گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این

خضر است و الیاس این مگر یا آب حیوانی است این

این باغ روحانی است این یا بزم یزدانی است این

سرمه سپاهانی است این یا نور سبحانی است این

آن جان جان افزاست این یا جنت المأواست این

ساقی خوب ماست این یا باده جانی است این

تنگ شکر را ماند این سودای سر را ماند این

آن سیمبر را ماند این شادی و آسانی است این

امروز مستیم ای پدر توبه شکستیم ای پدر

از قحط رستیم ای پدر امسال ارزانی است این

ای مطرب داووددم آتش بزن در رخت غم

بردار بانگ زیر و بم کاین وقت سرخوانی است این

مست و پریشان توام موقوف فرمان توام

اسحاق قربان توام این عید قربانی است این

رستیم از خوف و رجا عشق از کجا شرم از کجا

ای خاک بر شرم و حیا هنگام پیشانی است این

گل‌های سرخ و زرد بین آشوب و بردابرد بین

در قعر دریا گرد بین موسی عمرانی است این

هر جسم را جان می کند جان را خدادان می کند

داور سلیمان می کند یا حکم دیوانی است این

ای عشق قلماشیت گو از عیش و خوش باشیت گو

کس می نداند حرف تو گویی که سریانی است این

خورشید رخشان می رسد مست و خرامان می رسد

با گوی و چوگان می رسد سلطان میدانی است این

هر جا یکی گویی بود در حکم چوگان می دود

چون گوی شو بی‌دست و پا هنگام وحدانی است این

گویی شوی بی‌دست و پا چوگان او پایت شود

در پیش سلطان می دوی کاین سیر ربانی است این

آن آب بازآمد به جو بر سنگ زن اکنون سبو

سجده کن و چیزی مگو کاین بزم سلطانی است این

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محسن چاوشی » امیر بی گزند » این کیست این؟

حسام الدین سراج » تک آهنگ های پویا سرایی » شمس الضحی

سمیر زند » تک آهنگ های سمیر زند » این کیست

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد اشرافی در ‫۱۲ سال و ۱۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱ آبان ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۰۴ نوشته:

قسمت اعظم این شعر با صدای حسام الدین سراج بر روی تصنیفی به یاد ماندنی از محسن نفر اجرا شده.پیشنهاد می کنم حتما گوش کنید

 

ناشناس در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۱۲ نوشته:

پیوند به وبگاه بیرونی

 

محمدرضا در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۴ نوشته:

شعر کامل نیست

 

فرزام در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۰۲ نوشته:

"دادِ سلیمان می کند" درست است

 

hamidrexa در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۳ نوشته:

این کیست این این کیست این این ذکر طوفانیست این نور ربانیست این این گوهر جانیست این
بسم الله ای خون خدا بسم الله ای شهد بلا شاه شهید کربلا یاین امیر المومنین
پیوند به وبگاه بیرونی
فوق العاده
با صدای محمود کریمی

 

وحید در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۱ نوشته:

مصرع پایانی "سجده کن و چیزی مگو کین سر ربانیست این" درست است.

 

وحید در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۵ نوشته:

در واقع به نظر میرسد جای "سر ربانی" و "بزم سلطانی" در مصرع پایانی و مصرع دوم از بیت یکی مانده به پایانی جابجا نوشته شده اند. البته سندی ندارم و از شنیدن تصنیف چنین برداشتی دارم ولی از نظر معنایی هم آنگونه درست تر به نظر میرسد.

 

علی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۵ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۵۴ نوشته:

آقا اون دو بیت آخر همینجوری صحیح تر است، آخه سجده کردن پیش سلطان معقول تر است و چه سلطانی بزرگ تر از خداوند، لله ملک السماوات و الارض

 

امیر محمد در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۳ نوشته:

این آهنگ رو محسن چاووشی به زیبایی در آلبوم امیر بی گزند خونده

 

منصور در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۲۵ نوشته:

سلام
آیا گوشزد کردن اجرای موسیقایی غزل، به صورت تصنیف و غیره توسط خواننده های مختلف، کمکی به درک و فهم غزل میکنه؟

 

ملیکا رضایی در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۲۶ پاسخ داده:

بله خیلی کمک میکنه ...و حتی برخی به وسیله خوانندگان و مخصوصا اجراشون اگر زیبا باشه ... .

در واقع موسیقی به آدمی آرامش میده من خودم موسیقی سنتی رو به بقیه سبکها ترجیح میدم ولی بقیه سبک ها هم خیلی خوی هشتن خوانندگانی خوش صدا و خوب که به خوبی اجرا میکنن ...چاووشی هم بسیار خوب اجرا میکنه .

و در ادامه حرفم ،گفتم که موسیقی به آدم آرامش میده  ،در میان صداهای دلنشین که از یک ساز بلند میشه و صدای خم خواننده با متن شعر زیبای شاعران بزرگ کشورمون ؛اگر کسی که گوش میده زندگی ش پر از غم باشه ویا خوش تصور کنه که غمگین هست و در کل یک غمی داشته باشه این آهنگ به اون خیلی تاثیر میزاره ...این فرد میتونه بیاد و این شعر. رو ببینه تو دیوان شعری و ...و اون فرد درک خیلی زیبایی از این شعر میکنه  چون اون رو. از دیدی نگاه کرده جدا از دید فیلسوفانه و اندیشمندانه ...

 

وفا در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۳۲ نوشته:

گوش کردن به اشعار کلاسیک در قالب ترانه و یا تصنیف برای من معمولا بسیار دلنشین و آموزنده است و حافظهٔ پذیری بهتری هم به همراه دارد. اجرای آنان در قالب سنتی‌ و با آواز هم گاهی برایم جالب و مفید بوده و گاهی هم کسل کننده زیرا ارائه مضمون در زمانی‌ حدود ده تا دوازده دقیقه انجام میشود و ما متاسفانه وقت آزاد کمتری این روزها داریم .

 

مریمی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۸ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۳۸ نوشته:

به باور یهودیان و مسیحیان، فرزند قربانی حضرت ابراهیم، اسحاق بوده است.
از صدر اسلام در تعیین نام ذبیح، بین مفسّران اسلامی اختلاف‌نظر وجود داشته است؛ اما این اختلاف‌نظرها از قرن هفتم هجری به بعد، اندک‌اندک فروکاسته و نام اسماعیل به‌عنوان نامزد قربانی در سنّت اسلامی به ثبت رسیده است.
در شعر کهن ما، معمولاً قربانی همان اسحاق است.

 

مریم در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۸ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۴۰ نوشته:

در دو بیت پایانی، جای بزم سلطانی و سرّ ربانی باید عوض شود.
آن‌هم سرّ ربانی است، نه سیر ربانی.

 

مریم در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۸ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۵۲ نوشته:

«قلماش» واژه‌ای ترکی است و به معنی بیهوده، یاوه، هرزه و نامعقول است.
«تَنگ» به‌معنی بار است و تَنگ شکر درست است؛ اما استاد حسام‌الدین سراج در تصنیف بسیار زیبای خود، به‌اشتباه خواننده‌اند «تُنگ شکر».
سرمۀ سپاهان: بهترین سنگ سرمه، سنگ سرمۀ اصفهان بوده است.

 

احمد در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۰۰ نوشته:

در مصراع اسحاق قربان توام این عید قربانی است این احتمالا بجای اسحاق کلمه اضحی و قربان توام درست است که معنی همان قربانی در عید اضحی را برساند

 

MJ در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۲۹ نوشته:

تو مصرع اول بیت اول، آیا دو «این کیست این» سؤالی هستن؟ و خود شاعر تو جمله بعدی یعنی «این یوسف ثانی است این» جواب سؤال رو میده؟ ممنون میشم وقت بزارن و جواب بدن دوستان.

 

سینا در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۳ نوشته:

درود بر همزبانان جان. میشه یکی تفسیر هر بیت این ابیات زیبا را بیان کند؟؟؟
ایا نگرش خاصی را مولانا در ذهن خود داشته؟؟؟
نام انبیا چرا امده است؟ چرا تشبیه به انبیا شده است؟

 

هادی امیری فلاح در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۰۸ نوشته:

سلام
این یکی از سنگین اشعار مولانا هست. کسی که این شعر را با تمام وجود درک کنه قطعا متوجه رتبه ی بالای عرفانی این شخصیت خواهد شد.
به تازگی متوجه شدم که محسن چاوشی آنرا در سبک پاپ خوانده که وقتی گوش کردم بسیار لذت بردم اما برای عاشقان مولانا و این شعر اکیدا پیشنهاد می کنم که آواز استاد سید حسام الدین سراج که چند سال پیش با این شعر خوانده شده را حتما گوش کنند. صدای عرفانی سراج قطعا بهتر و لذتبخش تر خواهد بود. به نظر می رسه که سراج در این اجرا حجم نفس و صدای خودش را داره به رخ همه ی خوانندگان می کشه و همه را به رقابت فرا می خوانه. البته سبک ها با هم خیلی متفاوت هستند و این نظر بنده هست.
لینک دانلود با صدای سید حسام الدین سراج:
پیوند به وبگاه بیرونی
این اجرا بسیار استادانه هست و بصورتی اجرا شده که برای مخاطب ، صحنه ای که در زیر می نویسم را تداعی می کنه:
اجرای آهنگ به دو دسته خواننده تقسیم شده که یکی را حسام الدین سراج (بعنوان شخصی جدید الورود) و صدای دیگر را گروهی که همخوانی می کنند (بعنوان اهالی یک شهر) روایت می کنند.
در ابتدا ، موزیک با اجرای همنوازی برای مدتی حدود 5 دقیقه شروع میشه و در ذهن انسان ، صحنه ای را تداعی می کنه که یک شخص برای دیدن یوسف ثانی داره سفر می کنه و تشنه ی دیدار کسی هست که به دنبالش اومده
به نظر می رسه شخصی به شهری وارد شده و قبلا تعریفاتی از جناب یوسف ثانی ( که احتمالا شمس منظورش هست ) شنیده . این شخص ناگهان یوسف ثانی را می بینه و از اهالی شهر سوال می کنه که این کیست؟
اهالی شهر هم در جواب اون فرد ، چیزهایی که از یوسف ثانی شنیده و دیدند را بیان می کنند.
در این بین چندین بار سوال کننده تغییر می کنه و مردم از این شخص جدیدالورود در مورد شخصیت یوسف ثانی سوال می کنند. در هر سوال ، شخص جدیدالورود از شخصیت یوسف ثانی چیزهایی میگه و مردم شهر یاد می گیرند و تکرار می کنند.
در نهایت مردم شهر و شخص جدیدالورود به نتیجه ی واحدی از یوسف ثانی می رسند و به ستایش مرام و مسلک یوسف ثانی می پردازند.
البته این دیدگاه شخص من از این اجرای استادانه حسام الدین سراج هست و خوشحال میشم که نظرات سایر دوستان را هم بدونم
پیشنهاد می کنم که در همینجا نظرات را مطرح کنید اما برای اعلام نظر خصوصی ، این ایمیل بنده هست:
h.amirifallah@gmail.com

 

احمد در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۲ نوشته:

در بیت ای عشق قلماشیت گو ..... درست آن است بجای کلمه بی معنی قلماشیت که در معنی آن نظر بسیار است جمله عربی "قل ما شئت" آورده شود به معنی اینکه هر چه می خواهی بگو در این صورت معنی مصراع این می شود که ای عشق هرچه می خواهی بگو که کسی زبان عشق را نمی فهمد.

 

امین در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۰۲ نوشته:

به نظر می رسد که سرمه سلیمانی صحیح است. طبق لغتنامه دهخدا سرمه سلیمانی به معنی زیر است:
سرمه ٔ سلیمانی . سرمه ای که چون به چشم کشند مخفیات عالم عیناً و عیاناً معاینه کنند.

 

بهراد در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۶ نوشته:

آقا منصور نوشتن آیا گوشزد کردن موسیقیایی کمکی به فهم غزل میکنه؟ لازم دیدم پاسخ بدم : بله میکنه
من همین الان این آهنگ رو شنیدم و تاثیری در من داشت که بالای 10 دفعه پشت سر هم گوشش دادم و داشت منو میکُشت. نمیدونستم برای جناب مولاناس و اومدم سرچ کردم و خوندم این شعر رو و درک و حسّ کیفی عمیقی به من داد. همین که این آهنگ یک نفر رو که من باشم انقدر تحت تاثیر قرار داده نشون میده که خواندن موسیقیاییش تاثیر گذاره.

 

حسین در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۱۲ نوشته:

ماشالله سلطان مجسن چاوشی ♥♥♥

 

فرهاد در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۱ نوشته:

سایت بسیار بسیار عالی دارید...
باید بگم محسن چاوشی واقعا انقلابی در موسیقی برپا کرده.
باید فهمید چه شعری رو با چه نوع ملودی خوند.
شعر به شدت به روحیه و شخصیت حضرت مولانا نزدیک است (روحیه بی پروا و تند و به قول خودمون می دوست مولانا رو میگم ) و این ملودی ب شدت با این روحیه شعر تناسبات دارد. انگار چاوشی فهمیده با نوع تلفظاتش و الفاظ مولانا محشر ب پا میکنه...!
بی دل و بی دست کند . . .

 

نوید در ‫۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۲ نوشته:

با احترام، مریم خانم، تنگ شکر در اینجا معنی بار شکر !!! نمیده و کنایه از دهان معشوق است.

 

سید ریپورت در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۴۱ نوشته:

تو کانال
phoenix_persian
بنظرم امام زمانو صبح جمعه خطاب میکنن
هزاربار دیگه هم بخونم سیر نمیشم.حاضرم یک هفته تمام حرف بزنم درباره این شعر.
ضمنا اینو حیفم اومد نگم،میگه نعلین برون کن برگذر اشاره داره به حضرت موسی،سوره طور،اولین بار که خدا باموسی کلیم الله سخن گفت فرمود ای موسی،من پروردگار توام،نعلین خود برون کن که وارد سرزمین مقدس طور شده ای.درهمین جمله که چرا خداوندفرموده نعلین خود بدر کن بین مفسرین اجماع وجودنداره و خیلی تفاسیر زیبایی از این آیه ارائه شده.حتما بخونید.
گلهای سرخ و زرد بین،آشوب وردآورد بین،درقعردریا گرد بین،موسای عمرانیست این
خورشید رخشان میرسد،مست و خرامان میرسد،با گوی چوگان میرسد،سلطان میدانیست این.یعنی تو میدان و آوردگاه انگارداره چوگان بازی میکنه.اون ماهو مثل سوار چوگان باز شوت میکنه.
یه ایهام جالبی هم داره میگه ایوب را آمد نظر یعقوب را آمد پسر،یعنی یقوب اجردوتا پیغمبر برد،هم صبر ایوبو کشید و هم انتظار یعقوبو.
البته من معتقدم نوشتن شعر فقط برای حفظ اونه وگرنه خیلی جاها نوشت کلمه تحقیر لطافت شعره.
مثلا جایی میگه ای خاک برشرم و حیا،هنگام پیشانیست این،یعنی هم باید از شرم و حیا بزنی تو پیشونی خودت،هم اینکه بخونیش هنگامه پیشانیست این،یعنی این فردی که دارم توصیفش میکنم هنگامه پیشانیه.هنگامه یعنی شورش و‌غوغا و‌هیاهو

 

سید ریپورت در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۴۹ نوشته:

ضمنا اونجا که میگه تنگ شکرا را ماند این بهتره بشه تنگ شکر را وانهیم الی آخر به همین صورت چون داره گویا یکیو خطاب میکنه چون تو بیت بعد میگه ای پدر ما میخواهیم توبه کنیم...

 

سید ریپورت در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۵۴ نوشته:

چون توی یه شعر در ادامه همینکه میخواد اینو که هی میپرسه این کیستو معرفی کنه بهش میگه یغماجی کسب و دکان...
یعنی من در راه اینکسب و دکانو هم ول کردم.
کلا منظورش اینه که اونایی هم که میفهمن این کیه اوناهم توبه میکنن و کال و جان و همه چیو ول میکنن.
اسحاق قربان توام،کاین عید قربانیست این.
بعد میگه اگرم تاحالا نشناختیش اشکال نداره،تو مقصر نیستی،غیبتش سر الهیه.ولی آب رفته به جوی برمیگرده،بشکن سبورو.

 

رضا صادقی در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۰۳ نوشته:

سید ریپورت عزیز
پیشانی در فرهنگ برهان به معنای وقاحت، بی حیایی، پرورویی آمده است که درست با این بیت:
هنگامی پیشانی است این متناسب و صحیح است.

 

برگ بی برگی در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۸ نوشته:

آقای سید ریپورت عزیز ، در اینجا گوی چوگان بایستی ما انسانها باشیم و کاملاً تسلیم محض در برابر سلطان که بهر سوی که اراده کند ما رابه حرکت در آورند و در حقیقت دست و پای ما چوگان او خواهد بود که این لحظه تسلیم شدن به وی لحظه اقرار به وحدانیت اوست و سیر ربانی . به هر روی در این ابیات عرفانی تسلیم بودن در برابر اتفاق این لحظه که مشیت و قضا و قدر الهی است مورد نظر حضرت مولانا میباشد.

 

سید حسین در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۶ نوشته:

سلام و خسته نباشید
معذرت میخواهم منظور از اسحاق قربان تو ام ....چیست

 

Sara در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۲ نوشته:

در جواب MJ که پرسیدن ..مصرع اول بیت اول، آیا دو «این کیست این» سؤالی هستن؟ و خود شاعر تو جمله بعدی یعنی «این یوسف ثانی است این» جواب سؤال رو میده؟
به نظر من کل جمله میتونه سوال باشه به این صورت که " این کیست این؟ این کیست این؟ این یوسف ثانی ست این!؟ خضر است و الیاس این مگر؟! یا آب حیوانی ست این؟!" ولی این سوالی نیست که شاعر جوابش رو نمیدونه بلکه مطمئنا جواب سوالات از نظر شاعر بله ست . مثلا تصور کنین شما یک موسیقی فوق العاده رو میشنوین و از خودتون می پرسین : کی این رو ساخته؟ موسیقیدان بوده یا معجزه گر؟ حتما جواب شما به خودتون اینه که هردوش

 

ملیکا رضایی در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۲ پاسخ داده:

البته ابیات ابتدایی به اینگونه است ولی از یک جا به بعد دیگر سوالی نیست 

 

Sara در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۳ نوشته:

در جواب آقای سید حسین که درباره اسحاق و قربان پرسیدن : منظور مولانا اینه که مثل اسحاق که قربانی ابراهیم در راه خدا بود من هم تسلیم و قربانی تو ام .. نکته اینکه ابراهیم دو فرزند داشت اسماعیل و اسحاق. اسحاق در روایات دین مسیحیت و یهودیت اون فرزند ابراهیم بود که قرار بود قربانی بشه که در دین اسلام روایت شده اسماعیل بوده .مولانا هم منظورشون اون روایته که از اسحاق یاد کرده.

 

حجت malmir در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۹ نوشته:

با سلام به همه عزیزان جان
این کیست
با شماست این اولین قدم در عرفان علمی است از خود بپرسید من کیستم
مولا ی جانها به خویش رسیده
نه در ذهن و فکرا بلکه با رها کردن نفس که همان فرمانهای فکر بی اختیار است
اکنون او چه میبیند
یک فضای بی نهایت یک سرور مدام یک حضور مستمر
و در توصیف آن توصیف ناشدنی همه تعاریف و مثالهای دیگر را برای تشبیه به او میآورد
و میگوید من همان اسحاق داود سلیمان موسی و همه هستم زیرا او دیگر فرد نیست شخص نیست او در وحدت با همه یکی است اگر سماع کرده باشید در میان سماع بودن بدون فکر و ذهن و آن فضای باز پر سرو ترا در بر میگیرد زیرا او همیشه انجاست و ترا میخواند آگاهی از خویش آگاه میشود ملاقات روح با روح خویش با خویش

 

حجت malmir در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۸ نوشته:

با پوزش از عزیزان
عرفان عملی و در انتها فضای پر سرور درست است

 

شیما در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۳ نوشته:

شاید هم درباره حضرت علی باشه

 

مرجان در ‫۲ سال قبل، شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۳ نوشته:

با سلام
به نظر اینجانب منظور از اسحاق، قربانی شدن اسحاق جای اسماعیل نیست بلکه خطاب اسماعیل است و یک گفتگو با ذهن یا پدر و مخاطب دادن اسحاق بدین معنی که ای اسحاق من قربان تو هستم

 

صادق در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۸ نوشته:

بعد از تسلیم حضرت ابراهیم جهت قربانی حضرت اسماعیل و پذیرفتن این قرب توسط پروردگار ،خداوند مژده اسحاق را به ابراهیم داد.

 

محسن در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۷ نوشته:

سلام و خداقوت
آشوب وردآورد بین درست تره، ورد به معنی گل سرخ.

 

مالک رضایی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۰ نوشته:

با سلام
اصلا از سایت معتبر گنجور انتظار نمی رفت که دو خوانش غلط و متوالی از یک غزل معتبر مولوی را به اشتراک بگذارد .
خوانش اول که مملو از خطاها و سهوهاست از آن عبور می کنم و خوانش دوم که نسبتا مطلوب اجرا شده است ،باز عاری از خطا نیست و مناسب نیست که در سایت پر اعتباری مانند گنجور حتی یک بیت از غزل نیز با خطاهای اعرابی از کسره و فتحه و ضمه و ...خوانده شود
باری در همان خوانش دوم نسبتا صحیح هم بیت زیر با تلفظ اشتباه از قلماشی و سریانی و به اشتباه ،هر دو با کسره خوانده شده است در حالیکه هر دو با ضمه است
ای عشق قلماشیت گو از عیش و خوش باشیت گو
کس می نداند حرف تو گویی که سریانی است این.
خوانش صحیح این بیت اینگونه است :
ای عشق قُلماشیت گو از عیش و خوش باشیت گو
کس می نداند حرف تو گویی که سُریانی ست این
با پوزش از هر دو عزیزی که این بیت را اشتباه خوانده اند .ضمن اینکه در خوانش اول ،سهو و خطا ،محدود به این بیت نیست .
با احترام
مالک رضایی ✍

 

علیرضا بخشی زاده روشنفکر در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۴ نوشته:

چناب مالک رضایی ارجمند،گر تو بهتر می‌زنی بستان بزن؛ مشتاق شنیدن خوانش شماییم/

 

فرزانه در ‫۱ سال قبل، چهار شنبه ۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۰ نوشته:

مفهوم کلمات ستاره دار و شرح مختصر بر غزل 1792
خصر و الیاس: به اعتقاد اکثر مسلمانان این دو تن به سبب نوشیدن آب حیات در قلمرو ظلمات، عمر ابدی یافته اند، خضر در بیابانها و الیاس در دریاها درماندگان و گمشدگان را یاری و راهنمایی می کنند.
سُرمۀ سپاهان: بهترین سنگ سرمه، سنگ سرمۀ اصفهان.
جَنّتهُ الماوست : اشاره به عِندَها جنَّهُ المَاوی ، به نزدیک آن درخت است بهشت که ماوای دوستان است و جان های شهیدان.
تَنگ: به‌معنی بار است
آتش در رخت زدن: نابود کردن
سرخوانی: گویندگی و خوانندگی، احتمالا به معنی سرود و آوازی که بر سر خوان می خوانده اند.
پیشانی: گستاخی، پر رویی
بردابرد طر قوا: کلمه ای که به هنگام عبور شاه یا امیر، نگهبانان وی در پیشاپیش او می رفتند و می گفتند، دور شوید.
موسی عمرانی: اشاره به عبور موسی از رود نیل
«قُلماش» واژه‌ای ترکی است و به معنی بیهوده، یاوه، هرزه و نامعقول است.
وحدانی: اشاره به وحدانیت
****
مولانا میداند آن کیست، سوال از درک بزرگی و عظمت او ایجاد شده کسی که مولانا از عظمتش با تعجب از خود میپرسد این کیست ؟
مولوی به گوهر درون خود رسیده ، او در ذهن و فکر به این شهود نرسیده بلکه با رها کردن نفس به اصل خود رسیده است به یک فضای بی نهایت، یک سرور مدام، یک حضور مستمر
مولوی از وحدتی که رسیده میگوید: من همان اسحاق، داود ،سلیمان، موسی و .... هستم . او دیگر شخص نیست و در وحدت با همه است، گوهر درون او را میخواند آگاهی از خویش آگاه ،ملاقات روح خویش.
بار دیگر در کلام مولانا به تسلیم محض خداوند بر میخوریم او معتقد است انسان در براب خداوند مانند گوی در دست چوگان باز تسلیم باشد.( همانطور که چوگان باز به هر طرف که می خواهد گوی را با ضربه های خود هدایت میکند و گوی بدون هیچ مقاومت به آن سو
می رود انسان هم در برابر اراده الهی و حوادث که بر او می رود تسلیم محض باشد.)

 

فرزانه در ‫۱ سال قبل، یک شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۰ نوشته:

مفهوم کلمات ستاره دار و شرح مختصر بر غزل 1792
خصر و الیاس: به اعتقاد اکثر مسلمانان این دو تن به سبب نوشیدن آب حیات در قلمرو ظلمات، عمر ابدی یافته اند، خضر در بیابانها و الیاس در دریاها درماندگان و گمشدگان را یاری و راهنمایی می کنند.
سُرمۀ سپاهان: بهترین سنگ سرمه، سنگ سرمۀ اصفهان.
جَنّتهُ الماوست : اشاره به عِندَها جنَّهُ المَاوی ، به نزدیک آن درخت است بهشت که ماوای دوستان است و جان های شهیدان.
تَنگ: به‌معنی بار است
آتش در رخت زدن: نابود کردن
سرخوانی: گویندگی و خوانندگی، احتمالا به معنی سرود و آوازی که بر سر خوان می خوانده اند.
پیشانی: گستاخی، پر رویی
بردابرد طر قوا: کلمه ای که به هنگام عبور شاه یا امیر، نگهبانان وی در پیشاپیش او می رفتند و می گفتند، دور شوید.
موسی عمرانی: اشاره به عبور موسی از رود نیل
«قُلماش» واژه‌ای ترکی است و به معنی بیهوده، یاوه، هرزه و نامعقول است.
وحدانی: اشاره به وحدانیت
****
مولانا میداند آن کیست، سوال از درک بزرگی و عظمت او ایجاد شده کسی که مولانا از عظمتش با تعجب از خود میپرسد این کیست ؟
مولوی باه گوهر درون خود رسیده ، او در ذهن و فکر به این شهود نرسیده بلکه با رها کردن نفس به اصل خود رسیده است به یک فضای بی نهایت و وحدت با تمام هستی.
او میگوید: من همان اسحاق، داود ،سلیمان، موسی و .... هستم . او دیگر شخص نیست و در وحدت با همه است، گوهر درون او را میخواند آگاهی از خویش آگاه ،ملاقات روح خویش.
به باور یهودیان و مسیحیان، فرزند قربانی حضرت ابراهیم، اسحاق بوده است.
از صدر اسلام در تعیین نام ذبیح، بین مفسّران اسلامی اختلاف‌نظر وجود داشته است؛ اما این اختلاف‌نظرها از قرن هفتم هجری به بعد، اندک‌اندک فروکاسته و نام اسماعیل به‌عنوان نامزد قربانی در سنّت اسلامی به ثبت رسیده است.
بار دیگر در کلام مولانا به تسلیم محض خداوند بر میخوریم او معتقد است انسان در براب خداوند مانند گوی در دست چوگان باز تسلیم باشد.( همانطور که چوگان باز به هر طرف که می خواهد گوی را با ضربه های خود هدایت میکند و گوی بدون هیچ مقاومت به آن سو
می رود انسان هم در برابر اراده الهی و حوادث که بر او می رود تسلیم محض باشد.)

 

محسن رضایی در ‫۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۰ نوشته:

سلام شعر خیلی قشنگی یه

 

سید حسن کاظمی ریابی در ‫۲ ماه قبل، چهار شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۸ نوشته:

چه شعر جان بخشی و چه حاشیه های پر مغزی.

حرفی برای گفتن ندارم، جز برگردانی کوتاه به شرح زیر:

مولانا: ای مطرب داووددم آتش بزن در رخت غم - چون شادی- هر جسم را جان می کند، جان را خدادان می کند.

 

ملیکا رضایی در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۷ نوشته:

واقعا مولانا آدم بسیار بزرگی ست من با حرف با حجت malmir موافق هستم ...درود بیکران به مولانا بزرگ 

 

خیلی واضح هست که او از عشق و جدایی شمس به نوری بسیار زیبا و بزرگ رسید ؛البته این یک توصیف است ولی او به خدای رسید... .و این شعر به زیبایی تمام حیرانی انسانی را در رسیدن به خدا نشان میدهد ...برای رسیدن به خدا باید از خود رها شد ...

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.