علیرضا در ۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:
با سلام خدمت تمامی عزیزان
اول از همه به شخصه لذت وافر میبرم از این همه شهد و شکر و عشق که در رباعیات زیبای بزرگمردی همچون جناب خیام میبینم
بنده حقیر خواستم جوابی به کاربری به نام " تلخ " که الحق اسم برازنده ای نیز برای خود انتخاب کرده اند ، بیان کنم
اولا جناب تلخ ، شما خود از داشتن جنبه و تحمل و تامل در بیان و شنیدن افکار و عقیده انسان های مختلف ، کلی با آب و تاب سخن گفته ای ولی خود شما ، عقیده و نظرهایی که با سنگ محک فکر و ذهن شما همراستا نبوده را ذره ای تحمل نکردی و تا توانستی بهشون تاختی .
دوما چون درباره شخصیتی مثل جناب مطهری ( حالا ایشان چه خوب بودند چه نبودند ) فرمودی که " ایشان فیلسوف مسلط به ادبیات بوده اند." نمیخواهم وارد نقد تک تک کلمات این عبارت بشم چون کلمه به کلمه اون اشتباهه و غلطه ، در جواب شما ، از چنین فیلسوف والامقام مسلط به ادبیاااات فقط جملاتی را نقل میکنم : «فردوسی مردی زیانکار بود. زنده کردن لغات فارسی باستانی، برگشت از تعالیم قرآن است. این همه سر و صدا برای عظمت فردوسی و جشنواره و هزاره و ساختن مقبره و دعوت خارجیان از تمام کشورها برای احیای شاهنامه و تجلیل و تکریم از این مرد خاسر زیان برده تهیدست برای چیست؟! برای آن است که در برابر لغت قرآن و زبان عرب که زبان اسلام و زبان رسول ا… است، سی سال عمر خود را به عشق دینارهای سلطان محمود غزنوی به باد داده و شاهنامه افسانهای را گرد آورده است.» ( تفسیر ها و توضیحات گروه هایی که قصد داشته اند که سخنان را توجیه و یا اصطلاحا ماست مالی بفرمایند را
کامل خوانده ایم و لطفا دوباره اشاراتی به آن مطالب نفرمایید )
این نظر جناب مطهری درباره حکیم بزرگ جناب فردوسی است ، ببین دیگه راجب به جناب خیام نظرش چی بوده دیگه !!!!!!!!!!!!!!
سوما صحبت کردن به همراه تعدادی از الفاظ و آرایه های زبان فارسی و لفظ قلم صحبت کردن که اصطلاحا " کتابی صحبت کردن " به ان میگویند ، نشانه این نیست که شخصی ، استاد ادبیات یا آشنا به زیر و بم فنون شعر و انسان عالم و فاضلی باشد ، مهم ، مغز و درون مایه حرف ها و افکار آن شخص است که با بیان مفهوم " کوچه بازاری خواندن این رباعی " تقریبا مابقی مطلب را " بدون شرح " باقی میگذارم .
انقد اشعار جناب خیام ، شیرین چو شهد عسل ، سهل و ممتنع و دارای گرانبهاترین اسرار خلقت و معرفت و زندگی و ......می باشند که هر کس میتونه برداشت خودشو داشته باشه ، به شما هم حق میدم که تقریبا خیلی هارو به نیت تایید برای فعل شراب خواری ، طرفدار جناب خیام بدانید در صورتی که خود شما ثانیه به ثانیه زندگی میکنی ( البته دور از جون شما بعد از 120 سال ) برای رسیدن به نهر های مملو از شراب و عسل و هزاران هزار حوری العین بهشتی ، و تنها حرف ، این است که آن شراب و حوری ، مصداقی از عشق خداوندی و پاداش اسمانی و ازین جور تعاریف می باشند ولی اینجا و در حال حاضر ، حرف جناب خیام و اکثر
خیام دوست ها ، مصداق شراب و عرق خوری و الواطی .
ولی در کل اگر اشعار جناب خیام را با چشم دل بخوانی ، چیزی جز عشق و ارامش ابدی در آنها نخواهی یافت . تمام ادیان و فرقه ها و گرایش ها را کاملا در بر میگیرد . این اشعار را باید با گوش دل شنید و با پوست روح و روان ، لمس و احساس کرد . با تمام وجود باید شعر را خواند نه با چشم و سواد .
اینقدر این اشعار ، زیبا و جاودان ، خارق العاده و شگفت انگیز هستند که اگر یه شخصی در یه زمانی عمدا بخواهد حتی از روی عناد و تعصب ، جسارتی به جناب خیام بکند ، والله نمی توانند و نخواهد توانست ، چون جناب خیام ، عینا واقعیت و مضامین بسیار سنگین و ثقیل کل هستی را ، آنچنان روان و لطیف بیان مینمایند تا همگان با هر توان درک و فهم ، متوجه ان شوند، ولی گویا این سادگی گاهی به سبک بودن و کم ارزش بودن تلقی میشود .
اگر اشعار جناب خیام مملو از کلمات سنگین و پیچیده و دهان پر کن بود ، آنوقت کسی دیگه حتی برای ضایع نشدن هم که بود ، چنین مطالبی مثل شما بیان میکرد ؟؟؟؟؟
چه مسلمان چه مسیحی چه کمونیست یا هر دین و آیین و مکتب و اعتقاد و گرایشی ، انسان در وهله اول ، انسان است .
خدای بخشنده مهربان ، این دنیا را مملو از عشق و زیبایی آفریده است ، ولی ما انسان ها خرابش میکنیم ، حالا چه مثلا مسیحیت بهتر از بوداییزم باشد یا فرضا فرد مسلمان بهتر از فرد یهودی باشد یا خورشید پرستان بیشتر از ماه پرستان میفهمند و ............
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم
مهدی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۰۷ - تمثیل موبد چهارم:
حکایت ناقصه
سخن چون ز معصومان شد حوالت
ملک پرسیدش از تاج رسالت
که آن شخص که در عرب دعوی کند کیست
ک فرق دین او با دین ماچیست
بدو گفت که آن حرف الهی
برون است از سپیدی و سیاهی .وبقیه بماند
آیینه در ۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۵:
نام مه ، نام به نوشته شوه
آرین شاکرانه در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
سلام توی بیت خیال خاک تو با خود به خاک خواهم برد که تا خال تو خاکم شود عبیر آمیز مفهوم بیت بیشتر به نرسیدن عاشق به معشوق اشاره دارد یا دوست داشتن معشوق حتی پس از مرگ؟
یاشار در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » انس و جن ( با ترجمهٔ فارسی):
اول اینکه گؤودوش (güvdoş) می تواند از گل وسفال ویا می ساخته شود که کلمه ترکی است وظرف بزرگتر از گؤودوش قازان است که اگه ترکی .مفراغ ساخته می شود ومتسط این ظروف کؤپه (küpə ) است که از گیل و سفال ساخته میشود پس هیچکدام از اسم این ظرف به زبان پارسی ربطی ندارد ضمنا اسامی موجودات و ابزار وسایل با توجه ذات و جنس و کاربر در زبان ترکی کامل بوده وزبان فارسی نیز تعداد زیادی از کلمات را استفاده میکند مثل قاشق،بشقاب،و.. پس بیخودی کلمات را تحریف نکنید
امیر در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴:
با سلام
در اینجا متوجه نمیشوم که سودابه چه دلیلی برای صحت گفتار خویش میآورد:
چنین پاسخ آورد سودابه پیش
که من راست گویم به گفتار خویش
فگنده دو کودک نمودم بشاه
ازین بیشتر کس نبیند گناه
سیاووش را کرد باید درست
که این بد بکرد و تباهی بجست
سپاسگزارم
الهام کوهستانی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶۷:
بهار آبرویم درست است نه بهار آبرویم
الهام در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶۷:
"بهار آبروبم" نه بلکه بهار آبرویم میباشد
Mohamad.Mehdi.(pretty_autumn) در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰:
عرض سلام و ادب .
در مصرع دوم از بیت آخر ،
علاوه بر معنی اصلی که " ثروتمند به دلیل بخل، غنی شده و از نظر بخشش و کرم فقیر است " اشاره ظریفی هم شده که فقیر به دلیل بخشش تهیدست شده و اکنون نمیتواند سخاوتمند باشد .
دیر زی - شاد زی - مهر افزون
مریم در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهینبانو شیرین را:
جهان را از جمالت روشنائی
جمالت در پناه ناآزموده
با احترام
در این بیت دراخر مصرع دوم به جای "ناازموده" باید کلمه "پارسایی" نوشته بشه
احتمالا اشتباه تایپی رخ داده
مصیب مهرآشیان مسکنی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸:
با سلام مصراع اول بیت آخر باید چنین باشد
مجلس یار که بی ناله سعدی خوش نیست
و معنی خیلتاشان به معنی بسیار دولت مردان و خداوندان قدرت است
رهام عباسی مهر در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:
خیلی زیباست
درود بر روح مولوی شاعر ایرانی
علی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:
ای به رَهِ جستجوی، نعرهزنان، دوست دوست
گر به حرم ور به دیر، کیست جز او؟ اوست اوست
پرده ندارد جمال، غیر صفات جلال
نیست بر این رخ نقاب، نیست بر این مغز پوست
دم چو فرو رفت هاست، هوست چو بیرون رود
یعنی ازو در همه، هر نفسی، های و هوست
احسان در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰۹:
سلام،وزن شعر تکرار فاعلاتن هست نه فعلاتن
بحر رمل میشه فاعلاتن
حمید در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
سلام
در بیت دوم (( درده )) درست است
نجاتی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات از رسالهٔ جلالیه » شمارهٔ ۲۲:
بیت چهارم مصراع دوم مشکلی دارد که وزن را به هم می زند
مرتضی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
گوهر معنی اوست پر شده چان و دلم اوست اگر گفت نیست ثالث و ثانی مرا
در مصرع دوم اوست اشاره به شمس دارد و نیست ثالث و ثانی مرا اشاره به خداوند که برای او دوم و سومی وجود ندارد و واحد است و در این مصرع مولانا ، شمس تبریزی را تا مقام خداوندی بالا میبرد و میگوید او(شمس) کسی است که گفت من احد هستم و برای من دوم و سومی نیست
تنها خراسانی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۱:
عارف مرغان است لک لک لک لکش دانی که چیست
ملک لک و الامر لک و الحمد لک یا مستعان
وقت پیله روح آمد قشلق تن را بهل
آخر از مرغان بیاموزید رسم ترکمان
همچو مرغان پاسبانی خویش کن تسبیح گو
چند گاهی خود شود تسبیح تو تسبیح خوان
مولانا
تنها خراسانی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۱:
همایون خان !
جوری گفتی جلال الدین انگار حضرت مولانا پسرخاله جنابعالی است!
علیرضا در ۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱: