گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۱۱

 
خیام نیشابوری
خیام » رباعیات
 

از جمله رفتگان این راه دراز

باز آمده کیست تا بما گوید باز

پس بر سر این دو راههٔ آز و نیاز

تا هیچ نمانی که نمی‌آیی باز

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

احمد شاملو » رباعیات خیام » از جمله ی رفتگان این راه دراز

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۴۱۹ » (دشتی) (۱۳:۰۷ - ۱۴:۴۴) نوازندگان: همایون خرم (‎ویولن) ; نجاحی، مجید (‎سنتور) خواننده آواز: مرضیه سراینده شعر آواز: خیام نیشابوری (غزل) ; سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: از جمله رفتگان این راهِ دراز

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 44

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

قرمز آبی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۹ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۵۶ نوشته:

باز آمده ای کو که به ماگوید راز
هان بر سر این دوراهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز

 

راهی در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۴۹ نوشته:

از جمله رفتگان این راه دراز
کو باز آمده ائی که به ما گووید راز
هان بر سر این دو راهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آئی باز
آنچه شما در سایت نوشتید خیلی متفاوت است. بهتر است که درست ترین وصحیح ترین انتخاب شود. در غیر اینصورت در سایر اشعار نیز دچار اشتباه میشویم

 

ساتراپ در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۴ آذر ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۱۹ نوشته:

دوست گرامی چیزی نگذاری که نمی ایی باز درسته
---
پاسخ: متن مطابق تصحیح فروغی-غنی است.

 

فرهاد در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹، ساعت ۰۶:۳۱ نوشته:

به نظر من هم نوشته فرمز آبی درست است.

 

هادی رسولی فر در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۳۸ نوشته:

دوستان گرامی لفظ ( چیزی ) فارسی عامیانه امروزی است و خیام در هیچ کدام از اشعار خویش از کلمه چیزی استفاده نکرده
آخر مصرع دوم نیز راز میباشد استفاده کلمه (باز) در دو بیت شعر در خور شاعر قهاری مانند خیام نیست
متن درست شعر این است :
از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمده کیست تا بما گوید راز
پس بر سر این دوراهه آز و نیاز
با هیچ نمانی که نمی آیی باز

 

ناشناس در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۰۳ نوشته:

حالا چی درسته من که نفهمیدم

 

amir در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۸ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۵۵ نوشته:

با عرض درود خدمت تمامی دوستان.این صحیح تره
از جمله رفتگان این راه دراز
بازآمده ای کو که خبر پرسم باز؟
زنهار دراین دوراهی آزونیاز
تا هیچ نمائی که نمی آیی باز

 

بهرام مشهور در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۰۵ نوشته:

من این شعر را اینگونه خوانده بودم و بنظرم وزین ترین و با معناترین و شیواترین حالت این شعر باشد :
ازجملۀ رفتگان این راه دراز
بازآمده ای کو که بما گوید راز
هرکس سخنی از سر سوداگفته ست
زان روی که هست کس نمی داند باز

 

مصطفی در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۹ نوشته:

طبق نسخه چاپی که بنده در اختیار دارم به این صورت هست:
از جمله ی رفتگان این راه دراز
باز آمده کیست تا به ما گوید راز
تا بر سر این دوراهه ی آز و نیاز
تا هیچ نمانی که نمی آیی باز
مصرع دوم کلمه آخر "راز" صحیح است

 

ستاره در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۰ نوشته:

تا هیچ نگذاری که نمی آیی باز
اشاره به تکرار ناپذیر بودن خلقت ...

