رندان لاابالی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
حضرت حافظ خودش جواب بیشتر این نظرات و تفسیرها رو داده:
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد /هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶:
سلام خدمت عزیزان. اونقدر مطلب گسترده نوشته شده که نمیشه اونهایی رو که لازمه اصلاح کرد. فقط یک نکته ساده رو اشاره کنم بقیه اش بماند.
از "بد حادثه" مقلوب شده "حادثه بد" به خاطر حفظ وزن شعر است. از حادثه بد انسان پناه می برد به جایی. با اندک آشنایی با نوشتار شاعران به وفور این جابجایی را مشاهده خواهید کرد. چرا این همه تفسیر و توجیه!!! حکایت "اخرجه" و" آخر چه" رو شنیدید دوستان؟
سجاد در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و برگردی درسته
محمد در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه:
هر روز خنیده نام تر گشت
نه اینکه
هر روز خمیده نام تر گشت
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷:
اشکارا شد ولی من میکنم پنهان هنوز----درست است
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:
گفتی که به هم بر نزنم کار تو سلمان------درست است
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:
گل را زرهی ساخته ای.....-----
آن ژاله صبح است و آین آب حیات است---
درست بنظر میرسد
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:
سرکار خانم آیدا کرمانی صحیح فرموده اند .
مهدی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۱۵:
بنده احقر احساس میکنم که در بیت پنجم و مصراع دوم، (به دستِ صنع نهاده در او،سی و دو گهر) باشد.
بیت چهارم هم مصراع دوم : شمامه زنخش...
ارادت
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴:
بیت آخر--حریفان را فرو شد دم....-----درست است
صابر در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۶۶:
هیچ فرقی نمیکنه مازار یا نارار دو تاشم یه معنی رو میده
میازار
نیازار
علی آریانا در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰۱ - کرامات آن درویش کی در کشتی متهمش کردند:
* اصلاح اندر اصلاح:
من خوشم جفتِ حق و با خلق طاق
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵:
با تو دارم ز ازل سابقه عشق ولی-----درست است
نرگس در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:
سلام لطف میکنید معنی بیت نهم رو بنویسید
نرگس در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۱ - در مدح خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی گوید:
سلام معنی بیت اول چیست
بابک در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷۶:
چنین همائیست که خود ، دیرکجین یا نیایشگاه عشق وم هر را میسازد . نیایشگاههای این زنخدا ، بنام « دیر کجین » مشهور بوده اند . در بهمن نامه ، این رد پا، باقی مانده، که دیر کجین را هما ، دختر بهمن در راه به اصفهان میسازد . هما ، همان ارتا و سیمرغ یا خرّم است، و بهمن ، همان مینوی مینو یا تخم جهانست . هنوز کردها به خدا ، هوما میگویند . ولی موبدان زرتشتی این داستان را تحریف و مسخ ساخته اند ، تا« تئوری حقانیت به حکومت» را در ایران ، بکلی وارونه سازند، و آنرا ویژه خانواده گشتاسپ سازند ، که مرّوج دین زرتشت بوده است . از این رو آمده اند « بهمن » کینه توز، پسر اسفندیار را ، اینهمانی با « بهمن = خرد بنیادینی داده اند، که جهان از آن پیدایش می یابد، و بزمونه و اصل شطرنج است » داده اند . ولی از رد پاهائی که در این داستان باقی مانده ، دیده میشود که بهمن و همای حقیقی ، ربطی به پسر اسفندیار ندارد، و این هما، همان « کج » همان « رپیتا = دخترجوان ، رپیتاوین = دوشیزه نی نواز» است که در روز نوروز به گیتی میآید و جشن کژین ، جشن زایمان اوست. در این روزاست که جهان را میزاید، ولی برغم زائیدن ، با کره میماند . این « همیشه بکر شدن ، پس از دوباره زائی » ، بنیاد اندیشه نو بودن ، جشن بودن زندگیست . جهان و جان ، همیشه نو میشود . هرشب، بهرام و صنم ( هما ) همدیگر را در میان شب ، در آغوش میگیرند، و به خورشیدی نوین، آبستن میشوند، و هر روز بامداد، خورشیدی نو و روزی نو ، زائیده میشود . در ویس و رامین میآید که :
شنیدستم که شب ، آبستن آید نداند کس که فردا ، زو، چه زاید
محمد در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:
این شعر برای من، یکی از نویدبخش ترین و امیدوار کننده ترین اشعار حافظ هست
مخصوصا جایی که میگه
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
نیت خیر مگردان که مبارک فالیست
یادم میاد در یکی از سختترین دوران های زندگیم، مادرم به شدت بیمار بود و در بیمارستان بستری بود و دکتر میگفت به سرطان خون مبتلا شده،
روزی که قرار بود جواب ازمایش اصلی و قطعی بیاد، رادیوی تاکسیی که سوار شده بودم، این شعر رو به عنوان "فال روز" خوند
شب خواهرم با خوشحالی اومد و گفت که جواب آزمایش مامان خوبه و سرطان نداره و خیلی زود از بیمارستان، صحیح و سالم مرخص شد
برای همین هروقت فال میگیرم و این شعر میاد یا این شعر رو میخونم بهم حس خیلی خوبی دست میده
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱:
نیست مشکین دمت، الا ز دمِ خون آلود----درست است
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:
خود ضعیف چو عهد حباب می بیند----بنظر بهتر معنی را میرساند
رندان لاابالی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۱: