بینی جهان را خود را نبینی
تا چند نادان غافل نشینی
نور قدیمی شب را بر افروز
دست کلیمی در آستینی
بیرون قدم نه از دور آفاق
تو پیش ازینی تو بیش ازینی
از مرگ ترسی ای زنده جاوید؟
مرگ است صیدی تو در کمینی
جانی که بخشد دیگر نگیرند
آدم بمیرد از بی یقینی
صورت گری را از من بیاموز
شاید که خود را باز آفرینی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تأمل در وجود و وضعیت انسان و نادانی او اشاره دارد. شاعر از ما میخواهد که به جای نادان ماندن، نوری از دانش و فهم را بر افروزیم و درک بهتری از زندگی و مرگ داشته باشیم. او از مرگ نمیهراسد، بلکه آن را به عنوان فرصتی برای یادگیری و تجدید حیات میبیند و به ما توصیه میکند که با بهبود خود و فهم بهتر از زندگی، به آفرینش دوباره خود بپردازیم. در نهایت، شاعر بر اهمیت شناخت خود و استفاده از تجربیات برای رشد و تغییر تأکید میکند.
هوش مصنوعی: تا کی به تماشای جهان بپردازی و خود را نادیده بگیری؟ غافل بودن از خود، نادانی است که بیدلیل ادامه دارد.
هوش مصنوعی: نور قدیمی شب را روشن کن، همچون دستی از یک یهودی که در آستین خود دارد.
هوش مصنوعی: از مرزهای جهان خارج نشو، زیرا که تو خود دنیای بزرگتری هستی و میتوانی چیزهای بیشتری را در درون خود بیابی.
هوش مصنوعی: آیا از مرگ میترسی، ای انسان جاوید؟ زیرا مرگ، مانند یک شکارچی است که تو را در دام خود گیر انداخته است.
هوش مصنوعی: اگر کسی جانش را بدهد، دیگر آن را باز نمیگیرد. آدم از ناامیدی و تردید میمیرد.
هوش مصنوعی: به من یاد بده که چگونه چهرهسازی کنم، شاید بتونم خودم را دوباره بسازم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پا مانده در گل در سرزمینی
جاکرده در دل مهر حبینی
کارم فتاده با شوخ چشمی
دارم نیازی با نازنینی
زد حاصلم برق ای خرمن حسن
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.