احمد در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۱:
شهر چه فرایند تکوینش باشد در غرب با همان مفهوم «پلیسیا»که بکار رفته و یا علل برون آمدنش باشد در شرق با همان مفهوم«شارستان».در نظر باشد،فراروئیده از ده «سنتز» او و با گذر از سختگیری متعصبانه که نشان از خام دارد,در مرتبت عالیتر از او منتها وفقط اگر این سیر تعالی ادامه یابد و در خودماندگی نماند. که این خود ارتجاعی ستی و ارجاعی یکسره مظنون گرچه سیاست را یکسره از هر نوعش نیرنگ می دانم و روشی تا گروهی خر از اسب جلو رانده شوند،اما بخاطر داشته باشیم که فرآورده همین «ردنک»(که در لغت انگلیسی و در لفظ امریکائی به سبب آفتاب سوختگی شأن بدان مسما شدند) جناب ترامپ ومشابهات وطنی خودمان که خداوند از سرشان ما در امان دارد که اگرچرخ بکامشان بچرخد درصنه گیتی نه تو مانی و نه من
محمد تقی کمالی سبزواری در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷:
1-ای همه کار تو مطبوع و همه جای تو خوش، همه شکل، آنقدر معنای دلنشینی ندارد، زیرا شکل یک جور بیش نیست ولی زیباست که بگوئی هر کار که تو میکنی زیباست….. و همچنین است در نسخه قدسی با حاشیه داور.
2- همچو سرو چمنی هست سراپای تو خوش
3- پیش چشم تو بمیرم که بدان بیماری
4- بیت ششم که از قلم افتاده است: در ره عشق که از سیل فنا نیست گذار (شاید هم بهتر است بگوئیم گزیر !؟ )
میکنم خاطر خود را بتمنای تو خوش
5- در بیابان طلب گرچه ز هر سو خطر است
میرود حافظ بیدل بتولای توخوش
حسن در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۶:
آقای تولایی خیلی تشکر از برداشت شما از این رباعی.
حسین شهریار در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴:
این غزل رو استاد ناظری چند بیتش رو تو یه برنامه رادیویی خیلی زیبا اجرا کرده
فرهود در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۵ - حکایت:
در بیت آخر سعدی منطق شعر راکامل میکند و میگوید: طبیب چگونه کسی را درمان کند که آن فرد خودش میخواهد از رنج بمیرد؟
یعنی وقتی کسی برای خودش کاری نمیکند و خودش را نجات نمیدهد، طبیب چگونه اورا نجات بدهد؟
بیچاره در اصل آن کسی است که خودش میخواهد که از رنج بمیرد واراده ای ندارد، مثل آن خری که نتوانسته چوب را از خود دفع کند و ناتوان و زخمی مرده.
دقت شود که سعدی استادانه میگوید: «که بیچاره خواهد خود مرد» یعنی بیچاره خودش میخواهد بمیرد. اگر میگفت «بیچاره خود خواهد مرد» معنیش میشد بیچاره در آینده میمیرد.
سپهر در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل پانزدهم - فرمود که هرکه محبوب است خوب است:
لطفا بیت زیر رو ترجمه کنید
فَمَنْ یَرَهُ فِیْ مَنْزلٍ فَکَانَّمَا
رَآی کُلَّ اِنْسَانٍ وَکُلَّ مَکَانٍ
ممنون
حسن در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵:
ای کاش این اساطیت حاشیه نویس تمرکز بیشتری به معنانی اشعار حکیم ما پبردازند. و برداشت خودشان را از این اشعار نمایان فرمایند.
حمید در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
با سلام به محضر اساتید و حافظ پژوهان گرانقدر.
شرح این غزل زیبا و شرح درد و مرارت های عشق را نیمای یوش در قصه :رنگ پریده، خون سرد. بدرستی در حد کمال بیان کرده است. خواندن آنرا به همه عزیزان توصیه می کنم.
