ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ رهی معیری » منظومهها » خلقت زن:
سلام
اشعار رهی فوق العاده زیبا هستند ،به اتفاق با این شعر برخورد کردم ...
دروغ نگویم کمی به من لطمه خورد ؛ابتدا درحین خواندن خشمگین بودم و هجوم افکار منفی به من لطمه میزد ، حتی به این فکر افتادم که رهی اشعارش بسیار زمخت است !حس خوب خواندن اشعار رهی را از دست دادم ...
ولی کمی فکر کردم ،دیدم به جز این شعر اشعار دیگری هم از رهی هست مهم نیست حالا اینجا اینطور بنا به دلایلی شخصی ،این شعر را سروده است و این دلیل نیست اشعار رهی را بد بدانم ! :) و حتی دیدم جدا از محتوای این شعر همین شعر قافیه ها و آهنگی که در حین خواندن در کلام آدمی نما میکند باز زیبا هست و فقط محتوا آن زمخت است
ولی پس از این کسب آرامش - :) - به سراغ حاشیه هآمدم و این بار عصبانی نشدم ؛ناراحت شدم ...
توهین به یک انسان حال مهم نیست زن دختر مرد ...هر انسانی و موجودی،گناه نیست ؟!
دوستان ،امیر و مهران
امیر که توهین کرد ، ... دروغ نگویم حقیقتا نه تنها به من برخورد بلکه واقعا آزرده شدم بسیار
مهران هم دست کمی از توهین نبود ...
آری حضرت فاطمه خوب بود ولی آیا فقط او ؟شما اصلا از مشکلات زن ها و یا دختر ها خبر دارید ؟باز دختران را حساب نکنیم ؛ ... زنان چه !
آیاآیا فقط فاطمه ؟
اصلا از حضرت فاطمه چه میدانید
اگر میدانستید ایشان که بودند میآمدید اخلاق ایشان را بررسی و در وجود زنان دیگر میجستید
شاید نشود زنی چون او پیدا شود (کاملا کامل باشد یعنی )ولی هستند زنانی پاک هنوز ...
اصلا شما رابعه را میشناسید ؟ او چطور ؟بد بود ؟
شما زنان دیگر را در همین عصرمیشناسید ؟
نه ؛شما نمیشناشید... به دنبال شناخت هم نبودید وگرنه که این نمیگفتید...
شما به حتم شاید از یک زنی شکست عشقی خورده اید و از این رو از زنان تنفر داشته یابیزارید شاید هم تعصبات کورکورانه دارید از زنان ،شاید هم تفکرات تان مطابق سروده های رهی معیری عزیز است
مقایسه و قضاوت بدون مدرک و بدون عدالت این گناه نیست ؟ !
پاک بودن زن در یک معنا برای بسیاری از افراد یک معنا دارد در ابتدا :
...اگر حجاب کامل نبود دیگر پاک هم نیست ...دیگر به دنبال خصوصیات دیگر در آن نیستند ...
باشد ؛ ...
همین طور ادامه بدهید که خداوند خود جواب هر ظلمی و بی عدالتی را خواهد داد ؛ ...
فقط یاد حرف دکتر علی شریعتی افتادم در مورد زنان ...که چه زیبا نیمی از سختی های زنان را به سخن کشید ؛ ...( حال نمیدانم خوانده اید یا نه ولی توصیه میکنم بخوانید )
در نهایت ...آری این حرف ها شاید کمی تندباشد در زبان شما ولی کس نداند راز دل بیمار را ...
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۶ در پاسخ به عاشقان چاوشی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۴:
:|
شهرام ناظری خود استادی هستند که از حق نگذریم صدای اساتیدی چون ناظری و شجریان (هم همایون جان و هم استاد گرانقدر محمدرضا)بسیار فراتر از خواننده مان چاووشی هست ؛
اما حقیقت دیگر این هست که چاووشی هم در بین خوانندگانی دیگر به جز اساتید بسیار صدای خوبی دارد و همین صدای خش داری که دارد بسیار دلچسب است ...
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۲ در پاسخ به سوخته دلان... حبیب دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۳۷ - جواب:
ولی هر چه عاشق تر باشی منزل طولانی تر است که خداوند عاشقانش را آزمونی کند بش سخت و تنگ تر از دیگران ....
بهراد معظمی گودرزی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹:
سراینده با سرایش این رباعی می خواد خودش رو تبرئه کنه؛ و خودش رو خارج از جرگه ی دل بستگان به فلسفه که در نظر هم عصرانش بدعت گذاران در دین و کفار بودند نشون بده.. اینکه در عصری که علیه فلاسفه تهافت الفلاسفه می نوشتند و به فلاسفه نگاه بدعت گذار و بی دین داشتند درصدد تبرئه خودت بر بیای کاملا طبیعیه همچنین این تبرئه کردن خود با کشف شدن رباعیات خیام در سالها بعد از مرگش و عدم تمایل خیام به انتشار رباعیاتش جور در میاد. اما از طرفی، بقیه آثار خیام، تسلطش به مسائل فلسفه ی زمانش رو نشون میده مثلا رساله کون و تکلیفش شرح مسائل فلسفه اسلامیه و اساسا هم عصران خیام اون رو اول حکیم و فیلسوف میدونستن و بعدا ریاضی دان و منجم و با این حال لقب الفیلسوف الحجه الحق، ملک الحکماء، فیلسوف گیتی و امام بهش دادن بنابراین، اینکه بگه من فیلسوف نیستم خنده دار بنظر می رسه.. پس در نظر همه فیلسوف هست و میگه فلسفی نیستم... پس اگر انتساب این رباعی به خیام صحیح باشه فلسفی بودن رو باید پرده دری و بی باکی فلسفی به معنی حیرت و شک کردن در همه چیز و در یک کلام فلسفه منهای دین در نظر گرفت که این رو از خودش سلب می کنه تا در عین حال راه در رویی برای خودش درست کنه از دست متظاهران و زاهدان زمانه ش
چرا که باید رباعیات خیام رو توام با شرایط زمانه، نظر هم عصران و دیگر آثارش در نظر گرفت
لیکن چو در این غم آشیان آمده ام / آخر کم از آنکه من بدانم که کیم = ما که در این آشیانه ی غم آمده ایم، (بگذار با فلسفه ورزی) لااقل بدانم که هستم
کم از آنکه = دست کم، لااقل
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۱ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴:
با آنکه خود من یک دختر هستم ولی احساس میکنم به ۲ نزدیک تر هست
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۸:
جناب متفکر آری هرچه انسان دارد از خداوند است ؛ ولی نباید این را سر لوحه خود قرار داد ؛
اگر این طور است چرا خداوند به ما اختیار داده که هر راهی که پیش رو هست را خودمان انتخاب کنیم ؟
اگر این طور است چرا باید به دنبال کشف چیزهای جدید تر در علم و ریاضی و پزشکی و فلسفه و ...بگردیم؟
اگر این طور است پس چرا امامان و انبیا و پیامبران آمدند ؟فقط برای هدایت انسان ها ؟ فقط همین !!
اگر این طوراست پس چرا باید درس بخوانیم ؟!
نه دوست عزیز ...
خدا همه چیز به ما داده ،عقل ،احساس،اختیار،استعداد و ...و پیامبران آمدند نه فقط برای آنکه ما را هدایت کنند بلکه آمدند تا نشان دهند که هر انسانی میتواند خود را تا حد امکان به خوبی و نیکی برسانند آمدند تا زندگی کنند به زیبایی، آمدند تا نشان مان دهند که یک انسان میتواند چندین سال نام ش بر زبان بماند ولی به نیکی ؛
دوست عزیز خدا اختیار داد به انسان و اولین انتخاب مهم آدمی بدون آنکه خودش از انتخاب خود آگاه داشته باشد نیک و بد بودن خودش است ؛مهم نیست کجا هستی ، بین چه کسانی ، در چه وضعی ، در چه مرتبه ای ،در چه مذهبی ...
آری هر انسانی خدایی ست نه آنکه هر انسان خود خدا باشد !
هر انسانی خدایی ست ... انسانی سرچشمه خوبی ها و فطرت پاک گویی تمام جانش از روح خداست، حتی اگر دین نداشته باشد که خود خدا یک دین است ؛
قرآن کتابی ست آسمانی برای هدایت انسان مجموعه ای از آیات الهی پر از رمز ورموز آشکار و حرف ها شیرین و پند های خوب و داستان هایی که برای الگو ما در زندگی آمده ...
خدا نزدیک ما هست نزدیک تر از سایه خود ...در روشنایی آشکار، همین روبه رو و در عمق جان ...
من نمیگویم کعبه و ...بی فایده است رفتن ش؛ نه ،ابدا !
ولی کعبه حقیقی خدا دقیقا چه هست ...
چه بسا افرادی که کعبه رفته اند وظلم میکنند و چه بسا افرادی که نرفته اند و پاک هستند و در این میان چه بسا افرادی که رفته اند و پاک هستند و چه بسا افرادی که نرفته و پاک نیستند ...
ولی با این همه دسته دسته کردن بالاخره تو کدام هستی ؟
در این دایره کجایی ؟
مرکز کعبه است ؟
پس خدا کجاست؟
خدا در کعبه است ؟
نه !
خدا همه جا هست ؟
خدا در توست
خدا در آدمی دیگر ست ...
