گنجور

حاشیه‌ها

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۹ - قصهٔ مکر خرگوش:

تازه کن ایمان نی از گفتِ زبان ...

درود بر همزبانان گرامی

 

از نظر این کمترین، این بیت میتواند برای آندسته از افرادی باشد که در مسیر ریاضت پای نهاده و آرزوهایی در سر داشته، و یا حتی بخواهند به جایی برسند و یا کسی شوند و ....

ومسیری جز مسیر کمال حقیقی که خود در واقع برابر با نیست شدن است  داشته باشند....

ریاضت کشیدن و مراقبه مستمر، به هر حال نوعی از قدرت را به انسان میبخشد. و کسانی که برای رسیدن به این اهداف جانبی وارد این مسیر میشوند نه تنها منیت خود را از بین نبرده بلکه من‌های جدید و خطرناکتری ساخته‌اند، و بقول استاد «هوا را تازه کردهاند»

 

 

عبدالرضا فارسی در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۳ - داستان بوزرجمهر:

چو بنوازدت شاه کشی مکن اگر چه پرستنده باشی کهن

صحیح چو بنوازدت شاه، گشی مکن

گشی به معنی خوشحالی و شادمانی 

برمک در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۷:

 

گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود

پس روی بهشت کس نخواهد دیدن


معنی بیت با انکه اسان است دریافتنش آسان نیست در این سروده و نمونه اش بدین معنی نیست که اگر عاشق و مست دوزخی اند همه دوزخی اند چون همه همگان عاشق و مستند  بلکه بدین معنی است که خوبان یا عاشق و یا مستند و اینان بهشتی هستند  چون  هرکه عاشق یا مست نباشد دوزخی است اگر عاشق و مستان که بهشتی اند نیز دوزخی شوند پس همه دوزخی اند و بهشتی دگر بی خود است . در واقع خیام با زیرکی میگوید  شما که خوبان مست و عاشق را  دوزخی میگویید خود دوزخی هستید


AliKhamechian در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۳:

جگر پرخون و دل پردرد و دل افگار میباید!

تکرار واژه دل آنهم بعد از "و" زیبنده نیست و از شاعری به قدرت اهلی همچین سهو بلاغی‌ای دور از انتظاره، احتمالا نخستین "دل"، اشتباه ضبط شده‌است.

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۰ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را:

سپاس فراوان

آرش جوادی در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۲ - حکایت:

سلام به همگی. البته من صاحب نظر نیستم ولی بیت آخر شاید باید تقارن معنایی بین دو مصرع داشته باشد. مثلاً:

گرت منع کردی دل حق نیوش

حقت عین باطل نمودی به گوش

 

حسین ادهمی در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۳:

در بیت دو: گل لعل همان گل سرخ است. شاهد در اینجا به معنی زیبارو است.

مفهوم بیت: گل سرخ با زیبارویی در بزم بهار جلوه‌گری می‌کرد، اما معشوق زیبا و گلروی من با حضورش رونق بازار گل سرخ را در هم شکست. 

برمک در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۸:

نتوان دل خود به بیش و کم فرسودن
 کام خوش خود به سنگ انده سودن
در پرده که داند  که چه خواهد بودن
می باید و آرام دل و آسودن

سوره صادقی در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۳ - پیدا شدن شاپور:

کله لعل و قبا لعل و کمر لعل ...

خسرو سرتاپا قرمزپوش!
عجب سلیقه‌ای... :))

حسین ادهمی در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۳:

در بیت نخست منظور این است که: دیروز یار بلند بالای من از سبزه‌زار رد شد و جلوه‌گری کرد، تا دیگر گل سرخ به خود ننازد و از روی غرور نگوید: رنگ  فقط رنگ من است و بو فقط بوی من

سوره صادقی در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۳ - پیدا شدن شاپور:

چو باشد نوبت شمشیربازی خطیبان را دهد شمشیر غازی

نوبت به هنرنمایی در شمشیربازی برسد، باقی شمشیربازان هنرشان مثل حرف و لاف و معرکه می‌شود و شمشیر شجاعانه از او دریافت می‌کنند و هنرشان منحصر می‌شود به زبان‌بازی و رجز‌خوانی.

آیا این معنی رو دوستان فاضل تایید می کنند؟ هیچ منطق دیگری که شمشیر غازی به خطیب بخواهد بدهد به نظر نمی‌رسد.

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۰ در پاسخ به کتایون فرهادی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل:

درود بیکران

کیارش خوش باش در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۴۴ در پاسخ به وحید بافنده دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۴:

در نسخه خالقی هم این ابیات وجود ندارد. فردوسی خودش متشرع بوده، این چه ربطی به رستم دارد؟ ممکن است شاعر متشرع بخواهد یک شخصیت غیرمتشرع خلق کند. ضمن اینکه اگر دختر می خواست شرعی باشد اول می رفت به پدرش می گفت و سرزده بر بستر رستم وارد نمی شد. اینکه اول به بستر رستم می آید و ابراز علاقه به مرد غریبه می کند و بعد از پدرش اجازه می گیرند بیشتر مضحک شده تا شرعی!

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۰ در پاسخ به محمد هادي حيدري دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل:

سپاس فراوان

aria ete در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۷ - حکایت توبه کردن ملک زادهٔ گنجه:

سپاس از شرح صوتی و خوانش جناب امیر اثنی عشری

توضیحات ایشان در همین صفحه کامل میباشد

aria ete در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۳ - حکایت:

یکی سلطنت ران صاحب شکوه   فرو خواست رفت آفتابش به کوه

 پادشاهی با عظمت و شکوه، حکومت می‌کرد.

و عمر آن پادشاه رو به پایان بود.

پیام: سعدی با این تمثیل ، به پایان عمر پادشاه و لزوم انتخاب جانشین اشاره می‌کند.

Jalaladdin Farsi در ‫۶ ماه قبل، یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۴:

چو از نحس زحل رستم چه زیر ...

شب قصر ہفتمیں سے جو رد زحل ہوا

ہم مے کشوں سے عقد عروس غزل ہوا

سراج الدین ظفر 

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۶ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر اجتهاد:

درو بر شما

سپاس بیکران

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۱۸ در پاسخ به راضیه ابوالحسنی دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۱۹ - بر تخت نشستن بهرام به جای پدر:

سپاس بیکران

HRezaa در ‫۶ ماه قبل، شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۲ در پاسخ به Ali Ghassab دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۲۰ - داستان بهرام با کنیزک خویش:

سپاس فراوان

۱
۲۰۹
۲۱۰
۲۱۱
۲۱۲
۲۱۳
۵۷۱۰