مازیار درکه در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۸ - مثال رنجور شدن آدمی بهوَهم تعظیم خلق و رغبت مشتریان بهوی و حکایت معلم:
عجب داستان جالبی دارد
مسعود کاوسیان در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۵ - مدح محمد بن سعد بن ابوبکر:
در نسخه محمد علی فروغی ،در ادامه مصرع خداوند بنده حقکزار ،10 بیت نیز جاب شده است
م.شیدا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۶ - امر حق به موسی علیه السّلام که مرا به دهانی خوان کی بدان دهان گناه نکردهای:
رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ
رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلی رُسُلِکْ وَ لا تُخْزِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمیعاد
گر نداری تو دم خوش در دعا
رو دعا می خواه ز اخوان صفا
بهر این فرمود با موسی خدا
وقت حاجت خواستن اندر دعا
که ای کریم له ز من می جو پناه
با دهانی که نکردی تو گناه
گفت موسی من ندارم آن دهان
گفت ما را از دهان غیر خوان
با دهان غیر کی کردهای گناه
از دهان غیر برخوان که ای الاه
وَ اَنا یا الهی عَبْدُکَ الَذی اَمَرْتَهُ بالدُعآءْ فَقالْ لَبَیْکَ وَ سَعْدَیْکْها اَناَ ذا یا رَبِ مَطروحُ بَیْنَ یَدَیْکْ
این متن کامل ربنا با اجرای سیدجواد ذبیحی قبل از انقلاب است.
اشعار مولانا به صورت دکلمه اجرا می شد و سالهای قبل از انقلاب در ماه رمضان از رادیو پخش می شد.
سید جواد ذبیحی در سال 1359 به جرم مداحی و مناجات خوانی در دربار پهلوی بعد از آزادی از زندان به دست انقلابیون تندرو به قتل می رسد و بدنش نیز در بیابان های اطراف تهران مثله می شود.
یادش گرامی
امیر در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:
سلام مجتبا گرامی.بنده نقطه نظر هایی دارم که قطعا بی عیب نیست. بیت1_ذات خدا یعنی ذات انسان و درجه مقصود و رضایت این نفس و ذات این است که جملگی به عشق روی بیاوریم و هر کس از عشق سرباز زد و از دل راند کافر شده است زیرا خداوند دل ادمی را با عشق تعبیه کرد و گوشزد کرد که در راه عشق باشیم___در مذهب عشق کسی که سوز و گداز عشق ندارد کافر است. بیت2_چرا با نفس و دلم بجنگم و خود را سرزنش کنم چون به عشق، انها زنده شدند و اتش سوزان و تحمل ناپذیر عشق را در وجودم فوران کردند و من را در بلا انداختند زیرا باید نیرو خود را برای جنگیدن با کرشمه و ناز یار نگه دارم و در نهایت ان عمزه و ناز باعث مرگ من در دریای عشق اوست___از یک طرف عمزه و ناز یار را عبادت می کند(حج) و از ان طرف با ان می جنگد(غزا) بیت3_بی یار و بدون عشقش نفس و حقیقت ما مانند یک سایه توخالی و بی ارزش است .خویشتن ما در حضور تو معنی و مفهوم پیدا می کند.___عظمت و بزرگی خدا را می رسونه البته بیشتر بیت منظور از یار و معشوق خدا است. بیت4_اتش عشق بر افروخته شد بر دل عاشقان که حتی اب حیات(مایعی که در افسانه هر کس ازان میخورد به عمر جاودانه ای دست پیدا می کرد)با ان همه عظمت و ارزش در برابر تو شرمسار است و نمی توان با ان عشق اتش را خاموش کرد و دل را تسکین داد.بروید از خدا بپرسد که چرا امانت الهی(عشق)را در وجود ادمی تعبیه کرد تا او این وظیفه را به دوش بکشد__ البته این بیت میتونه چند معنا داشته باشه بیت5_هجده هزار (منظور زیادی مقدار هست)عالم خوشی و شادمانی و خواست و ارزو برای انسان عرصه و نمایش دادند تا انسان با انتخاب انها در ظاهر در رفاه و اسودگی باشند ولی عاشقان (نفس انها) راه عشق خدا را انتخاب کردند که بسیار زیبا و بی همتاست بیت6_دوزخ محل زندگی کافران و بهشت محل زندگی مومنان و جایگاه و سزای عاشقان محو و نابودی انها در راه سخت عشق هست__بله عاشقان بسیار والاترند که در واقع مذهب عشق را با ارزش تر از مذهب مونان و کافران میداند که قطعا هست و بر منکرش لعنت. بیت7_در مورد خواجه شمس تبریزی زبان می گشاید که تاثیر زیادی بر هویت و ذات مولانای بزرگ گذاشت و اورا اصل حقیقت وفا میخواند و اگاه از سر و راز هستی و صفای روح خودش را مدیون شمس است. بیت8_شعر های من مانند عبیر،(ماده ای خوشبو) جان صد انسان که با سنگ فرقی ندارد و عشق درونش موج نمی زند تاثیر می گذارد و رویه انها در زندگی را تغییر می دهد همانطور که خاک کوی یار در تبریز(محل زندگی شمس)حکم کحل را دارد(ماده ای که باعث شفای چشم می شود) و وجود و ذاتم را از حقیقت و روشنایی لبریز می کند.در کل می گوید بخاطر اینکه از شمس تاثیر پذیرفتم شعرهایم زبان زد عام هست اری شمس تبریزی در شناخت معرفت و حقیقت در جایگاه والایی برخوردار است.
حامد در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳:
متاسنانه همواره با نظرات غیر کارشناسی روبرو هستیم.اساتید هم بجای اینکه مشکل اصلی این دوستما را مطرح کنند برای هم هندوانه باز می کنند و خودستایی.
آقای ماهان عزیز شما در گام اول می بایست بتوانید مسراعی هم وزن حافظ بگویید و سپس خیال جایگزینی آن را در سر بپرورید.
"چو شمع مجلس یک زبان و یک دل شو" نمی تواند در مسراع بعدی
"خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش" را بپذیرد.
وزن را می توانید با استفاده از ابزاری که کنجور در اختیار شما گذاشته است بیاموزید.
توفیق شما روز افزون
پدرام بهرام زاده در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقی:
معنی تکبیر اینست ای امام
مصراع بعدش کاملا اشتباه هست اصلا قافیه ندارد.
لطفا اصلاح کنید
ساسان در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱۵:
مُشتی خر بین یعنی مُشت نمونه خروار( جزئی از کل)
سید محمد مهدی شریفی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان:
هوالجَواد
از جمله اسم های خداوند ( الجواد) است . یعنی بسیار انعام و احسان کننده و حق تعالی فیاض مطلق و متصف به صفت جود واحسان ورحمت غیر متناهی است ودائم الفضل وقدیم الاحسان است وبخل در ساحت کبریایی او راهی ندارد.
من نکردم امر تا سودی کنم
بلک تا بر بندگان جودی کنم
شیخی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:
وزن نوشته شده برای این غزل اشتباه هست. بر طبق کتاب عروض فارسی دکتر عباس ماهیار وزن غزل، مُفتَعِلاتُن مفتعلاتن مفتعلاتن مفتعلاتن (رجز مثمن مطوی مرفل) میباشد.
nabavar در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:
گرامیان کسری و کامران
ابر ده و دو هفت شد کدخدای
را با چند تعبیر می توان بیان کرد
به گمان من
ابر ده و دو، هفت شد کدخدای
ده +دو = دوازده به مانای دوازده ماه سال [برج ] است
نماینده ی 30 درجه حرکت خورشید بر دائرةالبروج است
و جمع انها 360 درجه نماینده ی دوازده ماه سال خورشیدی ست
صاحب اصلی این دوازده ماه، هفت آسمان است
کَد را به معنای صاحب و در بر دارنده یا نماینده می توان در نظر داشت
مانند کدبانو = صاحب خانه
جواد انصاری در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
زیر هر غزلی رو نگاه میکنم میبینم اساتید همه از سعدی ایراد گرفتن که بیشتر نشانه بیسوادیشونه. بابا غزلو بخونین و لذت ببرین....
احمد در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۱: