسیار راضی ام و انصافا پاره ای از نوشته های دوستان در حاشیه به قدری عالی و فنی ست که بسیاری از درک و دریافت هایم از همینجا بود.تا اینکه هر غزلی یا قصیده ای یا مثنوی معروفی را باز میکردم شخصی بنام ( من حقم = اناالحق ) فقط و فقط از خودش تعریف و تمجید میکرد .فقط خجالت میکشید بگوید ایشان همان شمس !!! هست که مولانا را مولانا کرد.آنقدر نوشته های این شخص بظاهر ادیب ولی سراپا فریب ؛ هرز و نابجا بود که از خیر خواندن شروح دوستان میگذشتم چون واقعا دیگر حالت تهوع بمن دست میداد از بس این انسان خود را محق میدانست و با عالم و آدم سر جنگ و جدال داشت.آخر جناب ؛ شما که خود را حق مطلق میدانی چرا با دیگران چالش میکنی ؟ احتمالا سن و سالتان همسن نوح ع است.4تا کتاب از دیگران هم بیشتر خواندی .... هنری نکردی که این همه زحمت ما را زیاد میکنی و از فتوحات و دانسته های خود و بایسته های دیگران میگویی. جناب ؛ تمام حق ! قدری خودت را درست کن بجای اینکه دیگران را عوض کنی ! آن دانسته های شما اگر بکار خودتان نیاید احدالناسی را نمیتوانید مجاب کنید که قبول کند شما عالم دهر و قطب علم و دریای معرف اید.
الحمدالله از ایشان در چند صفحه ای که باز کردم چیزی ندیدم.
خواهش میکنم از ایشان بخواهید اینقدر حرافی پرت و پلا نکنند تا فقرایی چون حقیر بتوانیم ذره ای معرفت و آگاهی از دوستان کسب کنیم
درود به همه بزرگواران و عزیزان
بخصوص رضا ساقی که شرح همایش یگانه است.جمله به حملاتش را پرینت گرفتم و همیشه در حال مطالعه آنها هستم. عالیست.
عرض ارادت و تعظیم

 

حسام بیگ مرادبیگ در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:

بیخیال...چقدر تعارف تکه و پاره میکنید ؟ هر چیزی حد و اندازه ای داره ؛ جوری شده که آدم احساس خجالت و شرم میکنه از این همه تعارف الکی و خشک و خالی و بستن القاب پر طمطراق به همدیگه ! انصافا یه ذره کم کنید این بازیها رو. حیف نیست ؟ تریبون و رسانه ای به این خوبی مهیاست تا در مورد وجه اشتراک آدمهایی که میان اینجا یعنی حافظ ؛ بحث و تبادل نظر بشه.ولی متاسفانه چند نفر خاص این تعارفات چیپ رو به اعلی درجه رسوندن که واقعا باعث تاسفه.دوستان اهل ادب وقتی از اندازه و میزان ابراز ادب! اطلاع ندارن از جامعه عوام و بدور از ادبیات کلاسیک چه توقعی میشه داشت؟ لطفا بیشتر مراعات کنید.لااقل در منظر عموم این همه قربون و صدقه آبکی برای هم نرید.بطور خصوصی هر کاری میخواید بکنید و هر چی میخواید بهم بگید کلی حرمت و جایگاه دیگرانی رو که این نوشته ها رو می بینن ؛ نگه دارید

 

حسام بیگ مرادبیگ در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷:

مسئول محترم سایت وزین گنجور ؛ سلام.
از شما خواهش میکنم ترتیبی اتخاذ فرمایید که حاشیه های مربوط به اشعار حافظ درج شده و انتشار یابد.ثبت گفتگوی چند دوست محترم با همدیگر که از قضا ربط چندانی هم به اشعار ندارد را چگونه میتوان توجیه کرد؟ اگر اینجا صفحه چت و گفتگو و دوست یابی ست که هیچ ؛ حرفی نیست. اگر غیر از این است خواهش میکنم مدیر محترم سایت برای این گفتگوهایی که بعنوان حاشیه ی اشعار ثبت و ضبط میشود چاره ای کنند.

 

حسام بیگ مرادبیگ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

عزیز گرامی رضا س محترم
فرموده های شما بنظر درست میآد و صد البته شمس الدین محمد با داشتن روحیه ای لطیف و دلی عاشق پیشه و سری پر شور بی شک در میگساری ید طولایی داشته و این مسئله هیچ از فضائل خواجه کم نمیکنه.نهایت مرتکب فعل حرام شده و بقول خودش لطف و کرم خداوند بیشتر از گناه اوست .در ثانی زندگی شخصی ایشان به خودشان مربوط میشه و مثل هر آدمی مختار به انجام هر گناه و ثوابی بوده.اما غزلیات بقول شما روحانی خواجه که ساختار ضعیف تری نسبت به غزلیات جسمانی دارند را چگونه متوجه شدید و در صورت امکان چند غزل مد نظر را نام ببرید لطفا.بسیار ممنونم که در شناخت ماهیت سروده های خواجه تشریک مساعی نمودید.بسیار قابل تقدیر است

 

حسام بیگ مرادبیگ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

دوست محترم و نادیده.ابدا نیازی نیست این همه زحمت بکشید و وقت تلف کنید و هزینه کنید تا به دیگران با الفاظ پر طمطراق بگویی که : چیزی نمیدانی... نگفته پیداست که هیچ نمیدانی عزیز دل برادر.بساط این تکه پاره کردن تعارفات بی خرج را جمع کنید لطفا.واقعا در شان حافظ دوستان نیست که چنین رفتار جلف و بی پایه ایی داشته باشند.اگر حرفم اشتباه ست ، ملامتم کنید ولی قدری تفکر کنید ببینید انصافا چقدر کار بی اساسی ست.هر چیزی حد و اندازه ای دارد .تعارف هم در حد تعادلش خوب است اما نه دیگر اینقدر و این اندازه که .....

 

حسام بیگ مرادبیگ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

با عرض سلام و ارادت
گویی این یک اصل است که ماهیت هر چیزی بعد از مدتی تغییر میکند و از نوعی به نوع دیگر در میآید.مثال عینی آن هم این صفحه است که قبل تر برای بیان آرا و اندیشه ها پیرامون غزلیات حافظ و توضیح و تفسیر آن استفاده میشد ولی کم کم به صفحه ی تعارفات و تعریف و تمجید از هم آنهم با شدت و حدت و غلظت بسیار ، تبدیل شده است.ابدا قصد جسارت به ساحت عزیزان مد نظر نیست.اما شخصی چون من که به قصد مطالعه شرح ابیات حافظ وقت میگذارم چرا باید مجبور شوم این همه تعارف و تعریف و تمجید از هم ، گاهی تعارف اظهار نادانی ! دیگران را ببینم و بخوانم.بعضی از مواقع چنان چیپ و سبک است که باعث شرمساری ام میشود.لااقل از حافظ همین یک مطلب را یاد بگیریم که این همه تعارف برای چه؟؟؟؟

 

حسام بیگ مرادبیگ در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶:

سلام.
بهترین و زیباترین شرح و تفسیر و تعبیر و تاویل غزلیات خواجه شمس الدین محمد را سرور عزیزم رضا خان بیان داشته اند . دوست محترمی هم که بعنوان شرح سرخی بر حافظ ، اظهار لطف نموده در شرح غزل ، از ایشان هم ممنونم.دوستانی که صرف تعصب و تعلق خاطر کورکورانه به حافظ ، او را قدسی میدانند ، صد البته مختار بر این نظرند ولی تخطئه ی نظر دیگران بی دلیل و برهان فقط بواسطه ی علاقه به حافظ ، بهیچوجه پسندیدهی دوستداران حافظ نیست.تمام سعی حافظ بر مدار عشق به راستی و درستی ست . محدث گرامی در نوشته ی خود ، تلویحا خود را متخصص در عرفان معرفی نمودند یا لااقل بنده چنین استنباطی کردم.بسیار هم عالی ست.لطف کنند و از منظر عرفانی ، غزل فوق را برای دوستانی که خواجه شمس الدین را فردی زمینی با تمام مشخصات خاصه ی آدمیزاده میدانند ، شرح نمایند شاید نظرشان صائب باشد و این گروه از اشتباهی که در مورد حافظ دارند ، خارج شوند که اگر چنین شود خود بهترین خدمت به اهالب فرهنگ است.درود

 

حسام بیگ مرادبیگ در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۴:

با سلام
سرکار لیلا خانم. چرا حرف بی ربط میزنی ؟ غرق در نور حق .....
یعنی چه این خزعبلات ؟ فقط شما فهمیدی منظور از رقص مولانا چیزی هست که گفتی ، و ما تا الان فکر میکردیم مولانا باباکرم میرقصیده ! نگو غرق در جذبه نور حق بوده ..... و ما خبر نداشتیم.
چرا چیزی میگید که هیچ اطلاعی از اون نداری و بی جهت فضل میفروشی. یعنی چه که مغروق در جذبه نور حق ؟
شما از کجا میدونی مولانا از این عالم خارج شد ؟ تو بلیط خروجش رو صادر کردی ؟ ساعتها رقص در بازار مسگرها و ....
چرا این بزرگمرد رو اینقدر تنزل میدید ؟ ساعتها رقص ....
تو براش زمان گرفتی که دیدی ساعتها باباکرم رقصید ؟
اصلا تو رو چه با این افکار عقب مونده و متحجر به مولانا ؟ غرق در جذبه ی نور حق !!!!!
خدایی خودت میفهمی چی گفتی ؟ چرا اینقدر سطحی هستید؟

 

حسام بیگ مرادبیگ در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:

شاهو نازنین فرموده :
نسانِ عاقل مِی‌خوارگی را زائل‌کننده‌ی مغز می‌داند، و کامجویی و بهره‌های زندگی را تنها مشروط بر لذّت‌هایی می‌داند که سعادت و رُشد وی را در پِی داشته باشد.........
عزیز دل برادر ، اتفاقا خیام این اشعار را اختصاصا برای افرادی با افکار جزمی و تعصبات خشک بیان داشته . شما با کدام متر و معیاری میتوانی کامجویی و بهره های زندگی اشخاص را که سعادت و رشد آنها را در پی دارد اندازه بگیری ؟ جز اینکه آنچه را که خودت لذت مشروع میپنداری به دیگران تحمیل کنی وگرنه چطور اینچنین نسخه ی خیام را پیچیدی که گویی الان در قعر جهنم ذغال در آتشدان میریزد !!!!
اتفاقا خیام ابدا بر عقل تاکید ندارد. همانی که شما بر آن تاکید موکد داری عقل است که خیام از آن گریزان است. خیام خرد را می ستاید نه عقل را دوست عزیز.همه ی آدمیان کمتر و بیشتر عقل دارند ، خرد است که نایاب است.شما که دستی در زبان لاتین داری بیشتر از امیلی دیکنسون مطالعه کن تا خیام را بهتر بشناسی .
انشالله

 

حسام بیگ مرادبیگ در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:

گاوی ست بر آسمان قرین پروین
گاوی ست دگر نهفته در زیر زمین
گر بینایی ، چشم حقیقت بگشا
زیر و زبر دو گاو، مشتی خر بین
دوست محترمی که eat وdrinkوbe merry را دون مقام انسانی میداند توجه داشته باشد که در همه ی ادیان بجز اسلام شرب مسکرات منع شرعی ندارد.در ضمن شما از کجا به دین و مسلک خیام پی بردید ؟ در مورد be merry که فرمودید ، ماشالله تعدد زوجات روال جاری بوده و هست. الان هم صیغه ی موقت موجود است. در مورد eat از قرار فقط مرتاضان هندی آنهم از روی ناچاری و نداری مراعات میکنند.گاهی اوقات علم و آگاهی خود بزرگترین مانع درک درست از مطالب میشود .گفته اند العلم حجاب الاکبر !