گنجور

حاشیه‌ها

زهرا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۰۰ - در ستایش ملک ارسلان مظفر:

گاه استعاره هایی دیده می شود که خود یک تشبیه بلیغ اضافی است؛ مثل «سقف نیم خایه» که استعاره برای فلک است و کنایه از هفت آسمان.
آن خایه های زرّین از سقف نیم خایه
سیماب شد چو برزد سیماب آتشین سر
«خانة زرین»: «خانة زرین: کنایه از آفتـاب و سـتارگان باشـد و فلـک هـشتم را نیـز گویند» (برهان)
سیماب فلز مایع و سیالی است که خاقانی آن را دستمایهای قرار داده برای ساختن تصویری زیبا از برآمدن آفتاب.
شکل‏گیری این تصاویــر از مشاهدة تخم پرندگان و ترازوی زرد رنگِ فروشندگان، و صحنة‌ پختــن نان، نقش اساسی داشته است:

همایون در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۹:

غزل آیینه جان
جلال دین چاره کار انسان را در ملاقات و دوستی با شمس میداند، شمس در فرهنگ و آیین جلال دین یک آغاز است، آغاز راهی که جلال دین پس از آن می پیماید، و نشانی های آنرا آشکار میکند
وقتی عکس گوهری در آیینه جان او می افتد دیگر همه تلاش های گذشته برای پاکی روح و روان و صیقلی کردن اندیشه و شیرین کردن جان و بزرگی من از کار می افتد و فرهنگ نوین در کار می آید، این آیین ریشه در کیش مهر و پیر مغان دارد ولی مهم بکار افتادن آن است که با پیدا شدن شمس و ملاقات او با جلال دین صورت میگیرد

. دکتر شکوهی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۲۶:

وزن این شعر را نا-درست نوشتید.

غلامرضا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷:

گل و خار، صنعت ادبی تضاد

غلامرضا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷:

گل به سودای رخت از همه کس "خارتر" است

Fahimi در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:

معنی دار هم هست

فیروزان در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۴ - نکنم اگر چاره:

ملت ار بداند ثمر آزادی را
بر‌کند ز بُن ریشه ی استبداد را
گیتی خوانده و از ابیات این تصنیف استفاده کرده. بنظرم در زمره بندهای تصنیف است

هادی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

آدمی در مسیر سیر الی الله و رسیدن به وحدت وجوب حضرت حق دچار انواع و اقسام ابتلاات و امتحانات الهی و دیگر سنت های الهی میشود که با مطالعه تذکره اولیاالله متوجه میشویم که وارد شدن این موارد بر سینه های عاشقان و شیفتگان خدا ، چه سختیها و مصائبی رو متحمل شدن و پس از درک و شهود که مختص به همان بنده و خدای خویش است ،چون قبلا از هر کدام تعهد و قول گرفتن که به هیچ وجه راز ورمز بین خود و الله را جایی بازگو نکنند که حافظ با ذکاوت تمام، ترس از اشک چشم و قلب آدمی و گفتن حدیث و ... که اینها تنهای تنها با خود آدمی هست رو گوشزد میکنه که میتونه گفتنش باعث بریدن از حلقه وصل الهی بشه چه برسد به اینکه برای کسی بازگو کرد، به زیبائی و نشاط خاصی بیان میکنه و در ادامه میفرماید با صبر جمیل از سنگ به لعل تبدیل میشوی و تاوان آن جگرخون شدن است و شدت غم آنچنان زیاد است که راه گریزی جز پناه بردن به دامان خدای مهربان نیست و برای آن بسیار خواهش و استدعا و درب کوبیدن رو ارائه کرده و امیدواره که بالاخره یکی ازینها مثمر ثمر شود و وقتی این مهم حاصل شد انسان خاکی با مهر و عطوفت خالق هستی رویش روشن و مانند طلای ناب درخشان میشود،البته که در این مسیر عده ای متکبر و حسود تنگناهایی رو به وجود می آورند ولی از خدا میخواهد که مبادا اینان صاحب جاه و مقام حتی دنیایی شوند که بسیار تاسف بار میشود و در آخرتاکید میکند که با وجود داشتن تمام صفات پسندیده چه ظاهری و چه باطنی این رو دریافتم که مسائل زیاد و نکات باریکتر از مو به فروانی هست که آدمی بتواند کسب کند و بفهمد تا در پیش اهل خرد و صاحب رای و امر جایگاهی مورد احترام انان پیدا کند و وقتی که با این جایگاه به سر دروازه اصل حقیقی رسیدی همگی به سجده و تسبیح ذات حق میپردازید پس کماکان سکوت کن و دم بر نیاور که این کلید در دست توست وگرنه باد صبا حتما با خبر خواهد شد

حمید هاشمی کهندانی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

چطور قابل تصور است که حفاظ مثل رانندگان مینی بوس در دوران ما بنویسد
شادی فلانی صلوات

احسان چراغی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:

این غزل سعدی را الان و خیلی دیرتر از از غزل‌های دیگرش دیدم. اتفاقی دیدمش و وقتی دیدم و خواندم مست شدم و اشک شوق ریختم و گفتم کجا بودی جانا؟

و چه لذتی دارد وقتی غزلی از سعدی را برای اولین بار می‌خوانی.

همایون در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

اجرای خصوصی فرهنگ شریف و بدیعی و محمودی خوانساری.عااااااالی

qhavvmwzdw در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۰:

Muchas gracias. ?Como puedo iniciar sesion?

محمد رضا در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

درکوی عشقبازان صد جان جوئی نیرزد ........بنظرم درسته

سیدابوالفضل مسعودیان در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

هستی را او درمییابد که می بیند که هستی نمایی بیش نیست و وانمودی از نور هستی است.

م.م در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۲ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۴۱ - نوای طاهره:

در مصراع "در دل خویش «طاهره» گشت و ندید جز تو را" مصرع بودن مصراع قریب به ذهن تر است بنابراین انتساب به طاهرای انجدانی کاشی محتمل تر. یعنی"در دل خویش «طاهرا» گشت و ندید جز تو را"

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:

ابتدا یک خواهش از دوستان عزیز
در ابتدای کار درج شده است که کدامیک از اساتید بزرگ موسیقی، این غزل را خوانده اند دیگر نیازی نیست ده بار این نکته تکرار شود
بنده شخصا در آواز مرید و عاشق آواز استاد شجریان هستم و گوشم نوع دیگری از آواز را نمی تواند بشنود ولی دلیلی ندارد زیر هر غزل تکرار کنم استاد این را خوانده است آن هم به کرات و مکرر
اما در مورد این بیت:
چنان به نظره اول ز شخص می‌ببری دل
که باز می‌نتواند گرفت نظره ثانی
چرا خداوند سخن سعدی بزرگ از نظره استفاده کرده و از نظر استفاده نکرده؟ قطعا اگر می خواست برایش مثل آب خوردن بود که با تغییراتی در کلمات، «نظر» را در بیت جا دهد اما عمدا از نظره استفاده کرده است.
نظر، نگاه کردن است و ممکن است طولانی باشد یا مکرر. اما نظره در زبان عربی یک بار نگاه کردن است یعنی یک نگاه کوتاه و ریز و گذرا
می خواهد بگوید در همان نگاه کوچولویی که چه بسا بی اختیار از طرف صاحب نگاه به تو بیفتد کار تمام می شود و شخص نمی تواند جلوی نگاه دومش را بگیرد. یعنی چشم خیره می شود و اختیار از کف می رود.

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۴:

با سپاس ز بزرگوارانی که زحمت خوانش این غزل را کشیده اند
خوانش سرکار خانم زندی چند مورد ایراد داشت و حتی در یک مورد یک بیت را دوباره خواندند بنده فکر کردم می خواهند اصلاح کنند ولی دوباره به همان شکل خواندند
گاهی وقف و وصل و استرس های نابجا در شعر، کاملا معنی شعر را تغییر می دهد که امیدوارم به این مهم دقت شود
نکته دیگر در مصرع:
هیچ دورانی بی فتنه نگویند که بود
اگر بعد از «دورانی» مکث کنیم یعنی با سکون بخوانیم به نظر می رسد در وزن شعر یک سکته ایجاد می شود
به نظر بنده (که اصراری هم ندارم مورد قبول باشد) بهتر است به «دورانی» کسره بدهیم
هیچ دورانیِ بی فتنه نگویند که بود
در این صورت بی فتنه صفت می شود

سید محسن در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹:

که گل تازه،روی----یاران---یافت//////درست است

سید محسن در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:

تو بجان و دلی جفا کوشی------بنظر درست میرسد

معصوم در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۵:

سوداپرستان به اشتباه سوادپرستان تایپ شده

۱
۱۹۷۶
۱۹۷۷
۱۹۷۸
۱۹۷۹
۱۹۸۰
۵۷۳۱