 

فرهاد در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۸ نوشته:

جناب هادی رسولی فر، آنگونه که میفرمایید نیست. "چیز" و "چیزی" از واژه های پارسی میانه اند، و چیز به معنی امر یا مال میباشد. این ترکیبها در متنهای پهلوی زیاد به کار رفته است" چیز گیتی" به معنی مال دنیا یا امور دنیوی. یا "چیز مینو" به معنی امور اخروی یا مال آخرت (کرفه = ثواب، گناگ = گناه)
خیام در "هان بر سر این دو راه آر و نیاز، چیزی نگذاری که نمی آیی باز" میگوید در در این زندگی که پر از آز و نیاز، مال و ثروتی (چه دنیوی و چه أخروی) بر جای نگذار که بازگشتی نیست :)
این هم از شگفتی های زمانه است که مجبوریم واژه هاای فارسی را به عربی ترجمه کنیم تا "مفهوم" واقع گردند!
پاینده باشید و علاقمند
فرهاد تقی بخش

 

ray در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۳۰ نوشته:

از جمله ی رفتگان این راه دراز
باز آمده ای کو که به ما گوید راز
هان بر سر این دو راهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز

 

majid۲۲ در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۹ نوشته:

تحریف در آثار خیام بسیار شایع شده است. خصوصا در چند دهه اخیر. چنان تحریف می کنند که نه تنها در مقصود و منظور شاعر اختلال ایجاد می شود، بلکه شعری حدید بر خلاف مضمون شعر اصلی می سازند و در عین جسارت به خیام نسبت می دهند.
واقعا جای تاسف دارد.
اصل رباعی:
از جمله ی رفتگان این راه دراز
بازآمده ای کو که به ما گوید راز
هان بر سر این دو راهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز

 

هادی رسولی فر در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۶ نوشته:

دوست عزیز (فرهاد گرامی ) من منکر نبودن کلمه چیز در زبان فارسی نشدم
لفظ چیز در هیچ کدام از اشعار خیام نیست .
چیز بسیار عامیانه است در اشعار خیام حتی در این دو بیتی قابل استفاده نیست
اگر توجه کنید شعر تصحیح شده
و سایت گنجور هم به این نکته پی برده
با تشکر از گنجور

 

علی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۵۱ نوشته:

معنی چی میشه/؟

 

امید بهرامی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۸ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۲۷ نوشته:

باز آمده ای کو که به ماگوید راز
هان بر سر این دوراهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز

 

بهرام مشهور در ‫۵ سال قبل، چهار شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۱ نوشته:

در پاسخ علی جان که نوشته اند معنی چی میشه ؟ عرض می کنم اگر از روی نسخه بنده شعر را بخوانید : از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمده ای کو که بما گوید راز
هرکس سخنی از سر سودا گفته است
زان روی که هست کس نمی داند باز
یعنی از کسانی که این راه دراز (مرگ ) را رفته اند ، باز آمده ای کجا هست که به ما راز آن را راز آن سفر را بگوید ؟ بالاخره رفتگان یک راه حتماً باید به سفری رفته باشند دیگر . بعد میگه هرکس برای خودش از سر سودای دل یعنی از خیالات و خواسته های دل خودش چیزی گفته اما زان روی که هست یعنی از فرگان ( اصل ) آن چیزی که هست ، کس نمی داند باز .

 

گمنام در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۴۳ نوشته:

واژه چیز ، انگونه که برخی می پندارند عامیانه نیست
حکیم توس در آفرینش گیتی می فرماید:
که ایزد ز ناچیز، چیز آفرید
وزآن، تا توانایی آمد پدید
( قابل توجه آنان که حکایت ماده و انرژی را نو و از کشفیات غربیان همه چیز دان میدانند)
حکیم نیشابوراز پس سده ها هشدار میدهد؛ بر دوراهه آز و نیاز
چیزی ننهیم که بازگشتی در کار نیست
و چیز به مانای مال و خواسته است

 

نوید قبادی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۱۰ نوشته:

خواهش میکنم این بیت زیبا رو تصحیح بفرمایید...
چطور میشه چنین شاهکاری را به این شکل ناجور دراورد؟!
از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمده ای کو که به ما گوید راز
هان بر سر این دوراهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز

 

جلال در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۰ نوشته:

استاد محمد علی طاهری بسیار زیبا و متفاوت این شعر رو تفسیر فرموده اند.ایشون میگند منظور این بوده ؛ از آنجایی که کسی بازنگشته و معلوم نیست اونجا چه چیزی لازم بشه پس بهتره چیزی رو اینجا جا نگذاری. هرچی به نظرت میرسه اونجا لازم بشه با خودت بردار. و منظور همون کارهای خوب و ادراکات عرفانیه

 

گمنام در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۵ نوشته:

جل الخالق ! از تفسیر استاد یاد شده
شیره را خورد و گفت شیرین است.

 

م. روشناس در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۶ نوشته:

دوستان عزیز شکل صحیح رباعی هرچی که بوده مهم نیست ... بنظرم مهم همون نکته ای است که همتون در موردش توافق دارید ..."نمی ایی باز" ...این بیت در پاسخ به افرادی است که به بازگشت به دنیا در غالب انسان و یا حیوانات دیگر اعتقاد دارند جهت انجام کارهای خیر و جبران حیات اول خود...جناب خیام (ره)ضمن انکار احتمال بازگشت به دنیا پس از مرگ معتقد هستند که اینجا "محل آز و نیاز است" یعنی اینکه اگر به فرض اینکه به ما اجازه بازگشت هم بدهند (که نمی دهند) باز بخاطر ماهیت این "دوراهه" (دو راه خیر و شر یا خوبی و بدی) ما همان رفتاری را خواهیم داشت که یک بار آمده ایم و داشته ایم... لذا به امید بازگشت نباشید و اگر قرار است اصلاح شوید و یا خود را نجات دهید الان تا فرصت دارید...بسم الله... والا ...بله فریب ابلیس را نخوریم که "بله حالا بر می گردیم و جبران میکنیم و آخرش میریم بهشت"...از این خبرا نیست.

 

کیانوش در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۷ نوشته:

سلام
از تارنمای گنجور بسی بدور است که در رباعی آقای خیام دست سو ببرد،
شکل درست رباعی
از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمده ای کو که بما گوید راز
هان‌ بر سر این دو راهی از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز

 

A.Mor در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۲ نوشته:

سلام
«تا هیچ نمانی» به دید من و با توجه به پیشینه ی شعر، به معنی. «درگیر و منتظر چیز واهی نشدن» هست. و گمان می‌کنم بیشتر از باقی تفاسیر با اندیشه ی خیام سازگار باشد.

 

کاوش در ‫۲ سال قبل، پنج شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۳ نوشته:

با درود
بنده نه خود را صاحب نظر می دانم ونه اطلاع زیادی از تاریح ادبیات و دارم اما از مرور نظرات مختلف دوستان و عزیزان چنین نتیجه گیری نمودم که اولا همه بزرگواران صاحبدل و دارای طبعی لطیف هستند و نکته بعدی و مهم به نظر من این است که هر مطلب و سخنی با مفهوم زیبا و مفید و منطقی و عقلایی بیان شود فقط اهمیت و ارزش آن همان منطقی بودن و عقل گرایانه بودن آن است و زیاد نباید روی حاشیه ها بحث نمود در عین حال زیبایی ظاهری هم اهمیت دارد پس رباعی مذکور نیز که دوستان هرکس به فرا خور مطالعه خود شکل صحیح آن را به گونه ای بیان فرموده بودند چند مورد هم وزین تر و زیباتر بودند که یقینا قابل قبول تر هستند و در عین حال سند محکمی نیز در دست نداریم که کدام نسخه را صد در صد می توان به خیام بزرگ نسبت داد !!!
من که سعی میکنم بحث روی حاشیه نکنم و از مطالعه نسخه های زیبا در عین حال متفاوت لذت ببرم و صدالبته بیاموزم ودر زندگی به کار بندم
آرزوی سلامتی برای همه دوستان !!!

 

احمد نیکو در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۳ نوشته:

از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمده کیست تا بما گوید راز

 

غلامعلی حامدبرقی در ‫۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۴ نوشته:

با عرض سلام خدمت بزرگواران در دوران نوجوانی سطر دوم این شعر را به این شکل خوانده بودیم: " یک رفته نیامد که به ما گوید راز"

 

غلامعلی حامدبرقی در ‫۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۳ نوشته:

با عرض سلام خدمت بزرگواران در دوران نوجوانی سطر دوم این شعر را به این صورت خوانده بودیم: " یک رفته نیامد که به ما گوید راز"

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.