مرتضی اوجی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۸ - حکایت ذوالنون مصری:
می خواستم بپرسم آیا این بیت
مگر تا گلستان معنی شکفت
بر او هیچ بلبل چنین خوش نگفت
در همه نسخه های دیگر به همین صورت نوشته شده است؟
چون به نظر می رسد اگر بجای مگر، "نگر" باشد، معنی روشن تری دارد.
Eli در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹۵:
سلام
بنظرمن وزن بیت رو مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن بگیریم بهتر هست با توجه به غزل های دیگر از حضرت مولانا که مستفعلن مستفعلن هست اینجوری بهتره .باید هر غزلی که به دو شیوه تقطیع هجایی میشه ، هر دوتاش نوشته بشه
علی خالقی نژادی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:
سلام خسته نباشید...فکر کنم املای (توفان) درست باشه نه طوفان.
در کتاب های درسی هم از توفان استفاده شده...امیدوارم اصلاح بشه متشکر
علی نادری در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را:
نکته مهمی که در داستان فریدون و ضحاک وجود دارد و در این بخش از داستان پر رنگ تر است، انگیزه های پنهان فریدون برای مقابله با ضحاک است. در انتهای این قسمت ضحاک سوال می کند که چرا فریدون این کار را با من می کند؟
پاسخ می شنود که چون در آن زمان تو پدر او را کشته ای، و گاوی به نام برمایه هم داشته که تو کشته ای،
در بخش 6 این داستان در گنجور هم در مکالمه فریدون با مادر همین موضوع کین پدر بیان میشه و در انتهای داستان هم در بخش آخر از زبان فردوسی 3 تا دلیل برای کار فریدون ذکر میشه که دلیل دوم کین پدر هست:
و دیگر که کین پدر بازخواست...
رستم وهاب زاده در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۲:
از نعلش آتش میجهد نعلم در آتش مینهد
گر دیگری جان میدهد سعدی تو جان میپروری
از لعلش آتش می جهد نعلم بر آتش می نهد
ع. حریری در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۲۹:
استاد بهرام مشیری در برنامه شون اینطور خواندند:
عشق او آخر دراوردم به بند
و
کز کشیدن سخت تر گردد کمند
در اینجا آخر به معنای سرانجام، بیشتر مفهوم میکند، چون عشق به یک شخص چیزی نیست که بیاید و برود و دوباره بیاید و ...عشق واقعی یکبار میاید و جاودانه میماند.
اسیر نفس امّاره در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۶ - شانزدهسالگی فریدون و آگاهی او از گذشته و سرنوشت پدرش:
با سلام جناب آقای سینا
در مورد دو مصراعی که پرسیده بودید:
همی پروریدت به بر بر به ناز
آنچه خوانش و معنای مصراع فوق را دشوار کرده دو مورد است:
- به کار رفتن پیرا اضافه circumposition که عبارت است از به کار بردن دو حرف اضافه یکسان و یا متفاوت برای یک اسم، به گونه ای که هسته ی گروه اسمی بین دو حرف اضافه حبس می شود به عنوان نمونه: شده تنگ بر آبتین بر زمین (آبتین بین دو حرف اضافه یکسان قرار گرفته است) در مورد بیت مورد نظر شما دو حرف اضافه متفاوت «به» و «بر» هسته ی گروه اسمی (بر) را احاطه کرده اند
- جناس تام: در ترکیب «به بر بر» «بر» اول تکواژ آزاد واژگانی است به معنای «آغوش» ولی «بر» دوم همانطور که گفته شد حرف اضافه است.
معنای بیت: تو را به ناز (در آرامش و آسایش کامل) در آغوش خود بزرگ کرد.
اما در مورد بیت دوم:
وز ایوان ما تا به خورشید، خاک
برآورد و کرد آن بلندی مغاک
کافی ست بین خورشد و خاک مکث کنید و خاک را با اولین کلمه مصراع بعد، یعنی «برآورد» بخوانید تا معنا آشکار شود. معنای مفهومیِ بیت این است (خانه ما را با خاک یکسان کرد و از خانه ما تنها یک گودال برجای ماند) نکته مهم، ارتباط درون متنیِ این بیت با چند بیت پس از خود است که انسجام هرچه بیشتر متن را فراهم آورده، آنجا که فریدون در مقام وعده ای بر انتقام می گوید:
بپویم به فرمان یزدان پاک
برآرم ز ایوان ضحاک خاک
(من هم متقابلا خانه ی او را ویران خواهم کرد.)
جواد عادلی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:
سلام وقت بخیر میخواستم بپرسم سایت شما (ganjoor) نرم افزار نداره
بهروز نارمکی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:
امید طوطیان آوازه خوانِ آزادی خواه در آهنگ "روزگار" از این شعر استفاده کرده است.
"بهروز نارمکی"
اسیر نفس امّاره در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۱۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک:
با سلام خدمت جناب حمید -م گرانقدر
در مورد بیت پانزدهم
زنان پیش خوالیگران تاختند
ز بالا به روی اندر انداختند
بنا بر نظر استاد دزفولیان فرد، «زنان» صحیح است البته در اینجا جمع «زن» مراد نیست بلکه وجه وصفی حال Gerund از زدن بر سیاق «روان» از رفتن و «چمان» از چمیدن مد نظر است.
معنای بیت با توجه به بیت پیشین: روزبانان (پاسبانان) در حالیکه آن دو جوان را می کشیدند و کتک می زدند جلوی پای آشپزان، با صورت بر روی زمین پرت کردند.
این رخداد دلخراش، سبب آزردگی و خشم آن دو مرد نیکخو می شود:
پر از درد خوالیگران را جگر
پر از خون دو دیده پر از کینه سر
به راستی که چنین تصویرسازیِ راویانهای (روایت تصویرگونه) Narrative Imagery فقط از حکیم توس بر می آید و بس. کلمات چنان کنار هم نشسته اند انگار که در حال دیدن سکانسی از یک فیلم سینمایی هستیم.
بهزاد علوی (باب) در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۳۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:
تا سودا شب نقاب صبح صادق کردهای
روز را در دامن مشکین شب پروردهای
به نظر می آید که "سودا" در این مصرع درست نیست
و شاید "سوادد" (سیاهی) جایگزین آن بشود
تائب فسائی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۲:
یک رهم یک رنگ گردان در فنا..
چند گردم همچو بوقلمون ز تو
اشاره ی این بیت باین است که سالک در هنگامه ی قبض و بسط هایی که در سیر الی الله دارد گویا چون بوقلمون رنگ برنگ میگردد و این بسیار حس دردناکیست برای آنکه حلاوت بسط را چشیده و اکنون به مرارت قبض دچار شده
بوقلمون: بو(ابو) + قلمون (پارچه رنگارنگ و گلی)
سابقا به آفتاب پرست بوقلمون میگفتند چون دائم زنگ عوض میکرد
ان شاءالله این بیت دعائیه رزق ما هم شود
والحمدلله
سارا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:
- مصرع دوم بیت 5 در نسخه خطی فلورانس بیشتر در خور محتوای این بیت و بیت قبل است:
همان تازی اسب و هیون مری
لغت مری به چندین معنی میتواند اشاره داشته باشد که ابولفضل خطیبی آن را به معنای شیرده و محسن صادقی محسن آباد آن را به معنای اهلی و فرمانبر در نظر گرفته.
- بیت 6: به "دوشندگان"، باز هم نسخه خطی فلورانس.
دوشیزگان در اینجا ارتباطی با مفهون نداره.
- همچنین بیت 9 در همان نسخه به این صورت نوشته شده:
دلیر و سبکسار و ناباک بود
بهنام در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:
دوستان عزیز، اجرایی بدون آهنگ از این غزل شنیدهام که خانومی میخواندش و بسیار غمانگیز است. کسی از نام این خانوم خواننده اطلاعی دارد؟
مهین در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد:
طفل می لرزد ز نیش احتجام/ مادر مشفق در آن دم شادکام
فرشاد در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:
دوستان ادمی که قصد فریب خود و دیگران را دارد و خود را به خواب میزنه با هیچ چیزی نمیشه بیدار کرد برای همین بحث بیفایده است. اما برای اطلاع دوستان: بخش 37 نوروزنامه خیام " گفتار اندر منفعت شراب" است و اینطور شروع میشود:
دانا آن طب چنین گفته اند، چون جالینوس و سقراط و بقراط و بوعلی سینا و محمد زکریا که هیچ چیز در تن مردم نافع تر از شراب نیست، خاصه شراب انگوری تلخ و صاف ...
سعید در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:
سلام
این قسمت که حافظ می فرماید: «مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»، در واقع به آیه ای از عهد عتیق اشاره دارد که خداوند را با صفت «مست» وصف می کند.
یعنی: خداوند عاری از هر نوع قید و تقیید است. مست واقعی اوست که علی الاطلاق تجلی دارد.
nabavar در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۷۲:
بیت اول چنین است
هر گه که تو نعل اسب یکران بندی
داغی دگرم بر دل حیران بندی
اسب یکران:
1. اسب اصیل و نجیب.
2. اسبی که رنگ او میان زرد و بور باشد.
مثل:
یکران بادپای تو چون آب خوش رو است
رخش تناور تو چو گردون تکاور است .
سیامک در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:
زیبا تر از این متن تا به امروز نیامده
نوری در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶: