فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » ذرات گردنده [۷۳-۵۷] » رباعی ۶۳:
"سبزه"
هر سبزه که بر کنارِ جویی رُسته است
گویی زِ لبِ فرشته خویی رُسته است
پا بر سَرِ سبزه تا به خواری نَنِهی
کان سبزه زِ خاکِ لاله رویی رُسته است
- رُسته: روییده
- گویی: انگار، مانند اینکه
- فرشته خو: پاک سرشت، پاک نهاد
- تا: مبادا
- پا به خواری نَنِهی: با بی توجهی رویِ آن راه نروی
- کان: که آن
- لاله رو: لاله رخ، کسی که رویی زیبا و شاداب همچون گُلِ لاله دارد
برداشت آزاد :
هر سبزه یِ شادابی که در کنار جویباری می بینی؛ انگار که از لب و دهان مردمِ پاک سرشتی روئیده است! مردمِ پاک نهادی که زمانی نه چندان دور زندگی می کرده و اکنون خاکِ لبِ جویباری شده است. ای تو! مبادا با بی توجهی و بدون اندیشه بر رویِ سبزها راه روی؛ شاید آن سبزه از خاکِ لاله رخی که زمانی زیبا و شاداب بوده، روئیده باشد!
خیز و در کاسه یِ زر آبِ طربناک انداز
پیشتر زآنکه شود کاسه یِ سر خاک انداز
عاقبت منزلِ ما وادیِ خاموشان است
حالیا غُلغُله در گنبدِ افلاک انداز
چشمِ آلوده نظر از رخِ جانان دور است
بر رخِ او نظر از آینه یِ پاک انداز
دیوان حافظ » غزل 264
- خیز: برخیز، دست به کار شو
- کاسه یِ زر: جام طلائی
- آبِ طربناک: باده، اندیشه هایِ نیک و شادی آور
- انداز: بریز، پُر کن
- کاسه یِ سر: جمجمه
- خاک انداز: به چاله ای جهت جمع آوری آشغال و خاکروبه نیز گفته می شود
- وادیِ خاموشان: سرزمینِ مردگان، گورستان
- غُلغُله: بانگِ شادی، منشا خوبی، کار نیکی که باعث راحتی و شادی دیگران شود
- گنبدِ افلاک: آسمان، روزگار
- چشمِ آلوده نظر: چشمِ ناپاک
- رخِ جانان: نشانه هایِ خداوند، الطاف و موهبت های الهی
- آینه یِ پاک: چشم و دلِ پاک
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۱:
"سبزه"
هر سبزه که بر کنارِ جویی رُسته است
گویی زِ لبِ فرشته خویی رُسته است
پا بر سَرِ سبزه تا به خواری نَنِهی
کان سبزه زِ خاکِ لاله رویی رُسته است
- رُسته: روییده
- گویی: انگار، مانند اینکه
- فرشته خو: پاک سرشت، پاک نهاد
- تا: مبادا
- پا به خواری نَنِهی: با بی توجهی رویِ آن راه نروی
- کان: که آن
- لاله رو: لاله رخ، کسی که رویی زیبا و شاداب همچون گُلِ لاله دارد
برداشت آزاد :
هر سبزه یِ شادابی که در کنار جویباری می بینی؛ انگار که از لب و دهان مردمِ پاک سرشتی روئیده است! مردمِ پاک نهادی که زمانی نه چندان دور زندگی می کرده و اکنون خاکِ لبِ جویباری شده است. ای تو! مبادا با بی توجهی و بدون اندیشه بر رویِ سبزها راه روی؛ شاید آن سبزه از خاکِ لاله رخی که زمانی زیبا و شاداب بوده، روئیده باشد!
خیز و در کاسه یِ زر آبِ طربناک انداز
پیشتر زآنکه شود کاسه یِ سر خاک انداز
عاقبت منزلِ ما وادیِ خاموشان است
حالیا غُلغُله در گنبدِ افلاک انداز
چشمِ آلوده نظر از رخِ جانان دور است
بر رخِ او نظر از آینه یِ پاک انداز
دیوان حافظ » غزل 264
- خیز: برخیز، دست به کار شو
- کاسه یِ زر: جام طلائی
- آبِ طربناک: باده، اندیشه هایِ نیک و شادی آور
- انداز: بریز، پُر کن
- کاسه یِ سر: جمجمه
- خاک انداز: به چاله ای جهت جمع آوری آشغال و خاکروبه نیز گفته می شود
- وادیِ خاموشان: سرزمینِ مردگان، گورستان
- غُلغُله: بانگِ شادی، منشا خوبی، کار نیکی که باعث راحتی و شادی دیگران شود
- گنبدِ افلاک: آسمان، روزگار
- چشمِ آلوده نظر: چشمِ ناپاک
- رخِ جانان: نشانه هایِ خداوند، الطاف و موهبت های الهی
- آینه یِ پاک: چشم و دلِ پاک
رخشیجان در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۷۴:
ما نه دین داریم و نه دل وز شما هم فارغیم
یاد شطحیات افتادم.
پارسا دلیر در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۱۲ دربارهٔ هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۶ - در منقبت حضرت شاه اولیا علیهالسلام:
یا علی
خسرو در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را:
دوستان محترم با سلام
برای درک بهتر این اشعار ،
منظور از وزیر مکار ، پولس است
خسرو در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را میکشت از بهر تعصب:
ادمین محترم با سلام
بیت دوم اینگونه باید تصحیح شود
.
عهد موسی بود و نوبت آن او
جان عیسی او و موسی جان او
خسرو در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیهالسلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست:
جناب ادمین با سلام
در خصوص قافیه بیت دوم بجای امام می شود از زعیم استفاده کرد
تا به جای او شناسیمش زعیم
دست و دامن را به دست او دهیم
حسن در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۴:
خیلی جالبه که هفت زیر نویس تا بحال داشته ایم و متاسفانه هیچکس جرئت نکرده که آنرا تفسیر کند!!!
مسعود آزاد در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۵:
در مصرع اول بیت یکم، به جای واژه «بکوش» باید «به گوش» جایگزین شود. در این صورت است که بیت دارای معنی میشود. در این مصرع واژه «هوش» به معنای «جان» یا «روان» است و واژه «سروش» به معنای «بانگ یا ندای آسمانی» است که به عارف یا سالک میرسد. سروش یا به عبارتی «صدای درون» با گوش فیزیکی قابل شنیدن نیست بلکه در حالت مراقبه و رسیدن به مرحله «فنا» از درون یا به گفته عرفا با «گوش جان» قابل شنیدن است.
با این تغییر، معنی بیت به این صورت خواهد شد: سحر از غیب به گوش جان من سروش بانگ در داد [و گفت] که برخیز و از سرچشمه ما می پاک [واقعی و عرفانی] بنوش.
درود بر شما.
دانش جو در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن » شمارهٔ ۲۳:
به به خیلی زیبا
روح جناب عطار شاد
حمید معصومی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:
البته کار کردن بسیار خوب و شایسته است این را همگان می دانند و دوستان توضیح دادند ولی من چند نکته را در این مورد یاداور می شوم
1) مفهوم کار کردن امروزه با روزگار گذشته تفاوت دارد در قدیم کار کردن فقط کار بدنی بود ولی امروزه شامل کار فکری و خدماتی و... هم می شود در قدیم اگر می گفتند کسی با بازی کردن ( مثلا فوتبال ) هم پول حلال بدست اورده و هم خدمت بزرگی به جامعه کرده ولی امروزه این شدنی است .
2) کسی که کار بدنی نمی کند ولی به روش های دیگری( با فکر و نبوغ خودش) یک بیزینس راه انداخته و پول حلال بدست می آورد شاید برای جامعه کاری نکرده ولی این هم شامل کار می شود .
3) با این حساب کارهای خدماتی وفرهنگی و... که طرف بدون کار بدنی پول حلال بدست می اورد هم کار حساب می شود .
4) با این حساب مفهوم کار کردن فقط شامل کار بدنی و... نیست استفاده از نبوغ و استعداد و.... برای کسب درآمد حلال هم کار حساب می شود .
6) بنابراین کسب درآمد حرام ( حتی کارهای به ظاهر قانونی مانند دلالی و واستگی و...) کار حساب نمی شود
زیبا روز در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۸۴:
عجب ابیات عمیقی ست ای فریاد .
حال انسان را می فرماید که جهان را زیر نگین قدرت خویش دارد ولی در عین حال با این همه کشفیات علمی و دانش و غیره در برابر عظمت حق بس حقیر است و چاره جو .و در بیت دوم تلمیحی دارد به انشق القمر
a۷ در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:
و با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند...
کاش میشد میبخشیدی کاش میدانستی...
افسانه چراغی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰:
معنی دو بیت آخر:
اگرچه از سر لاف و تکلف، نظمی میسرایند اما نظم آنها در مقابل شعر سنایی، مانند تصویر گربه است در مقابل شیر واقعی.
حامد در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۲ - جنگ هوشنگ نوهٔ کیومرث با دیوان به کینخواهی پدرش سیامک:
درود. در بیت آخر به نظر بنده بهتر است به جای "چو" واژه ی "چون" نوشته شود. اینطوری وزن بهتر رعایت و شعر راحت تر خوانده می شود.
افسانه چراغی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۳:
پارسی نیکو ندانی، حکم آزادی بجو
افسانه چراغی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶:
از تو هر جایی ننالم چون تو هرجایی شدی؛
نیست جای ناله از معشوقِ هرجایی، مرا
احمدآرام نژاد در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳۸:
بادرود وعرض ادب
بیت6 در روزی که _که اضافه است
افسانه چراغی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵:
گنجور عزیز لطفا تصحیح بفرمایید:
از خواب و خور «خویش» چه گویم که نماندهست
دی تازه تذروی «بُدم» اندر چمن لطف
«همچون» گل سرخ آن لب همچون شکر من
حمید حقانی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۴: