گنجور

حاشیه‌ها

مصطفی قباخلو در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۹ - داستانِ دقیقی شاعر:

سلام
الهی عفو کن گناه ورا ***بیفزای در حشر جاه ورا
به نظرم هم خوانی نداره و بعد ها افزوده شده

مصطفی قباخلو در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:

((ازیرا ))یعنی زیرا یعنی به همین علت

قلندر در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

با درود و مهر..
تفکر روی هنر خواجه در ساختار غزل و آگاهی وی از نکات ریز و درشت دستوری و همچنین شعور و رندی و زیرکی و تبحرش در بازی با کلمات و جملات و قدرتش در معجزه کردن و ساختن غزلیاتی که تا همیشه زمان در نظر و فهم عاشقان مورد نقد و بررسی باشد یکطرف ماجراست بدون شک طرف دیگری از حقیقت و معرفت خواجه در پرده ای از ابهام فرو رفته که استخراج و فهم آن دانش و عشقی دیگر را طالب است راهی دیگر و علمی دیگر و فهمی دیگر ماسوای این عقل و علم ظاهری را خواهان است حال باید کوشید و دانست که چه راهی و چه فهمی ...و اصلا آن حقیقت چیست و کجای گفته های خواجه نهان شده شاید خواجه آنجا به طالبان حقیت اشاره ای داشته که...
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
با سپاس از،تمامی دوستان فرهیخته و عاشقان معرفت و حقیقت

آزادبخت در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۴۱ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۵۸:

حتی اگر موزون هم می بود باز شعر درباره پسر مودن است چرا که شعر مهستی شهراشوب است و برای شیخ و فقیه و قصاب و کفشگر و چوپان و خباز وخیاط و درودگر شعر گفته
دیگر انگه میگوید اوازه قامت خوشش اوازه قد قامت او چون برخاست درحال سرو نیز به نماز در امد - قامت یعنی برخاست - و

آزادبخت در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۷۸:

درگردن من به این گونه استخدام یکی از بهترینهای تاریه فارسی دری است به این ارایه ادبی فن استخدام میگویند استخدام با ایهام بسیار فرق دارد چرا که در ایهام یکی از دو وجه نزدیکتر و درست است و در استخدام انچه هست ایهام نیست بلکه یک واژه یا اصطلاح هر دو معنی را به اندازه هم دارد
و البته خدای این هنر سعدی است
شاهدان می کنند خانه زهد
مطربان می زنند راه حجاز
-
همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش
تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم
-
با ا که در فراق تو چشم امیدوار
ذره ای در همه اجزای من مسکین نیست
که نه ان ذره معلق به هوای تو بود
هزار بار بگفتم که چشم نگشایم
به روی خوب ولیکن تو چشم می بندی
کر مغری وخو بونی چش روش
کور مگر در خواب بیند چشم روش
کور مگر در خواب چشم روز را بیند
مگر در خواب چشم روشن را ببند
چون گوش روزه دار بر الله اکبر است

آزادبخت در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۸۱:

در پهلوی زن تیر به از پیر بودن نه از سعدی و نه از مهستی و نه از مهری است این یکی از رهنمونهای کهن پارسی است و همگی انرا دستان و رهنمون زده اند
نمی نگرید بندک سومینش را

قلندر در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:

با درود و مهر...
عمر بگذشت به بیهودگی و بدفهمی
جام می هم نتوانست به من فهم دهد...
با سپاس از انتقال تفکرات زیبای تمامی عاشقان راه حقیقت
که در پیمودن مسیر معرفت به ما یاری میرسانند...
پایدار و پاینده و پیروز باشید دوستان.هزاران درودتان.

امیر در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:

در بیت چهارم به نظرم نگذارد درست باشه و اشتباه تایپی رخ داده

سپهر در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:

برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن
که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی

خسرو در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

منظور از مگس ، دجال هست
منظور از جضرت سی مرغ ، حدای واحد و وحدت است
منظور از پادشاهان ، آیات خدا یا همان صالحین هستند که به زندگی جاودانه رسیده اند و خدای وجدت هستند

ارسلان در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

حتما توصیه میکنم این شعر را با صدای استاد ملک مسعودی گوش بدید و لذت ببرید از این شاهکار

بی نشان در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵۰:

سلام و عرض ادب و احترام
در صورت صحت و صلاحدید اصلاح بفرمایید
مصراع اول بیت اول :
هزار بار کشیده است / کشیدست که حرف های پایانی و الف آغازین حذف و یا ادغام می شوند کشیدِ است خوانش را به سکته و خلل وزنی مواجه می نماید همان طور که خوانش گر غزل اینگونه قرائت کرده اند و از لطافت سماعی شعر کاسته شده است
بیت سوم مصراع دوم :
سبو اسیر سقاست / سبو اسیر سقایست چون گریزد از او که اضافه نمودن حرف یا که اعلال حرف الف ابتدای است می باشد خوانش را روان تر و دلنشین تر می نماید
بیت پنجم :
سبو سپرده به دو گوش / سبو سپرده بدو گوش : یعنی سبو به او گوش سپرده است که با تسلیم بودن تمامی ارکان وجودی سبو در بیت پیشین نیز تناسب تام دارد .... سبو به سقا گوش سپرده است و تسلیم و منقاد امر و خواست و مشیت اوست که غایت آن جز غوطه دادن سبو در جو نیست
ولله الحمد

بی نشان در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵۱:

سلام و عرض احترام
لطفا در صورت صحت و صلاحدید اصلاح بفرمایید
بیت اول :
چو از سر بگویم بود سرور او : جایگزین بگیرم / بگویم باید باشد به معنای راس و بالا که با سرور مصراع دوم که به معنای بالاتر و سرتر می باشد تناسب و سنخیت بیشتری دارد. از سر گفتن یعنی ابتدا و آغاز سخن کردن که در غزلی بکر و شیرین با مفهوم همه اویی نیز به لطافتی شکرین با سرور بودن او تناسبی دیگر می یابد
بیت پانزدهم: خمش کن که هر شش جهت نور اوست / اوست جایگزین او است که روانش خوانش مصراع را افزونتر می نماید برای خوانش گر مبتدی
بیت شانزدهم : و سِرُّکَ سِرّی وَ ما أَظهَرُ که چون اعراب گذاری نشده است بهتر می نماید که حرف پایانی قافیه ی مصراع ساکن و بعد از آن ردیف او اضافه شود " و ما اظهر او"
بهین روز و روزگار باشید

ارسلان در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت اول » بخش دوم - قسمت دوم:

صفحه، نیازمند اصلاح و ویرایش است.
تایپیست هم درون متن به شدت حضور دارد.

سپهر در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل چهل و دوم - سیف البخاری راح الى مصرکل احد یحبّ المرآة:

کاش ترجمه داشت

محمد در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲:

اگر انسانی به انچه که از اسلام میدونه عمل کنه خداوند هم مجهولات ذهن اون برطرف میکنه.پس به جای بحث کردن تقوا داشته باشیم تا حقیقت آشکار بشه یرای ما

سیدمحمدجواد موسوی اعظم در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵:

زمین نَسپَرد شیر با داد تو… سپردن یعنی زیر پا لگدکوب کردن، نابود کردن. (کتاب واژگان شاهنامه اثر خالقی) پس شعر بدین صورت معنی دارد: شیر از عدالت تو توانایی نابودی زمین را ندارد. این بیت مقدمه ای است بر ابیات بعدی، در ادامه شعر آمده اما عدالت را در حق من روا نداشتی.

سید حسین محمدی روشن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۵۹ - دکان ریا:

واقعا زیباست

سید حسین محمدی روشن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

هر کسی یه تفسیری میکنه مولوی میگه هر کسی یه ظن خود یار من به نظر من با تفسیرای الکی لذت شعر خوانی را از بین نبرین.

قلندر.. در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

با درود و مهر...
آرزو میکنم دیوان خواجه که سرشار از آموزه های عشق و مرام و معرفت و دوستیه
از جنگ هفتاد دو مذهب به جنگ هفت میلیارد عقل مبدل نشه...چشمها را باید شست و دید نوعی دیگر باید معنا کرد و فهمید..باسپاس

۱
۱۸۶۹
۱۸۷۰
۱۸۷۱
۱۸۷۲
۱۸۷۳
۵۷۴۱