گنجور

حاشیه‌ها

بهرام خاراباف در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۹۹ - جواب گفتن خر روباه را:

آنچنانکه عاشقی بر رزق ، زار 

هست عاشق رزق هم بر رزق خوار

 

#مولوی

زیبایی های بیت:

عاشقی،عاشق

تکرارکلمه رزق وبررزق

صدای حرف ز

(خوار)ایهام داردهم مصداق ذلت می تو اندباشد هم خورندگی

عاشق ومعشوق دراین بیت برخلاف معمول زاراست وخوار(رزق ،هم عاشق است هم معشوق.عاشق رزق خواراست ونیزمعشوق رزق خوار)وعشق به شدت زمینی است 

رزقم

معشوقه روزی خوار

ازرق به چشم عاشق خویش می کشم

#بهرام_خاراباف

بهرام خاراباف در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۶ - غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشه:

موسیِ جان سینه را سینا کند 

 طوطیانِ کور را بینا کند

 

#مولوی 

مصرع اول غیر ازآنکه می تواندبه حضرت موسی وورازونیازش درکوه سینااشاره داشته باشدمی تواندبه لحاظ معنای لغتی نیز موردتوجه قراربگیرد

موسی =تسلی دهنده وتسلی داده شده 

سینه=گستره،پهنه

سینا= از کلمه" سئنا " گرفته شده

به معنی کشف کننده ، محقق، دانشمند، به عمق چیزی پی بردن، شکافتن مطالب

معنی مصرع:تسلی دهنده گستره سینه رابه محلی برای به تحقق وعمق بخشیدن وشکافتن مطالب می کند

ازجهت آوایی نیز می تواند به مصرع اول عنایت داشت. تبدیل شدن سینه(آوای کوتاه)به سینا(آوای بلند)توسط موسی

اززیبایی های بیت:

واج خواهی حرف س

هم آوایی جان ویان(درکلمه طوطیان)

تکرار را

آواهای بلند:جا نا،یا،را نا

 

بهرام خاراباف

محمدحسن مرسلی در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۱۹ در پاسخ به روفیا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

برای شناخت اشعار حکیم توس؛ هرچند که ساده روایت می‌کند، باید فلسفه و عرفان را نیز بشناسید. برای پاسخ به پرسش شما در قرآن کریم آمده 

أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ ﴿۸﴾آیا دو چشمش نداده‏ ایم (۸) وَلِسَانًا وَشَفَتَیْنِ ﴿۹﴾و زبانی و دو لب (۹). 

به این سه «پاس» اشاره دارد

محمدحسن مرسلی در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:

به نام خداوند و جان و خرد

که‌از این برتر اندیشه برنگذرد 

به نظر من باید بعد از اندیشه ویرگول باشد.

به نام خدایی که همه‌چیز از او زنده است و خدای دانایی و خرد است. او خدایی است که بالاترین اندازه اندیشه را دارد و هیچ عقل و خردی به اندازه‌ی او نمی‌رسد ( اینجا فردوسی اشاره به نکته‌ای فلسفی و عرفانی دارد که در فلسفه یونان ارسطو از آن به نام عقل کل نام برده است و در عرفان اسلامی به عقل اول معروف است. هر صفت دیگری برای خداوند بعد از حی و زنده بودن آن معنی و مفهوم پیدا میکند. به این ترتیب حکیم توس اولین صفتی که به خدا می‌دهد، «جان» است. او نه تنها زنده است که همچون جان در عمیق‌ترین لایه‌های وجود است.)

فریما دلیری در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۲۳:

به نظر من زیباست

فریما دلیری در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲:

دوسش دارم 

فریما دلیری در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱:

زیباست

بسیار زیبا

پانیذ شاکری در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۷:

با سلام، گنجور جان کاش در این بحران بی کاری و تکیه زیاد به هوش مصنوعی ، شما هم از هوش انسانی برای تفسیر و تعریف شعر ها استفاده بکنید. چرا که هوش مصنوعی بسیار سطحی و با ادبیات خالی از شاعرانگی توضیح می‌دهد. امید به بهبود و بازدید بیشتر سایت شما دارم.

محمود صبورنیا در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۲:

#یکی بد کند نیک پیش آیدش

جهان بنده و بخت خویش آیدش

یکی جز به نیکی جهان نسپرد

همی از نژندی فرو پژمرد

 

هر روز در دنیا نیکوکاری می بینی و بدکرداری، نیکوکار بمیرد هیچ راحت نایافته و بلکه رنج دیده. و بدکردار بمیرد هیچ رنج نایافته و بلکه راحت دیده...(امام فخر رازی ،کتاب البراهین ،در لزوم اجرای عدالت)

 

نوا

وحید نجف آبادی در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۰:

درود 

بیت دهم 

اگه با زبانم هم یادی از معشوقم نکنم اگر هم در کام و لذت هم بوده باشم اون لحظه، اون لحظه برام ناکام میشه و بی لذت

اینجا بعد از کام واو ندارد یه سکون دارد 

کام،ناکام شود

فرزاد حق وردی در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶:

چه جالب که اولین حاشیه سال ۸۹ نوشته شده

علی شیرزادی در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:

داستان ابلیس این شعر بسیار جالب بود

 دیگر حسادت  و کینه توزی چیست که حتی برای ابلیس هم ناپسند است

درود بر سعدی

کوروش در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۳۱ در پاسخ به توکل دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۶ - در آمدن مصطفی علیه‌السلام از بهر عیادت هلال در ستورگاه آن امیر و نواختن مصطفی هلال را رضی الله عنه:

اتفاقا این بیت میگه به زور میشه این کارارو کرد

ولی منظور اینه که به زور نمیشه دل بدست آورد

به زور میشه حجاب سر زن کرد

ولی به زور نمیشه کاری کرد که اون زن از حجاب خوشش بیاد

 

استاد سیاست در ‫۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ سعدی » خبیثات و مجالس الهزل » خبیثات » شمارهٔ ۵۴ - حکایت:

نمونه‌ای از شاهکارهای سعدی! تنها شاعری که نکات و ظرایف جنبه‌های مختلف زندگی را بیان کرده و در واقع  بدون تعارف و با نهایت زیبایی، تصویر کرده است.

Sam Keshavarz در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

دوستان سینه‌سوخته، جالب هست برام، برای چیزی تقریبی، قطعیت صحّت به خرج می‌دهید، منظورم  مصرع

لب و دندانت را حقوقِ نمک

است،

بیاید فرض کنیم همین مصرع در منابعی از یک شاعری بی‌نام و نشان و گمنام بود، همینطور باز می‌آمدید با این تلفظ نمیخوام بگم، امّا با این تلفظ مسخره ماسمالیش( یا ماستمالیش) می‌کردید که بتی که حافظ ساخته‌اید، خدشه‌دار نشود. چون اولاً این مصرع و بیت آن در خیلی از نسخه‌ها نیست، معلوم نیست اصلاً حافظ چنین گفته یا نه. گذشته از این از هر ده میلیون ایرانی از همان دوران تا به الان چند نفر را پیدا می‌کنید که چنین تلفظ، آن هم در شعر بگنجاند، آن هم باز شاعری مثل حافظِ لسان‌الغیب! شاید در گردآوری و خیلی اتفاق‌های دیگری این نسخه بد به دست نفر رسیده یا آن بد برداشت شده و نوشته شده، چون آن زمان که چاپ نبود، حتی گاهی شخصی فقط نگارنده بود، یا هزار احتمال دیگر،

تازه در نسخه‌ای به شکل زیر 

لب و دندان، تو را حقوق نمک

آمده است، البته ویرگول را خودم گذاشتم.

یا به کسی هم میخواست بگه، میشد بگه:

لب و دندانت و حقوقِ نمک

که درسته، هم مفهومش درست میرسه، و همون وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن» "خفیف مسدس مخبون" است.

خلاصه شاید کسی نابلد این مصرع به عمد و مقصودی و یا برای نشان دادن خطا گویی سراینده عمداً در شعر گذاشته، و یا سهواً اینگونه نوشته شده و خلاصه اینکه نه حافظ عاری از خطا بوده است، که این مصرع را با این تلفظ ناقص بپذیریم، حتی نمونه‌هایی از دیگران شاعران هم با این تلفظ بیاورید و چنین نوشته شده باشد، شاید آن هم به یک دلیل اشتباهی، این تلفظ در دوره‌ای جا افتاده و...خلاصه شاید اصلاً از اوّل اشتباه بدین گونه سُروده شده!! هر کس به اندازه یک درصد، به این جمله آخر من شک ندارد، یک متعصب است و بحث با آن فایده‌ای ندارد، بگذار در خیالِ حافظِ صددرصدش حال کند.

فرهود در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۳ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو:

با توجه به‌اینکه در ساز چنگ (که معادلش هارپ است) نوازندگان برای تزیین یا بیان حالات موسیقی گاهی از نواختن همه یا تعداد زیادی از تارها به‌سرعت استفاده می‌کنند به‌نظر می‌رسد که طیاره در بیت اول منظور این تکنیک از نوازندگی است.

امروزه در ساز پیانو و هارپ نیز این تکنیک وجود دارد و به آن گلیساندو می‌گویند. وجه تسمیه آن به «طیاره» هم بدین سبب است که انگشتان نوازنده مثل «پرنده» بر تارها به‌سرعت حرکت می‌کند. علت نبودن این کلمه در اشعار سایر شعرا شاید به‌علت آشنایی یا تسلط خوب حکیم نظامی بر علم و اصطلاحات موسیقی است. اینکه چرا در اینجا و درباره ساز چنگ به‌کار رفته، دلیلش اینست که این تکنیک در ساز چنگ جزو مطبوع‌ترین نغمه‌های این ساز است.

اگر این معنی درست باشد کشف معنی این لغت از من است.

و بنابر دلایلی که در بالا نوشتم به احتمال زیاد طیاره به معنی مضراب، اشتباه است.

ویدئوی چنگ‌نوازی و تکنیک گلیساندو (طیاره)

 

فرزانه کاوه در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۲ - سخنی چند در عشق:

با درود 

پیشنهادی دارم و آن اینکه امکانی فراهم بشه که آثاری رو‌که اینجا در گنجور میخونیم بشه واتساپ یا تلگرام یا ایمیل و یا دایرکت کرد. سپاس

فرهود در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۲ در پاسخ به سوره صادقی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین:

فکر می‌کنم گلگون را می‌فرستند که با شبدیز، دو اسبه بتازد. دو اسبه تاختن یعنی دو اسب را همراه خود بردن و به‌نوبت تاختن.

اگر این قسمت را اشتباه می‌گویم، لطفا اصلاح نمایید. در بالاتر گفته‌اند که:

اگر شبدیز با ماه تمام است/ به همراهیش گلگون تیزگام است

وگر شبدیز نبود مانده برجای/ به‌جز گلگون که دارد زیر او پای؟

یعنی اگر شبدیز همراه شیرین است خب گلگون می‌تواند همراه شبدیز دواسبه بتازد و اگر شبدیز آنجا نیست بجز گلگون چه اسبی می‌تواند به مهارت سوارکاری شیرین جواب بدهد؛ ضمیر او در مصرع آخر، شیرین است.

فرهود در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۱ در پاسخ به سوره صادقی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین:

مغنی را که پارنجی ندادی به هر ...

درود، به‌نظر می‌رسد همان ندادی درست است؛ اغراق است؛

اگر هیچی به مغنی نمی‌داد، هیچش کمتر از گنج نبود. یعنی در بخشیدن مزد به غناگران معروف بوده‌است.

امروزه هم این شکل از اغراق در مکالمه‌ها استفاده می‌شود.

حبعلیشاه خاکسار در ‫۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:

ای ارزوی ارزو 

این یعنی خوده ارزو هم آرزو داشته ! پرده به معنی حجاب هست ! یعنی حجاب ظاهری رو بردار تا اسرار باطنی نمایان بشه و توی واقعی را ببینم ! و این دیدار تو بدون هیچ حجابی ، ارزوی هر ارزویی هست !   آرزوی دوم رو شبیه یک موجود معرفی میکنه که اون ارزو هم ، آرزو دارد ! 

۱
۲۰۷
۲۰۸
۲۰۹
۲۱۰
۲۱۱
۵۷۲۵