ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۲۶ در پاسخ به منصور دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:
بله خیلی کمک میکنه ...و حتی برخی به وسیله خوانندگان و مخصوصا اجراشون اگر زیبا باشه ... .
در واقع موسیقی به آدمی آرامش میده من خودم موسیقی سنتی رو به بقیه سبکها ترجیح میدم ولی بقیه سبک ها هم خیلی خوی هشتن خوانندگانی خوش صدا و خوب که به خوبی اجرا میکنن ...چاووشی هم بسیار خوب اجرا میکنه .
و در ادامه حرفم ،گفتم که موسیقی به آدم آرامش میده ،در میان صداهای دلنشین که از یک ساز بلند میشه و صدای خم خواننده با متن شعر زیبای شاعران بزرگ کشورمون ؛اگر کسی که گوش میده زندگی ش پر از غم باشه ویا خوش تصور کنه که غمگین هست و در کل یک غمی داشته باشه این آهنگ به اون خیلی تاثیر میزاره ...این فرد میتونه بیاد و این شعر. رو ببینه تو دیوان شعری و ...و اون فرد درک خیلی زیبایی از این شعر میکنه چون اون رو. از دیدی نگاه کرده جدا از دید فیلسوفانه و اندیشمندانه ...
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۱۴ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱۰۹ - بینی جهان را خود را نبینی:
سلام
به نظرم این شعر اشاره مستقیم به این موضوع به این که خود را اصلاح کرده و از این دنیا چشم بپوشیم نکرده ولی شاید برای برخی این نتیجه گیری شود ،به نظر من بیشتر به این آدمی را نصیحت میکند که مرگ را جزو از طبیعت خود بداند و از مرگ نهراسد ...
ولی من در کل با این موضوع مخالف هستم که این دنیا را نادیده گرفت ومرگ را دری برای رفتن به آن دنیا دانست...به نظر من این دنیا بسیار مهم هست حداقل یکی از آن دلایلی که شاید آن را مهم میکند این است که در این دنیا پای میگذاریم و در آن دنیا اعمال مان بر اساس این اعمال انجام شده در این دنیا بررسی میشود پس این دنیا مهم هست ...این دنیا مهم هست و آن دنیا مهم نه !اما آن دنیا زیبا چرا ...
البته این دنیا هم بسیار زیبا هست ...بنده با وجود تمامی غم ها و دوری ها و سختی ها و شکست های در زندگی و با خستگی بیش از اندازه باز به نظرم چیزهای کوچکی هست که آدمی را بسیارخوشحال کند ...عمه من برای من دو کتاب گرفته !همین آنچنان مرا شگفت زده کرد که خوشحالی من بسیار بیش از این چند هفته شده ...تصمیم گرفته ام که جدا از شرایط زندگی شاد باشم ...به نظر من نباید شادی را از خویش دریغ کرد ...
همیرضا در ۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۳۴ در پاسخ به صدرا فقیه دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۴۲۳:
با سپاس، تصحیح شد.
کوروش در ۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۳ - بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا میشود تا او هم یار میشود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی:
یا حریص االبطن عرج هکذا
انما المنهاج تبدیل الغذا
یا مریض القلب عرج للعلاج
جملة التدبیر تبدیل المزاج
ایها المحبوس فی رهن الطعام
سوف تنجو ان تحملت الفطام
ان فیالجوع طعام وافر
افتقدها وارتج یا نافر
اغتذ بالنور کن مثل البصر
وافق الاملاک یا خیر البشر
لطفا ترجمه کنید
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
بله دقیقا ...اشعار شعرا قدیم و بخصوص سعدی ،بازی بسیار زیبا و پیچیده ای ست و این چون پیچیدگی در میان شاخه های گل است و آدمی را در میان کلماتی که شاید هرروزه شنیده و میبیند و به مار میبرد قرار میدهد ولیکن شیوه شیرینی دارد که گویی ماوراء ست ...و این تنها به خود شاعر باز میگردد ...
درمورد جابجا کردن دو مصراع ؛من تا کنون اینگونه با بیت یا شعری نگاه نکرده و این کار را نکرده بودم ولی حال که شما بانو غزل عزیز گفتید ،این کردم و دیدم که درست اش و به راحتی و سریع میتوان درکی درست و معنی درستی از شعر پیدا کرد .سپاس..
حمید در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:
این غزل را ستار هم به زیبایی تمام خوانده است
abbas norouzi در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۹۳:
با سلام
تو را در این جمله تتو نوشته اید
لطفا اصلاح کنید
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » وفای شمع:
این شعر از دکتر علی شریعتی ست ...
میخواستم بدونم که کتاب شعری از دکتر شریعتی هست و از چه انتشاراتی ؟
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » وفای شمع:
تا سحر ای شمع بر بالین من امشب از بهرخدا بیدار باش
سایه غم ناگهان بردل نشسترحم کن امشب مرا غمخوار باش
کام امیدم بخون آغشته شدتیرهای غم چنان بر دل نشست
کاندر این دریای مست زندگیکشتی امید من بر گل نشست
آه! ای یاران به فریادم رسیدورنه امشب مرگ بفریادم رسد
ترسم آن شیرینتر از جانم ز راهچون به دام مرگ افتادم رسد
گریه و فریاد بس کن شمع منبر دل ریشم، نمک دیگر مپاش
قصّه ی بی تابی دل پیش منبیش ازین دیگر مگو خاموش باش
جز توام ای مونس شبهای تاردر جهان دیگر مرا یاری نماند
زآن همه یاران بجز دیدار مرگبا کسی، امید دیداری نماند
همدم من ، مونس من، شمع منجز تواَم دراین جهان غمخوار کو؟
واندرین صحرای وحشت زای مرگوای بر من، وای بر من، یار کو؟
اندر این زندان، من امشب، شمع مندست خواهم شستن ازاین زندگی
تا که فردا همچو شیران بشکنندملــتـــــم زنجیــرهای بنـــدگی
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰:
این اولین غزل نیست که هیچ حاشیه ای ندارد ...از دیگر شاعران و باز از سعدی هیچ حاشیه ای ندارد ...کاش بزرگان و دوستان لطفی کنند و همه با هم این اشعار را در این روزهای سخت و غم افزا کرونا بخوانیم تا اندک گرمی و امید و نوری در زندگی و دلهامان بتابد ...
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
اگر کسی میداند بگوید ...خودم که فکر کردم نفهمیدم
ممنون و سپاس
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
دلیلی نمیبینم که این شعر از سعدی نباشد لطفا یک دلیل منطقی بیاورید
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
سلام به تمامی دوستان...
چرا نباید برای سعدی باشد؟!تعجب میکنم ...!دلیل ش چیست !
آیا عشق چیز عجیبی ست و اندوهی و ملالی که از عشق بر میآید؟!
سعدی اشعارش عاشقانه است ...عاشقانه ای به یاری ...
در هر لحظه زندگی هست که عاشق شده باشی ...در ضمن عشق برای زن و مرد تنها نیست !
حتی میشود که کسی به یاری که هیچ گاه پیش رویش نبوده و تنها در خواب ها میبیند عاشق شود و گاه آدمی در انتظار عشق میماند ولی هرگز آن نمیابد ...اینکه سعدی عاشق که بود نمیدانیم ولی او واقعا عاشق بود و چه زیبا در عشق او سعدی شعر گفت ...
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰:
درود دوباره به بانو غزل ...نام زیبایی دارید که با اشعار گرهی ناگسستنی دارد ...جاوید و تابان باشید همیشه
nabavar در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۵ در پاسخ به محسن دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:
گرامی محسن! شما بسیار درست نوشته اید، به آنچه از شما ایراد گرفته شده اعتنا نکنید.
شرح کردن کاملاً صحیح و دقیق است
شرح کردن
لغتنامه دهخدا
شرح کردن . [ ش َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بیان کردن و تفسیر کردن . توضیح دادن . توصیف کردن : بونصر نامه نویسد و این حال را شرح کند همه ودل وی را دریافته اید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 331).
شرح این حال پیش دوست کنیم
سنگ فتنه به لشکر اندازیم .
حکیمی کاین حکایت شرح کرده ست
حدیث عشق از ایشان طرح کرده ست .
گفت احول زآن دو شیشه تا کدام
پیش تو آرم بکن شرحی تمام .
واجب آمد چونکه بردم نام او
شرح کردن رمزی از انعام او.
نه من اندیشه ببستم قلم وهم شکستم
که تو زیباتر از آنی که کنم شرح و بیانت .
ناصر در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴:
بیت ۳ مصرع ۲ باید به این صورت اصلاح گردد
وان لعل سرخ و دست نگارین گواه اوست
محسن در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:
این غزل را استاد مهدی نوریان خیلی خوب شرح کردهاند:
https://shaareh.ir/darsgoftarhafez4/
آرش ثروتیان در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳۷:
گویی فسوس باشد کز من فسوس خوار
صرفه برد نه خود من صرفه برم از او
مصرع دوم وزنش درست نیست. باید دید که متن صحیح چگونه است؟
Polestar در ۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مسمطات » در مدح امیرمؤمنان (ع):
عالیه حیدر احد منظر...
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۲ در پاسخ به Sara دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲: