گنجور

غزل ۷۶

 
سعدی شیرازی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یارا بهشت صحبت یاران همدمست

دیدار یار نامتناسب جهنمست

هر دم که در حضور عزیزی برآوری

دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست

نه هر که چشم و گوش و دهان دارد آدمیست

بس دیو را که صورت فرزند آدمست

آنست آدمی که در او حسن سیرتی

یا لطف صورتیست دگر حشو عالمست

هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده‌ام

جز بر دو روی یار موافق که در همست

آنان که در بهار به صحرا نمی‌روند

بوی خوش ربیع بر ایشان محرمست

وان سنگ دل که دیده بدوزد ز روی خوب

پندش مده که جهل در او نیک محکمست

آرام نیست در همه عالم به اتفاق

ور هست در مجاورت یار محرمست

گر خون تازه می‌رود از ریش اهل دل

دیدار دوستان که ببینند مرهمست

دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف

لیکن رفیق بر همه چیزی مقدمست

ممسک برای مال همه ساله تنگ دل

سعدی به روی دوست همه روزه خرمست

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | غزلیات قدیم | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 713 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 653

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید مصطفی حسینی در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۵۷ نوشته:

در بعض از نسخ این بیت نیز مشاهده گردیده است
دیگر مرا معامله با هیچکس نماند
بیعی که بی حضور تو کردم اقالتست

 

علی محمدی در ‫۸ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۴۲ نوشته:

اقالت چگونه با خرم و مقدم قافیه شود؟ این پاره هیچ ربطی به این غزل ندارد.

 

رضا سعدی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۰۰ نوشته:

2. بیت زیبای زیر را به یاد می آورد:
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت
6. نکته جالب در مورد این بیت این است که سعدی از «محرم» به عنوان ماه عزا یاد می کند.

 

احمد در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۲ نوشته:

منظور از محرم در این بیت حرام بودنست نه ماه عزا .

 

دکتر هاتف سیاه کوهیان در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۴ نوشته:

در بیت:
آنان که در بهار به صحرا نمی‌روند
بوی خوش ربیع بر ایشان محرمست
استاد سخن سعدی، با مهارت تمام کلمه ربیع و محرم به کار گرفته و کلمه محرم در این بیت فقط معنی«حرام » را افاده نمی کند. بلکه کلمه محرم در یک افق دلالت فرهنگی ایرانی در برابر کلمه «ربیع» بکار برده شده است ، در این بیتکلمه ربیع دال بر بسط و سرور بوده و کلمه محرم علاوه بر مفهوم حرام، معنایی مرتبط با حزن و ملال و قبض دارد. و گرنه مصرع دوم می توانست به این شکل هم باشد:
بوی خوش بهار بر ایشان محرمست.
پس سعدی کلمات «محرم و ربیع» را را از سر عمد در تقابل با یکدیگر آورده است در غیر این صورت اگر فرض کنیم که ربیع در این بیت به معنای بهار و محرم به معنای حرام باشد، بیت فاقد لطفت و زیبایی پیشین خواهدبود.

 

ابوطالب رحیمی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۴ نوشته:

بیت:
آن سنگ دل که دیده بدوزد ز روی خوب
پندش مده که جهل در او نیک محکم است
یاد آور چنین ابیات زیبایی هست:
سعدیا پیکر مطبوع برای نظر است
ور نبیند چه بود فایده چشم بصیر
من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم
چه کنم نمی توانم که نظر نگاه دارم
مرا شکیب نمی باشد ای مسلمانان
ز روی خوب، لکم دینکم ولی دینی
سر و چشمی بدین خوبی تو گویی چشم از او برگیر
برو کین وعظ بی معنی مرا در سر نمی گیرد
(البته بیت آخر از حافظ هست)

 

وشایق در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۲۶ نوشته:

با سلام (ممسک برای مال همه ساله تنگ دل سعدی به روی دوست همه روزه خرمست ) یعنی دنیا دوست همیشه یا غم از دست رفتن را می خورد یا غم اینکه چیزی بدست نیاورده را اما سعدی عاشق فارغ از دنیا و عقبی به یاد دوست همیشه شاد و خرم است (فاش می گویم و از گفته خود دلشادم بنده عشقم و از هر دو جهان ازادم )

 

احمد در ‫۴ سال قبل، دو شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۱۲ نوشته:

بوی خوش ربیع بر ایشان محرم است
با توجه به اینکه در روزگار سعدی اکثریت ایرانیان سنی مذهب بوده اند و ماه محرم به عنوان ماه عزا در آندوره وجود نداشته است پس منظور استاد سخن از محرم به معنای ماه عزا نیست بلکه با توجه به اینکه محرم یکی از چهار ماه حرام میباشد سعدی از آن به عنوان حرام بودن استفاده کرده .

 

نادر.. در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۵ نوشته:

نی هر که چشم و گوش و ...

 

مرصاد در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۷ نوشته:

یارا بهشت صحبت یاران همدمست
دیدار یار نامتناسب جهنمست به قول حافظ باغ بهشت و سایه طوبی قصر نور باخاک کوی دوست برابر نمیکنم به به

 

امیر در ‫۲ سال قبل، سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۴ نوشته:

دوستانی که محرم را به معنای حرام گرفته اند، توجه نکرده اند که در ماههای حرام، که محرم یکی از آنها است، جنگ و خونریزی حرام است، نه عیش و نوش. پس اگر محرم تنها به معنای ماه حرام استفاده شده باشد، و ربیع به معنای ماه حلال، در تقابل به این معنا می رسیم که در ربیع ماهی است که جنگ و خونریزی در آن حلال است. حاشا و کلا!
در سیاق خود این شعر، و اشعار دیگر سعدی و حتی دیگر شعرا، ربیع نماد شادی و شادخواری است، و تقابل محرم و ربیع بیش از هر چیز یاداور همین معناست که محرم ماه حزن و اندوه است.

 

موسی عطازاده در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۳ نوشته:

درمصرع «بوی خوش ربیع بر ایشان محرم است» با توجه به شواهد تاریخی، اشاره به عزای محرم نیست، بلکه فقدصرفا از معنای لغوی محرم که حرام بودن را می رساند استفاده شده است.

 

علی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۸ نوشته:

اساتید محترم در مورد معنای بیت پنجم: «هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده ام جز بر دو روی یار موافق که در همست»سخنی و کلامی بفرمایید.

 

nabavar در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۳ نوشته:

گرامی علی
هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده‌ام
جز بر دو روی یار موافق که در همست.
یاری را می پسندم و حسرتِ به جای او بودن را می خورم که دو روی خوش را با هم دارد،
یک روی زیبا و دلنشین در ظاهر و روی دیگرش باطنی باصفا و بی پیرایه است

 

جاوید در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۵ نوشته:

در بیت:
آنان که در بهار به صحرا نمیروند
بوی خوش ربیع بر ایشان محرمست
واژه های بهار، صحرا، ربیع و محرمست واژه های پایه ای هستند که آهنگ آرام و لطیف این بیت را مسازند و باین اعتبار محرمست بدون تشدید میباشد.

 

سعیده در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۲۶ نوشته:

معنی :
این است که فقط وقتی می بینم دو یار موافق روبروی همدیگر قرار دارند حسرت شان را میخورم.

 

روح اله در ‫۹ ماه قبل، چهار شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۷ نوشته:

یا لطف سیرت است، دگر حسن عالم است
حشو عالم است معنی نداره در نسخه ای که خودتون هم قرار دادین نوشته حسن عالم است
یعنی خوبی واقعی به سیرت هست و صورت لطف خدا و عالم هست و ملاک آدمیت نیست

 

امیر در ‫۶ ماه قبل، پنج شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۹ نوشته:

با سلام منظور از صحرا در این شعر چیست؟

 

م.م.سپهر در ‫۶ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۸ نوشته:

جناب روح‌اله
اتفاقا بیت فوق با واژة «حسن» کاملا خالی از معنا و مفهوم و زیبایی می‌شود. بیت فوق را برایتان معنا می‌کنم که مفهوم «حشو عالم» برایتان روشن شود:
در واقع آدم آن کسی است که ذاتی نیک یا رویی خوب و زیبا داشته باشد، از این دو گروه که گذشت دیگر آدمیان (یعنی آن کسانی که نه صورت زیبایی دارند نه سیرت پسندیده‌ای) در عالم اضافی و بیهوده‌اند.
«حشو» در لغت به معنای آن چیزی‌ست که درون چیزی را با آن پر کنند(مانند درون لایه‌های لباس، که معمولا چیزی بی‌ارزش است) یا به معنای مردم فرومایه و پست است و یا به معنای کلام بیهوده و زایدی که نبودش به مقصود گوینده خللی وارد نمی‌کند و اضافی است (البته حشو هم انواع قبیح و ملیح دارد که ازین مقال و مجال خارج است). پس همانطور که عرض کردم، منظور سعدی بزرگوار از حشو عالم، قسمت های اضافی و بیهوده و مردمان پست بوده است؛ چه ایشان کسی که سیرت پسندیده یا صورتت زیبا نداشته باشد را آدم (یا اقلا آدمی قابل اعتنا) در شمار نمی‌کرده‌اند. این مفهوم صورت و سیرت خوب و زیبا در مجال‌های مختلف و با تاکیدهای گوناگون بسیار در آثار استاد سخن و دیگر شعرای پیش از او به کار رفته است. اینک شاهدی از غزل آغازین دیوان مشار الیه:
اکبر و اعظم، خدایِ عالَم و آدم صورت خوب آفرید و سیرت زیبا
پاینده باشید.

 

گلناز در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۱ نوشته:

بزرگواران علی و ناباور
منظور از بیت :
هرگز حسد نمی برم و ....
این است که :
هرگز حسادت نکردم و حسرت بر چیزی و حالتی نداشته ام، جز بر آن زمان و آن حالت که دو نفر همراه و هم فکر ، رو در روی یکدیگر نشسته اند و همصحبت یکدیگر شده اند.
شاهد مثال آن هم مصرع اول از بیت اول که شاعر موضع اش را صراحتا اعلام کرده و می فرماید : یارا! بهشت، صحبت یاران هم دم است.
پس این حالت را معادل با بهشت دانسته.

 

nabavar در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۴ نوشته:

گرامی گلناز بانو
با سپاس فراوان از شما که مرا به اشتباهم واقف کردید
این دو بیت پشت سر هم:
آنست آدمی که در او حسن سیرتی
یا لطف صورتیست دگر حشو عالمست
هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده‌ام
جز بر دو روی یار موافق که در همست
و اشاره به یار و نه یاران، مرا بر آن داشت که چنین تعبیری را مناسب بدانم.
گفتار شما متین است و در خور
پایدار باشید بر دوام

 

ناصر در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۹ نوشته:

فرهیخته دوستان گلناز و ناباور
بر فروتنیِ ناباور عزیز آفرین می گویم که نَفَسِ گناز را شهید نکرد و از حق خود گذشت
آنست آدمی که در او حسن سیرتی
یا لطف صورتیست دگر حشو عالمست
هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده‌ام
جز بر دو روی یار موافق که در همست
خانم گلناز عزیز درین دو بیت سعدی از دو فرد صحبت نمیکند که نظر به یک نفر دارد. می گوید آدمی آنست که در عین صورت زیبا از لطافت سیرت نیکو برخوردار است و این با توضیح ناباور گرامی کاملاً مطانق است، یار موافق دو رو دارد یکی سیرت زیبا و دیگری روی نیکو همراه با لطافت
با پوزش از جسارت

 

صدراله زحمتکش در ‫۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۲ نوشته:

تصور میکنم از عبارت دو روی یار موافق در این بیت:
هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده ام جز یر دوروی یار موافق که در هم است
دو معنا قابل برداشت است .اول کنایه از عشق و دلدادگی دو دلداده که در آغوش هم رفته اند و دوم یکرنگی و صداقت دوست.یعنی دوست و یاری که دورنگی و دورویی ندارد و هردو رویش یکی است!

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.