پیش از رفتن به کعبه پاک بودن شرط دل آدمی ست !
بر دل آدمی بگرد و تا توانی نیک کن
بر دل ها طواف کن که خدا پیوسته بر دل تو طواف میکند ...
چرا خدا بر دل تو طواف نکند ؟
چرا این یار زیبا واز بزرگ و عزیز تر از هر نیست و هست ،بر آدم لطفی این چنین نکند
کعبه برو؛ ولی ،حتی اگر بروی دلت پاک نباشد ،چه فایده که بر بت میگردی ... ؟!؟
نه! ... ، کعبه بت نیست ؛ ولی اگر دلت پاک نباشد- که دل خود آدم ست و پاک بودن آدمی با دل بیان میشود - ،آنگاه برای تو آن کعبه مقدس بتی بیش نیست ...
امید سعدی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۵:
جواب گفته است استقبال کرده است به پایان برده است.این جملاتی است که در حاشیه غزلیات سعدی میشنوییم.رسم ادب این بود جناب حافظ بخاطر همه این جواب ها و استقبالها و به پایان بردنها یکبار از ح۱رت سعدی اسم میبرد .حضرت سعدی یک بیت منسوب به حکیم فردوسی در بوستان آورده و چه زیبا میفرماید چه خوش گفت فردوسی پاکزاد /که رحمت بر آن تربت پاک باد.
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۸:
میشه بگویید کدام شعر مولانا این را انکار میکند ؟
حسین ادهمی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۷ در پاسخ به 7 دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸:
عشقباز اکنون، که یار از دست رفت
باید بخش اول را با هم بخوانید. به این معنی که: تا فرصتی هست عشق بازی کن. چون یار دارد از دست میرود.
متفکر در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۸:
هر انسانی مخلوقی از مخلوقات خداوند است این حقیقتی است که مانند روز روشن است هر چه انسان دارد از خداوند است ای کاش این را مولانا باور داشت.
حسین ادهمی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۶ در پاسخ به رحمت الله ضیایی دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸:
مستان شراب را همراه با نُقل مینوشند.بنابراین نَقل در اینجا بیمعناست.
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
رضا جان عزیز بسیار خوووب تفسیر کردند که واقعا از توان بنده خارج بود!
درود به رضا عزیز ...
این شعر چنان زیبا و عاشقانه هست که هر چه بگویی باز کم است ... ؛
حافظ چه بزرگی بوده ! ... همه اشعار حافظ البته زیبا هست ولی این شعر و یک شعردیگر بلا استثنا کاملا عاشقانه است !
و در مورد خوانندگان این آهنگ همه را گوش کردم ولی هیچ کدام به استاد عزیز شجریان نرسید ؛
بدون موسیقی با آن صدای لطیف و آن فریاد طنین انداز و پر از زیبایی استاد در سکوت اعجاب آور آهنگ ،و در عنق حنجره استاد گویی صدایی بوده که با حال و هوای شعر هماهنگ هست ...
یاد استاد گرامی باد که یاد او همیشه گرامی میماند...
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۱ در پاسخ به فرخ مردان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
...
البته گاهی اغراق ها به گفته شما خیلی زیاد هست .. ؛
ولی فکر کنم کمی توهین کردید :|
از نظر من خسرو آواز ایران نام برازنده استاد گرانقدر هست ...
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۵ در پاسخ به فلوریست دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
آره ،شاگرد استاد شجریان هم بودن
میلاد فارسیش در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
بابا فهمیدیم آهنگ های این شعر رو همه شنیدین. بسه دیگه. راجع به شعر حرف بزنید
حمید رضا۴ در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۴۱ در پاسخ به بهراد معظمی گودرزی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:
درود جناب گودرزی. عالی نوشتید.
بهراد معظمی گودرزی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:
این رباعی داره حیران بودن و به حال خود واگذار بودن رو به وضوح نشون می ده هیچکس خبری نمیاره، نه کوزه گر هست نه کوزه خر نه کوزه فروش.. کجایید؟! یک نفر بیاد یه چیزی بگه بیایید بگید چرا ما رو توی این کارگاه کوزه گری ول کردید و رفتید... ماییم و انبوه سوالات
منصور کشاورز در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:
*غلط نوشتاری*
در مصرع: {که در محبت رویش هزار جامه قباست}
بر اساس نسخه خطی باید این چنین میبود:
{که از محبت رویش هزار جامه قباست}
احمـــدترکمانی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۴ در پاسخ به روفیا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
الان بودی هستن باز از اینا!
عطا در ۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ نیر تبریزی » آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی) » بخش ۴ - ذکر شهادت حرّ بن یزید ریاحی علیه الرّحمه و الرضوان: