گنجور

 
رودکی سمرقندی
 

به سرای سپنج مهمان را

دل نهادن همیشگی نه رواست

زیر خاک اندرونت باید خفت

گر چه اکنونت خواب بر دیباست

با کسان بودنت چه سود کند؟

که به گور اندرون شدن تنهاست

یار تو زیر خاک مور و مگس

چشم بگشا، ببین: کنون پیداست

آن که زلفین و گیسویت پیراست

گر چه دینار یا درمش بهاست

چون ترا دید زردگونه شده

سرد گردد دلش، نه نابیناست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فاطمه در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۷ نوشته:

در مصراع دوم بیت چهارم به جای <> <> اورده شده به معنای کنیزی که زلفت را می اراسته (پیشگامان شعر فارسی-دکتر محمدرضا ترکی-ص21 )

 

زهرا در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۷ نوشته:

سلام. معنی دو بیت آخر چی میشه؟

 

حسین شنبه‌زاده در ‫۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۷ نوشته:

در جواب به زهرا:
این دو بیت ظاهراً کاملاً اختصاصی و در اشاره به واقعه‌ای سروده شده که ما ازش خبر نداریم. معنی ظاهریش اینه: کسی که موهات رو آرایش می‌کنه، گرچه در عوضِ این کارش پول می‌گیره و شغلش آرایشگریه، اما وقتی چهرهٔ زرد تو رو می‌بینه (در اثر پیری و بیماری)، و بهت کم‌محلی می‌کنه، این کم‌محلیش به این دلیل نیست که چشمش کور شده و تو رو نمی‌بینه، به این دلیله که [از تو] دلسرد شده (و بهت بی‌علاقه شده).
یعنی وقتی پیر و زردروی می‌شی، حتی کسی هم که ازت پول می‌گیره که ظاهرت رو آرایش کنه این‌قدر بهت کم‌محلی می‌کنه که فکر می‌کنی کوره و نمی‌بیندِت.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.