گنجور

 
سعدی شیرازی
 

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را

تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را

شب همه شب انتظار صبح رویی می‌رود

کان صباحت نیست این صبح جهان افروز را

وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او

تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را

گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم

جان سپر کردند مردان ناوک دلدوز را

کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست

بر زمستان صبر باید طالب نوروز را

عاقلان خوشه چین از سر لیلی غافلند

این کرامت نیست جز مجنون خرمن سوز را

عاشقان دین و دنیاباز را خاصیتیست

کان نباشد زاهدان مال و جاه اندوز را

دیگری را در کمند آور که ما خود بنده‌ایم

ریسمان در پای حاجت نیست دست آموز را

سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست

در میان این و آن فرصت شمار امروز را

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | طیبات | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

یک شاخه گل » شمارهٔ ۴۴۴ » (چهار گاه) (۰۹:۵۸ - ۱۳:۴۵) نوازندگان: فرهنگ شریف (‎تار) خواننده آواز: عبدالوهاب شهیدی سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: دوست می دارم من این نالیدن دلسوز را

گلهای تازه » شمارهٔ ۴۲ » (۰۰:۲۷ - ۰۰:۳۸) گوینده: فخری نیکزاد سرایندگان اشعار متن برنامه: سعدی شیرازی (غزل)

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 453 کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده در ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 505 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 617

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

یوسف جهانگیری در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۲۷ نوشته:

اشعار سعدی و شاعران بزرگ همه دارای حکمت ها و آموزه های بزرگی هستند من نظر شما رو به آخرین بیت جلب می کنم که سعدی به نحوی موضوع " در زمان حال زندگی کردن" رو که امروزه خیلی روانشناسان به اون تاکید می کنند بیان می کنه. دیروز و گذشته خستگی تاریخ است و فردا نامعلوم پس حال را غنیمت شمر.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

طباطبایی در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۵۶ نوشته:

ما فات مضی و ما سیاتیک فاین
قم فاغتنم الفرصة بی العدمین....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

طباطبایی در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۵۷ نوشته:

بین العدمین*

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۰ نوشته:

غزل های سعدی بسیار سرخوشانه است و به درد فکر کردن نمیخورد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۵ نوشته:

بیت تخلص غزل را که بیش وکم ضرب المثل است بدین گونه شنیده و به یاد سپرده ام:
سعدیا ! دی رفت و فردا همچنان خواهد گذشت
پس میان این و آن ، فرصت شمار امروز را
گرچه موجود نیست به نظر درستتر می آید، اما وجود نیز برای زمان که سیال است و در گذر مناسب نمی نماید و الله اعلم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شایق در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۴۵ نوشته:

با سلام در بیت 4 صحبت از زن شده است ودر مقابل ان مرد نکته ا ی که حتما باید بدان توجه کرد اینست که در عرفان هیچ فرقی بین زن ومرد در رسیدن به فنا وطی کردن مقامات طریقت نیست هم زن هم مرد میتواند انسان کامل شود و در قران نیز این مطلب با ایه ان اکرمکم عند الله اتقاکم تایید وبا ذکر زنانی چون مریم تقویت گردیده واز لحاظ تاریخی زنانی چون خدیجه فاطمه اسیه و زینب را داریم ودر عالم عرفان نیز زنی مانند رابعه هست که چند عارف معروف مرد تربیت شده او میباشند بنابراین زن ومرد در این بیت جنس مونث و مذکر نیست بلکه هرکس وفای به عهد کند مرد است و هر بی وفایی زن است چه مونث باشد چه مذکر واگر مردی فقط به داشتن الت تناسلی بود جناب خر از همه مردتر بود وبرای اینکه نظر سعدی را در باره گوهر زن بدانید به غزل 225 رجوع کنید در ان غزل می فرماید اینان مگر ز رحمت محض افریده اند کارام جان و انس دل و نور دیده اند لطف ایتی استدر حق اینان و کبر و ناز بیراهنی که بر قد ایشان بریده ند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

روفیا در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۴ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۲ نوشته:

وقت خشم و وقت شهوت مرد کو
طالب مردی چنینم کو به کو

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

nabavar در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۰۶ نوشته:

گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم
جان سپر کردند مردان ناوک دلدوز را
نه دوست عزیز ، شایق جان ، آن غزل در مورد شاهدان است نه زنها
اینان مگر ز رحمت محض آفریده‌اند
کآرام جان و انس دل و نور دیده‌اند
گر شاهدان نه دنیی و دین می‌برند و عقل
پس زاهدان برای چه خلوت گزیده‌اند
مغلطه نفرمائید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نامور در ‫۴ سال قبل، یک شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۲۸ نوشته:

خطاب به شایق عزیز اون غزل سعدی که فرمودین درباره پسران جوان است که اون ها هم مرد هستند .راجع به جنس زن نیست .
اتفاقا زن ستیزی در ادبیات فارسی فراوانه مثل این بیت از خود سعدی چو زن راه بازار گیرد بزن وگرنه تو در خانه بنشین چو زن
یا از نظامی ندیده هیچ کس در هیچ برزن وفا در اسب و در شمشیر و در زن .اصلا همین به ار بردن واژه مرد به معنای برتری و صفاتی مثل شجاعت و قدرت و ...یک جور برتری جنسیتی و توهین به جنس زنه .من نمیدونم کجای ادبیات ما به زن بها دادن که این دومیش باشه.
پایدار باشید .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نیما در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۹ نوشته:

بدرد فکر کردن نمیخورد؟ نکشیمان آهای متفکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

پارسه در ‫۲ سال قبل، دو شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۱ نوشته:

با سلام
این درسته که زن ستیزی در اشعار قدیم بوده ولی این نکته نباید فراموش به که اقتضای زمان و شرایط آن روزگار اینگونه بوده. باید ببینید این شعرا در کجای زمان بودند! در زمانی که سالهای قبلش دختران را زنده به گور میکردند و بعید نیست که تا دوران زندگی شاعر ادامه داشته . هنوز بعد از گذشت قرنها خیلی ها از به دنیا آمدن دختر ناراحت و با پسر دار شدن خوشحال می شوند . وقتی زمان حال با وجود این همه روشنفکری و بالا رفتن سطح سواد و رعایت مساوت و ‌... اینگونه است، چه انتظاری از هزار سال پیش میره! تازه این نظر و عقیده ی مردم‌عادی هم نبود. بلکه سخنان شعرای بزرگ ما بوده اند که داری ادب، فضل و دانش خصایص بسیار زیاد دیگری نسبت به اهل عصر خود بوده اند و هنوز در زمان ما هم در حیطه ی ادبیات کسی به گرد پایشان هم نرسیده، و همچنان پیشتازند. حالا واقعیت امر چقدر از این بدتر‌ بوده و آنها چقدر از نا عدالتی در مورد زن را سانسور کرده و نگفته اند را تاریخ میداند...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عرفان در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۶ نوشته:

زن و مرد هیچ فرقی باهم ندارند و هردو میتوانند به کمال برسند فقط راه ها متفاوته.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

saeed ahadkish در ‫۱۰ ماه قبل، جمعه ۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۷ نوشته:

عاشقانه بودن ویژگی ثابت غزل هاست. در شعر های بزرگان ما هم اغلب عقل ستیزی دیده میشه(به خاطر اندیشه های تصوف اون زمان) با این حال سعدی حتی در عاشقانه هایش هم عاقلانه رفتار می کنه و در اغب شعر هاش رگه هایی از اندیشه و تفکر دیده میشه . اون دوستی که گفتند شعر های سعدی برای فکر کردن بیش از حد سرخوشانه است رو رجوع میدم به یه مصرع از همین غزل:
صبر باید بر زمستان طالب نوروز را

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.