گفتم به عقل پای برآرم ز بند او
روی خلاص نیست به جهد از کمند او
مستوجب ملامتی ای دل که چند بار
عقلت بگفت و گوش نکردی به پند او
آن بوستان میوهٔ شیرین که دست جهد
دشوار میرسد به درخت بلند او
گفتم عنان مرکب تازی بگیرمش
لیکن وصول نیست به گَرد سمند او
سر در جهان نهادمی از دست او ولیک
از شهر او چگونه رود شهربند او؟
چشمم بدوخت از همه عالم به اتفاق
تا جز در او نظر نکند مستمند او
گر خود به جای مروحه شمشیر میزند
مسکین مگس کجا رود از پیش قند او؟
نومید نیستم که هم او مرهمی نهد
ور نه به هیچ به نشود دردمند او
او خود مگر به لطف خداوندیای کند
ور نه ز ما چه بندگی آید پسند او؟
سعدی چو صبر از اوت میسر نمیشود
اولیتر آن که صبر کنی بر گزند او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از سعدی به بیان مشکلات و چالشهایی میپردازد که انسان در زندگی با آنها مواجه میشود. شاعر به عقل اشاره میکند که او را از بند رها کند، اما میداند که آزادی حقیقی مستلزم تلاش فراوان است. او به دلش میگوید که بارها نصایح عقل را نادیده گرفته و از درخت میوه شیرین، که نمادی از آرزوها و خواستههاست، میگوید که رسیدن به آن دشوار است. سعدی به عشق و وابستگیهای انسانی نیز اشاره دارد و میگوید که علاقهاش به محبوبش چنان است که هیچ چیز دیگر را نمیبیند. او همچنین به امید و ناامیدی در مواجهه با مشکلات و دردها اشاره میکند و بر اهمیت صبر تأکید میکند. به طور کلی، شعر بازتابی از تلاشهای انسانی برای دست یابی به خوشبختی و عشق واقعی است و بیانگر چالشهای آن مسیر است.
هوش مصنوعی: به عقل گفتم که میخواهم از بند و زنجیر تو رها شوم، اما متوجه شدم که چارهای ندارم و نمیتوانم از چنگال او نجات پیدا کنم.
هوش مصنوعی: ای دل، سزاوار سرزنش هستی، زیرا چندین بار عقل به تو گفت و تو به حرفهای او توجه نکردی.
هوش مصنوعی: درختانی که میوههای شیرین دارند، به راحتی قابل دستیابی نیستند و برای رسیدن به آنها باید تلاش و کوشش زیادی کرد.
هوش مصنوعی: گفتم که افسار اسب تندرو را بگیرم، اما نمیتوانم به گرد پای او هم برسم.
هوش مصنوعی: من به خاطر او در این دنیا زندگی میکنم، اما چگونه میتوانم از شهری که او در آن است و من را در آن وابسته کرده، دور شوم؟
هوش مصنوعی: چشمم را به همه چیز دوختم تا فقط به او نگاه کنم و غیر او به هیچ چیز دیگر توجه نکنم.
هوش مصنوعی: اگر خود شمع برای خود دارای شعله و نور است، چه جای نگرانی است که مگس بیچاره از شیرینی او دور شود؟
هوش مصنوعی: من ناامید نیستم که او شاید دارویی برای دردهایم پیدا کند، و اگر هم نه، دردی نخواهد ماند که او را به زحمت بیندازد.
هوش مصنوعی: این شخص تنها با لطف خداوند میتواند کاری کند، وگرنه از ما چه چیزی میتواند او را راضی کند یا در خور پذیرش او باشد؟
هوش مصنوعی: اگر از تو صبر و تحمل حاصل نمیشود، بهتر است که بر آسیب و سختی او صبر کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دلسوز ما که آتش گویاست قند او
آتش که دید دانهٔ دلها سپند او
هر آفتاب زردم عیدی بود تمام
چون بینمش که نیم هلال است قند او
بر چون پرند، لیک دلش گوشهٔ پلاس
[...]
روزی که پسته دید لب همچو قند او
شد خنده زهر در دهن نیم خند او
لیلی وشی که شورش سوادی من ازوست
یک حلقه است چشم غزال از کمند او
جان می دهد به نرگس بیمار خلق را
[...]
پر نارساست سعی تحیر کمند او
ای ناله همتی ز نهال بلند او
برقی به ماه نو زد و گردی به موج گل
از ابروی اشارهٔ نعل سمند او
ناسور را به داغ دوا میکنند و بس
[...]
بندد دل ار چنین خم مشکین کمند او
ای صید دل مجوی خلاصی ز بند او
اندیشهای ز چشم بدش نیست زانکه هست
دایم ز خال چهره بر آتش سپند او
اول به کشور دل من تاخت هر که کرد
[...]
عاشق گریختن نتواند ز بند او
گر شش جهت اسیر بود در کمند او
عاقل اگر چه پند حکیمانه میدهد
عاشق چگونه گوش گذارد به پند او
ای عشق از کدام درختست میوهات
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.