گیو در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۴:
شاید این سه بیت غزلی دیگر از حافظ معرفتش از قضا و قدر را کمی روشنتر نماید. در عرفان قضا غیر قابل تغییر و قدر با دعا و ذکر قابل تغییر است:
عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت
با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست
در صومعه زاهد و در خلوت صوفی
جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست
ای چنگ فروبرده به خون دل حافظ
فکرت مگر از غیرت قرآن و خدا نیست
سعید در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۵۶ دربارهٔ کمال خجندی » رباعیات » شمارهٔ ۱۴:
فکر میکنم مصرع سوم از وزن خارج است. احتمالاً پس از «دهان» یک مضافالیه «ما» جا افتاده است.
احسان اسکندری شهرکی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۸:
در مجمع الفصحا این شعر ضبط شده است با نام شاعرش عسجدی مروزی البته قصیده معروف عسجدی مروزی با شاه بیت شطرنج ملک ساخت ملک با هزار شاه / هر شاه را به لعب دگر شاه مات کرد در طبقات ناصری به نام عنصری ضبط شده است و این در آمیخته گی در نسخ قرن چهارم و پنجم به شدت رایجه
احسان اسکندری شهرکی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۸:
این شعر مال عسجدی مروزی است
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰:
نه عجب باشد اگر من سخنی تر دارم----مناسب تر بنظر میرسد
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:
من خاک درش را به دل وجان بسپارم
در وجود عاشق بغیر از دل و جان چه میماند که شایسته خاک درش باشد.
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
سرو را بگذاشتم در کوی جنان آمدم
تا به کویش چون نسیم افتان و خیزان آمدم
داشتم سلمان ولی زان سر سلیمان آمدم
در این سه مصرع کاملا (آمدم) معنای درست را متبادر میکند. و از کلمه بوده ام شایسته تر در معنا می نشیند
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴:
که زبان می کشند چون به زبان میرسدم--
که حکایت به دل خلق جهان می رسدم
تمام ابیات به میرسدم ختم میشود
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳:
خون گرید و فریاد کند خامه به دستم---
بنظر بهتر میاید
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:
دم من می دمی و می نهی ای گل خارم
خام طبعان طمع توبه مدارید ز من
درست است
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵:
....که بر گذشت که پایش فرو نرفت در گِل----پیشنهاد میشود
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱:
بیت سوم این غزل در غزل قبل بیت آخر است-----
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰:
سیاه روی در آمد فتاد در پایش-----درست است
بقائی.پرویز در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:
باسلام و سپاس از همه دوستانی که با اظهار نظرهایشان، بر حافظ دوستی خود مهر تایید زده اند.
توصیه ی یکی از بزرگواران، این بود که حافظ نامه ی استاد خرمشاهی و نوشته ی استاد مطهری را در باره ی حافظ بخوانیم، به روی چشم ، و البته دقت در حافظ نامه و شرحی که شخص استاد، برآن نوشته اند، اولی.
اما، اگر کسی بگوید که این نوشته ها را خوانده ام و نیز نوشته های سایرین را که برخی، حافظ را شاعری عارف معرفی کرده اند و برخی ، در عین احترام به این وجه، تعبیری زمینی از می و معشوق و... در شعر حافظ یافته اند، و هنوز مطمئن نیستم به تعیین حافظ در یکی از این دو ، آیا مستحق عتاب و مستوجب عذاب است؟
چگونه است که نظرات اهل ادبیات، ازجمله احمد شاملو، عبدالکریم سروش و... را نخوانده، رای به این یا آن بودن "حافظ " می دهیم؟
قدری تامل، قدری تفکر، قدری سعه صدر، که حافظ بر هر طریقی که بوده باشد، بر این آخری راضی تر به نظر می رسد.
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸:
مطرب مجلس بساز،پرده ابریشمین-----
هر که به صبح ازل،جامی از این می کشید----
درست است
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:
چه خبر باشد از احوال دل عشاقش-----حال مشتاق معمولا بد نیست---اما دل عاشق است که آشوب است.ولازم است که معشوق از این آشوب خبری بگیرد
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳:
منکر عقل واست و دین از عقل و دین بیزار باش----درست است در دو بیت دیگر هم (باش) آمده .
منظور شاید این باشد که عقل و دین ترا از عشق باز میدارد اگر عاشقی از این دو بیزار باش
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲:
برو ای خواجه برو دلق مرقع مفروش----به معنا ی شعر بیشتر می آید
سید محسن در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:
من یک پیام دارم و قاصدی خوش سخن و خوشبو دهن میخواهم---چرا؟ چون نسیم آهسته حرکت میکند.تو بیا ای صبح این مهم کار تست----من با خورشید کار مهمی دارم که فقط تو ای صبح میتوانی پیش خورشید آنرا انجام دهی چون فقط تو میتوانی در حضور خورشید نفس بکشی------امید قبول دارم
یارمحمدی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۱۵ - درد بی حدّ: