کبر یک سو نِه اگر شاهد درویشانی
دیوِ خوشطبع بِه از حورِ گرهپیشانی
آرزو میکندم با تو دمی در بستان
یا به هر گوشه که باشد که تو خود بستانی
با من کشتهٔ هجران نفسی خوش بنشین
تا مگر زنده شوم زآن نفس روحانی
گر در آفاق بگردی به جز آیینه تو را
صورتی کس ننماید که بدو میمانی
هیچ دورانی بی فتنه نگویند که بود
تو بدین حسن مگر فتنه این دورانی
مردم از ترس خدا سجده رویت نکنند
بامدادت که ببینند و من از حیرانی
گرم از پیش برانی و به شوخی نروم
عفو فرمای که عجز است نه بی فرمانی
نه گزیر است مرا از تو نه امکان گریز
چاره صبر است که هم دردی و هم درمانی
بندگان را نبود جز غم آزادی و من
پادشاهی کنم ار بنده خویشم خوانی
زین سخنهای دلاویز که شرح غم توست
خرمنی دارم و ترسم به جوی نستانی
تو که یک روز پراکنده نبودهست دلت
صورت حال پراکندهدلان کی دانی
نفسی بندهنوازی کن و بنشین ار چند
آتشی نیست که او را به دمی بنشانی
سخن زندهدلان گوش کن از کشته خویش
چون دلم زنده نباشد که تو در وی جانی
این توانی که نیایی ز در سعدی باز
لیک بیرون روی از خاطر او نتوانی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از عشق و هجران میگوید و به زیبایی معشوق اشاره میکند. او میخواهد لحظهای در کنار محبوبش باشد تا از عشق و حضور او زندگی کند. شاعر به دوری و فراق از معشوق اشاره کرده و به حالتی از حیرت و نیاز به عفو و مهربانی او میپردازد. همچنین، او در بیان احساسات خود، از غم و عزت بندگی سخن میگوید و تأکید میکند که نمیتواند از محبت او فرار کند، زیرا زندگیاش به او وابسته است. در نهایت، شاعر به یاد محبوبش و دلی که به خاطر دوری از او زنده نیست، میپردازد و تأکید میکند که هرگز نمیتواند او را از خاطر ببرد.
هوش مصنوعی: اگر مغروری را کنار گذاشتهای، بشنو که درویشهای خوشخلق بهتر از حوریهای زیبا هستند.
هوش مصنوعی: آرزو میکنم که لحظهای با تو در باغی باشم، یا در هر جایی که باشد، زیرا تو خود بهشت و زیبایی هستی.
هوش مصنوعی: با من که به خاطر دوریات دلشکستهام، لحظهای خوش باش و آرام باش تا شاید از آن نفس پرمهر و معنوی تو زنده شوم.
هوش مصنوعی: اگر در جهان بگردی، هیچکس را به جز تصویر خودت نمیبینی که به خاطر آن میماند.
هوش مصنوعی: هیچ دورهای را بدون آشوب و فتنه نمیدانند و نمیگویند که تو با این زیبایی در آن دوره وجود داشتهای، مگر اینکه خود زیبایی تو مسبب این فتنهها باشد.
هوش مصنوعی: مردم از روی ترس خداوند به تو سجده نمیکنند، اما من به خاطر حیرت و شگفتیام از زیباییات، در برابر تو خضوع میکنم.
هوش مصنوعی: اگر تو از قبل مرا دور کنی و من به شوخی نروم، لطف کن و ببخشای چون این ناتوانی است، نه بیاختیاری.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از تو فرار کنم و هیچ راهی برای دوری از تو وجود ندارد. تنها راه حل این است که صبر کنم، زیرا تو هم درد من هستی و هم درمان آن.
هوش مصنوعی: غم آزادی فقط مخصوص بندگان است و اگر تو مرا بنده بخوانی، من هم میتوانم خود را پادشاه حساب کنم.
هوش مصنوعی: از این حرفهای شیرینی که دربارهٔ غم تو میزنم، انبوهی دارم و میترسم که آن را در رود جوی باد نبرند.
هوش مصنوعی: تو که در یک روز هم دلت ناراحت و ناآرام نبوده، حال و روز کسی که همیشه دلش پراکنده است را چگونه میفهمی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که به من محبت میکنی، لحظهای به من توجه کن و بنشین، هرچند که آتش عشق در دل من خاموش شده و نمیتوانی آن را یکباره خاموش کنی.
هوش مصنوعی: به حرفهای انسانهای زنده گوش کن و ببین آنها دربارهٔ کشتهٔ دل خود چه میگویند، زیرا وقتی دل من زنده نیست، تو هم در آن موجودیتی نداری.
هوش مصنوعی: هرچند تو نمیتوانی به خانهٔ سعدی بیایی، اما نمیتوانی او را از خاطر خود فراموش کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
صنما! گرد سرم چند همیگردانی
زشتی از روی نکو زشت بود گر دانی
یا بکن آنچه شب و روز همی وعده دهی
یا مکن وعده هر آن چیز که آن نتوانی
از حد و غایت نافرمانی در مگذر
[...]
هرکه زو دیده بود یزدان بی فرمانی
درد او را نکند هیچ خورش درمانی
همه دردی را درمان بتوان کرد بجهد
نقرس است آنکه ز درمانش همی درمانی
چون بود دردی کان را نتوان درمان کرد
[...]
رومه سوزک مژه میکنی از نادانی
ای بهر کندن و هر سوختنی ارزانی
جان کن ای کور جگر سوز و سخن نیکو گوی
مژه وارونه چه کردند ترا میدانی
مژه بر هم نزنی شب ز غم هجران را
[...]
یافت احوال جهان رونق جاویدانی
چرخ بنهاد ز سر عادت بیفرمانی
در زمان دو سپهدار که از گرد سپاه
بر رخ روز درآرند شب ظلمانی
باز در معرکه چون صبح سنانشان بدمد
[...]
ای خدا! دار درین ساحت دهر فانی
صدر دین را ببزرگان دگر ارزانی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.